"وودرو ترواسمیت" که پس از ابتلا به تب یونجه از نیروی دریایی مرخص می شود، احساش شکست کرده و به زادگاه خود باز نمی گردد. او در میان غم و اندوه، با گروهی تفنگدار آشنا می شود که او را تشویق می کنند به خانه بازگردد و به مادرش بگوید در جنگ مجروح شده و با سربلندی به خانه بازگشته است...
جنگ جهانى دوم. « ترودى کاکن لاکر » ( هاتن ) شبى را با سربازى مىگذراند و دوست « ترودى » ، « نوروال » ( براکن ) ناچار مىشود ادعا کند که مسئولیت باردارى « ترودى » به عهده ى او است.
یک مخترع به مقداری پول احتیاج دارد تا ایده بزرگش را عملی کند. همسرش که عاشق اوست تلاش میکند با طلاق دادن او و ازدواج کردن با یک میلیونر این پول را جور کند.
دو راننده ی اتوبوس به صورت اتفاقی اتوبوس خودشان را می دزدند. شرکت اتوبوس رانی حکم بازداشت آن ها را دریافت می کند و بعد از این اتفاق این دو راننده به همراه فرد دیگری به سفری دریایی رفته و به جزیره ای گرمسیری می رسند. در این جزیره یک دزد جواهرات نقشه هایی شرورانه برای آن ها در سر دارد...
"گلوز دانایو" قمار بازیست که میخواهد قاتل کیک پز مورد علاقه ی خود را پیدا کند . او “لیدا همیلتون” خواننده ی کلاب شبانه را در حال خروج از کیک پزی می بیند و...
“سالیوان” کارگردان ساده لوحی است که تصمیم می گیرد فیلمی درباره مشکلات انسان های فقیر بسازد. به همین دلیل او در لباس یک دوره گرد به راه می افتد تا درس های درباره زندگی بگیرد که باعث بیداری او می شود …
"جی پی مریک" مالک یک فروشگاه بزرگ متوجه می شود چند تن از کارمندانش با هم متحد شده اند تا حقوق بیشتر و شرایط کاری بهتری را بدست آورند.به منظور پیدا کردن شخصی که آنها را سازماندهی می کند،او به عنوان یک فروشنده کفش وارد فروشگاه می شود و...
"چارلز پایک" مردی ثروتمند اما ساده لوح پس از یک سال مطالعه بر روی مارها در آمازون،در راه بازگشت و بر روی کشتی با جاعلی با نام "جین هرینگتون" آشنا می شود.آنها عاشق هم می شوند اما سوءتفاهمی موجب جدایی آنها در وضعیتی بدی می شود.برای بازگشت نزد او،"جین" خود را به شکل یک بانوی انگلیسی در می آورد و...
یک کارمند دفتری دوست دارد وارد یک مسابقه شده و با برنده شدن مقدار زیادی پول به دختری که دوست دارد ازدواج کند.برخی از همکاران او به منظور شوخی تلگرافی با مضمون اینکه او برنده مقدار زیادی پول شده برایش ارسال می کنند و...
دختر کارمند فقیرى به نام « مرى اسمیت » ( آرتور ) مورد توجه میلیونر وال استریت ، « ج. ب. بال » ( آرنولد ) قرار مىگیرد. از قضا او با پیشخدمتى ( میلاند ) که پسر « بال » از آب در مىآید ، نیز آشنا مىشود.
وقتی چارلی میسون از خبرنگاری به سردبیری ارتقا می یابد، برای دوس دخترش که خبرنگار آس است، گران تمام می شود. به محض اینکه می شنود که او با شخص دیگری نامزد کرده است، کارش را ترک کرده به امید اینکه بلکه دوباره دلش را بدست آورد...