داستان درباره "مته" است، پسر نازپرورده تاجر ثروتمندی که پدرش او را به این باور میرساند که در قرن شانزدهم میلادی به عنوان یک خدمتکار در شهری عثمانی تناسخ پیدا کرده است.
یک خانواده به دلیل نادیده گرفتن رسم انتقال دستور تهیه ماست از پدر به پسر، گرفتار نفرین میشوند. برای رفع این نفرین، باید مشخص شود که کدام یک از دو قلوها واجد شرایط یادگیری این دستور افسانهای هستند.
زوهال یک زن از طبقه متوسط با شغل خوب و خانه خوب در استانبول و رابطه طولانی مدت است. زندگی عادی او که با مشکلات روزمره، عجله های کاری و تماس های تلفنی با دوستش در سفر سپری می شود، با شنیدن صدای میو یک گربه یک شب تغییر می کند...
"قدرت" که همیشه با قانون و برنامه زندگی کرده، به وسیله تجربه اتفاقات شگفت آور نظم زندگیش بهم میخورد. او سوار ماشینش که خیلی دوستش میدارد شده و به طرف آنتپ روانه میشود. در طی این مسیر بلایی نیست که سر "قدرت" و ماشینش نیاید. او پس از طی کردن صدها کیلومتر هم ارزش دوستی را کشف خواهد کرد و هم لذت زندگی بدون قانون و برنامه را خواهد چشید...
رضا یک راننده مینی بوس است . یک روز رضا با یک دختر خیلی خوشگل به نام آیپَری که در عین حال قلب مهربانی هم دارد آشنا میشود و بعد از این آشنایی اتفاقات کمیک فیلم شروع میشود …
دو تا دوست صمیمی که هر دوشون اهل شوخی اند ، خیالاتی هستند و زندگی رو آسون میگیرن . عاشق دختر آوازه خوان (یاسمین) میخانه ای میشن که به طور مداوم به اونجا میرن . یاسمین که دل هر کسی رو به تپش میندازه و البته به همان میزان هم آدم غیر نرمالی است در کنار حکایت جذاب و لذت بخش و در عین حال رویایی و غم انگیز این دو پسر جوان ، مفاهیم عشق و دوستی را با یک داستان متفاوت به تصویر میکشه .
شیمال یه دختر زیبای اهل آرتوین و جیوان پسری خوشتیپ اهل گازیانتپه که جزو ولیعهدهای یه خونواده ی ثروتمند است، هستند. هر دوشون بعد از نامردی هایی که بهشون میشه و از رابطه هاشون دلسرد میشن، برحسب اتفاق با هم برخورد میکنن و اتفاقاتی که میافته شیمال رو مجبور میکنه تا یه سری دروغ هایی در مورد رابطه داشتنشون بگه و این دروغ ها بصورت زنجیره ای ادامه پیدا میکنه و رابطشون رو به بُعدی جدید میکشونه….