داستان فیلم در مورد دو خواهر می باشد که در حیات وحش شمال غربی اقیانوس آرام و در خانه ای جنگلی گیر افتاده اند. پس از قطع تمامی منابع مورد نیاز برای زندگی مانند آب ، برق ، گاز و … آن ها با مشکلات جدیدی روبرو می شوند که می بایست راه های بقا را دریابند…
این انیمیشن از نوشته های شکسپیر الهام گرفته است. داستان گروهی از موجودات افسانه ای مانند “گابلین” ها، “پری” ها، “الف” ها و “ایمپ” را بیان می کنند که ماجراهای بدبختی خنده دار خود را دنبال می کنند. این حوادث توسط نبردی برای به دست اوردن یک معجون قدرتمند به وجود آمده است...
پسر یک خانواده ثروتمند با یک بیمار روانی که تمام زندگی اش را در انزوا سپری کرده برخورد می کند. او دختر ساده لوح را به عروسی برادر خود در خانه می برد و...
یک جوان آمریکایی به نام چارلی تصمیم به عمل کردن به وصیت مادر مرحومش میگیرد. و بدون هیچ پیش زمینه ای به اروپای شرقی سفر میکند و در این شهر با دختری زیبا به نام گبی آشنا میشود اما…
“مری” زنی تنها است که به جرم هم دستی در ترور ابراهام لینکن است و همانطور که تمام شواهد بر علیه او است اما او به یک وکیل تکیه می کند که اتهامات علیه او را …
بوریس یک پیرمرد غرغروی نیویورکی تحصیل کرده و فیزیک خوانده است که دارای صراحت لهجه ی وحشتناکی است و مدام با فلسفه و سفسطه از همه چیز ایراد می گیرد. او پس از جدایی از همسرش، یک شب دختر نوجوانی را ملاقات می کند که از خانه فرار کرده و به نیویورک آمده است، به او اجازه میدهد تا در خانه اش زندگی کند. در طی همخانگی اشان، بوریس تجارب و نظریه هایش در مورد تمام مسائل زندگی را به دختر آموزش می دهد و بعد از مدتی با هم ازدواج می کنند...
کشتیگیر «رندی» (میکی رورک) سال ها از دوره ی اوج اش گذشته است. ستاره سال های پیشین مسابقات کشتی اکنون به صورت نیمه وقت در خواروبار فروشی کار می کند. او به خاطر وضعیت جسمی اش شاید دیگر نتواند کشتی بگیرد، برای همین تصمیم می گیرد تا تغییراتی در زندگی اش ایجاد کند. او حتی به سراغ دخترش می رود و سعی می کند گذشته ها را جبران کند. اما پیشنهاد مبارزه با رقیب قدیمی اش او را سر دو راهی بزرگی قرار می دهد.
دهه 1960، لیورپول. جاد کارگر بندر به قصد یافتن پدر گمشده اش راهی نیویورک می شود. دست تصادف دختری زیبا به نام لوسی سر راه وی قرار می دهد و این دو نفر دلباخته یکدیگر می شوند. لوسی از فعالان جنبش صلح خواهی است و جاد نیز کم کم جذب ایدههای وی می شود. این زوج خیلی زود تحت تاثیر دکتر رابرت و آقای کیت در کوچه های گرینویچ ویلیج پرچم عصیان برافراشته و دامنه اعتراضات مدنی ر تا دیترویت گسترش می دهند. اما احضار مکس-برادر جاد- به سربازی و اعزام او به ویتنام باعث می شود تا این زوج با واقعیتهای زمینی تر، خشن تر و تلخ تری آشنا شده، مبارزه برای خاتمه دادن جنگ ویتنام را آغاز کنند…
یک پدر که مشکلات روانی دارد بعد از اینکه از موسسه روانی خارج میشود تلاش میکند که دخترش را متقاعد کند که جایی در حومه شهر یک بسته طلای اسپانیایی دفن شده است که...
در سالی که "آگوستین باروز" چهارده ساله می شود،پدر و مادر او از هم جدا شده و او را تحویل خانواده عجیب روانپزشکش "دکتر فینج" می دهند.بیماری روانی مادرش بدتر شده،او معشوقی بزرگتر از خود پیدا می کند،با دختر کوچک "فینج" رابطه برقرار می کند و گهگاهی هدایایی از یک فرد خیرخواه دریافت می کند و...
این پروژه در دره سن فرناندو امروزی اتفاق میافتد و حول محور مردی متوهم میچرخد که معتقد است یک گاوچران است و رابطهای که با یک زن جوان شورشی شروع میکند...
تری در لحظه ای که اصلاً انتظارش را ندارد ازسوی شوهرش ترک می شود. این اتفاق باعث می شود تا او به الکل پناه ببرد. در همسایگی آنها دنی دیویس زندگی می کند که قبلاً بازیگر مشهور بیس بال بوده و بنا به دلایلی ورزش را رها کرده و در یک ایستگاه رادیویی مجری گری می کند. او نیز تنها و الکلی است و این نقاط مشترک باعث می شود که تری و دنی به زودی با هم احساس نزدیکی کنند...
پدری به خانه بر می گردد به امید اینکه با دخترش "مگی" ارتباط برقرار کند. امادختر او ربوده شده و این اتفاق خانواده آنها را وادار می کند با هم همکاری کنند تا او را بازگردانند...
در آینده ای نزدیک پارکی فوق پیشرفته شبیه غرب وحشی طراحی شده است که ربات های انسان مانندی بنام "میزبان" در آن وجود دارد. این ربات ها همگی از قبل برای اهداف مشخصی برنامه ریزی شده اند. افراد ثروتمند که در این پارک با نام "مهمان" شناخته می شوند در ازای پرداخت پول میتوانند از امکانات و ربات های این پارک بازدید و استفاده کنند. همه چیز سالها طبق برنامه پیش می رود و سرمایه گذاران این پارک تسلط کامل بر روی ربات ها دارند تا اینکه یک روز به دلیل نقص فنی در سیستم کنترل، ربات ها متوجه ماهیت واقعی خود شده و کم کم دست به شورش علیه سازندگان خود می زنند...
این سریال داستان مادری محافظه کار و فداکار رو در طول "رکود اقتصادی بزرگ" به تصویر میکشه. زنی که از شوهرش جدا شده، تلاش میکنه رستوران خودش رو باز کنه و در همین حین عاشق مردی دیگه میشه. این مادر تمامی این کارها رو برای به دست آوردن عشق و احترام دختر از خودراضی خود انجام میده...