دو هم اتاقی که یکی از آنها پولی که برای اجاره خانه جمع کرده بودند واسه یه هرزه فیلیپینی خرج میکند و دوستش الکس که عشق بازی های ویدیوئی است باید مکانی دیگر برای اسکان خود پیدا کند…
"اوون" که علاقه زیادی به تربیت سگ ها دارد هر روز سگ های مختلفی را از صاحبانشان تحویل گرفته و از آنها نگهداری میکند تا اینکه یک روز با سگی فضایی به نام هابل آشنا می شود که از سیاره سگ ها برای انجام ماموریتی به زمین آمده و می تواند صحبت کند! اینجاست که راز سیاره سگ ها فاش می شود و...
دو مرد که از کار بی کار شده اند باید در خانه بمانند و از بچه هایشان مراقبت کنند تا زمانی که کاری پیدا کنند ولی آنها تصمیم می گیرند که یک محل برای نگه داری بچه ها باز کنند...
«ديو بازنيک» (سندلر) تاجر خونسرد و آرامي است که پس از يک سلسله سوء تفاهم هاي غريب محکوم مي شود که يک دوره ي روان درماني «مهار کردن خشم» را بگذراند. ديري نگذشته که «ديو» خود را با «دکتر بادي رايدل» (نيکلسن)، روان درمان گري معروف رودررو مي بيند...
“داوی استون” یک الکلی با سابقه کیفری و محکوم به مرگ است که فعلاً تحت نظارت پلیس در خانه سالمندان به خدمات اجتماعی محکوم شده است. "داوی" در آنجا با تلاش برای اصلاح و ترک عادات بد خود به دنبال رهایی از حکمش است و..
"جری سینفیلد" که از موفقیتهای سیتکام خود خوشحال است،تصمیم عجیبی می گیرد.او از نقش خود کناره گیری کرده و تصمیم می گیرد چیزی کاملا جدید را بسازد.فیلم او را در این پروسه دنبال می کند...
پس از اینکه دو پسر از سه پسر شیطان از جهنم فرار میکنند تا زمین را ویران کنند، شیطان باید پسر سوم خود، نیکی با اخلاق را بفرستد تا قبل از اینکه خیلی دیر شود، آنها را بازگرداند.
«هپي گيلمور» (سندلر)، جوان ساده و خوش قلبي است که هميشه آرزو داشته بازيکن حرفه اي هاکي بشود. او با خبر مي شود که مادر بزرگش قادر به پرداخت بدهي مالياتي دوست و هفتاد و پنج هزار دلاري خود نيست و به زودي خانه اش را از دست خواهد داد. کمي بعد «هپي» به طور اتفاقي متوجه مي شود که استعدادي در ورزش گلف دارد...
بیگانگان فضایی با سرهای مخروطی شکل به کره ی زمین آمده اند تا زندگی میان انسان ها را تجربه کنند. اما طولی نمی کشد که آن ها از طرف مامورین دولت مورد ظن قرار گرفته و تعقیب می شوند...
"سی دی بلز" آتشنشانی با بینی بزرگ است.او یک کارمند جدید استخدام می کند،"کربس" مردی خوش چهره."رسکانه" منجمی است که به تازگی وارد شهر شده است.او عاشق "کریس" شده و از "سی دی" تقاضای کمک می کند و...
داستان سریال در مورد مردی است که همسرش بدلیل مشغله کاری او و بچه را در خانه تنها گذاشته و حالا او باید از بچه مراقبت کند. وی حالا متوجه میشود که پدر بودن سختتر از آن چیزیست که فکرش را میکرد، بنابراین جهت در دست گرفتن کنترل اوضاع تصمیم میگیرد طبق برنامه ریزی های خاص پیش برود و...