"مورتیمر برستر" یک روزنامه نگار و نویسنده است.در صحنه ابتدایی فیلم او در تالار شهر در حال ازدواج است.اما او متوجه می شود که خاله هایش مردی را به قتل رسانده و جسدش را در انبار مخفی کرده اند...
"کای توردیک" به "گرنت متیوز" علاقه داشته و به او در تبدیل شدن به نامزد حزب جمهوری خواه ، در انتخابات ریاست جمهوری کمک می کند.اما زمانی که "گرنت" شروع به صحبت به نفع خود می کند ، حزب نگران می شود. در یک مهمانی شام مهم همسر او "ماری" سیاستمداران فاسد را محکوم کرده و "گرنت" تصمیم می گیرد محکمتر صحبت کند و...
"وودرو ترواسمیت" که پس از ابتلا به تب یونجه از نیروی دریایی مرخص می شود، احساش شکست کرده و به زادگاه خود باز نمی گردد. او در میان غم و اندوه، با گروهی تفنگدار آشنا می شود که او را تشویق می کنند به خانه بازگردد و به مادرش بگوید در جنگ مجروح شده و با سربلندی به خانه بازگشته است...
یک ایستگاه رادیویی در نیویورک سیتی تصمیم می گیرد پایگاه جدیدی برای خود ایجاد کند اما به طور سهوی بخشی از این پایگاه را در قسمتی از زمین خانواده ای در روستاهای آرکانزاس می سازد. آن ها تصمیم می گیرند چند تن از ماموران خود را به آرکانزاس فرستاده تا زمین را از این خانواده خریداری کنند اما ماجرا آن طور که برنامه ریزی شده بود پیش نمی رود....
یک کارمند دفتری دوست دارد وارد یک مسابقه شده و با برنده شدن مقدار زیادی پول به دختری که دوست دارد ازدواج کند.برخی از همکاران او به منظور شوخی تلگرافی با مضمون اینکه او برنده مقدار زیادی پول شده برایش ارسال می کنند و...
وقتی "باب ستون" از تگزاس به کانزاس مهاجرت می کند،نکات خوبی در آنجا بخصوص "مری مک کلود" دختر بانکدار محلی را پیدا می کند.وقتی او فرصتی برای انتخاب شدن به عنوان کلانتر را بدست می آورد،رقیب معلم قابل احترام "ویلیام کانترل" می شود و...
در سال 1859 در پنسیلوانیا، سرمایهدار راهآهن برنان با کشاورزان حفاریکننده نفت به رهبری پیتر کورتلاند درگیر میشود. کورتلاند باید تجارت نفت خود را نجات دهد و در عین حال ازدواج خود را نیز حفظ کند...
« آقاى ديدز » ( كوپر ) ، مرد سادهاى اهل شهرى كوچك ، ميليونها دلار به ارث مىبرد و تصميم مىگيرد پولش را به نيازمندان ببخشد. وقتى به نيويورك مىرود ، عده اى انگل گردش را مىگيرند ، و زنى روزنامهنگار ( آرتور ) دربارهى او گزارشهايى مسخره چاپ مىكند...