ریو و کن، مبارزان خیابانی، وقتی چون-لی آنها را برای مسابقات جهانی جنگجویان استخدام میکند، دوباره با هم متحد میشوند. در حالی که با یک توطئه پنهان روبرو هستند، باید با یکدیگر و گذشتهشان روبرو شوند - یا با نابودی روبرو شوند.
سر دیوید آتنبرو حیات وحش زادگاهش در لندن، از گوزن های شهری گرفته تا جنگل های پشت بام و بسیاری دیگر را بررسی می کند و نشان می دهد که چگونه طبیعت در سرسبزترین شهر بزرگ جهان رشد می کند.
چوی چیس قبل از اینکه در دهه ۱۹۸۰ ستاره سینما شود، با اجرای برنامه SNL به شهرت رسید. او که به خاطر کمدی فیزیکی و اجرای بیاحساسش شناخته میشد، بعدها به دلیل گزارشهایی مبنی بر رفتار نامناسبش، مسیر شغلیاش رو به افول گذاشت.
جم ییلماز، کمدین سنگین وزن ترکیه، در این ویژه برنامه پویا، روی صحنه استندآپ کمدی میرود و همه چیز را از فرهنگ لغو کنسرت گرفته تا خالکوبیهای پشیمانی پوشش میدهد.
مرگ آناستازیو هرناندز-روخاس، یک مهاجر مکزیکی بدون مدرک که در سال ۲۰۱۰ در حین بازداشت در مرز درگذشت، را مورد بررسی مجدد قرار میدهد. وقتی ویدیوی شاهدان عینی منتشر میشود، تحقیقات گستردهای از یک ایست بازرسی مرزی تا واشنگتن دی سی آغاز میشود.
جوناتان راس، ریچارد آیواد، کاترین رایان، نیک محمد، رویسین کاناتی و لو سندرز، جیمی کار، استاد پرسشگر را همراهی میکنند تا ببینند چه کسی در مورد سال گذشته بیشتر میداند.
داستان با زوجی به نامهای پوترا و ساندرا، که اصالتاً اهل جاکارتا هستند، آغاز میشود که تصمیم میگیرند به بالی نقل مکان کنند. آنها زندگی پرمشغله خود را در جاکارتا رها میکنند تا همسرش بتواند باردار شود. با این حال، متأسفانه، جادوی لیک (Leak) برمیخیزد و آنها را وحشتزده میکند. جادوی لیک از طلسمی که زن همراه خود دارد سرچشمه میگیرد و آنها برای پایان دادن به وحشت لیک، کمک معنوی دریافت میکنند.
استیو بکشال، فعال محیط زیست، دقیقاً پنجاه سال بعد، مراحل سفر پادشاه به قطب شمال کانادا در سال ۱۹۷۵ را مرور میکند، حس ماجراجویی شدید شاهزاده چارلز جوان را دوباره کشف میکند و از تغییرات چشمگیر سیاره ما پرده برمیدارد.
دنبال کردن جان الوی از استنفورد تا ۱۶ فصل حضور در دنور برانکوز، شامل فیلم درایو، شکستها و پیروزیهای سوپربول، و ثبت لحظات کلیدی دوران حرفهای افسانهای این کوارتربک تالار مشاهیر.
جیک پال، بوکسور برجسته، آنتونی جاشوا، قهرمان سنگین وزن را در یک مبارزه فوقالعاده که دوران حرفهایاش را تعیین میکند، به صورت زنده از برنامه Most Valuable Promotions به چالش میکشد.
یک روانکاو پس از یک تصادف رانندگی به خدمات اجتماعی محکوم میشود و وظیفه دارد تا به یک مأمور پلیس که از خیانت همسرش آسیب دیده است، حمایت درمانی ارائه دهد. این دو با هم با خطرات غیرقابل تصوری روبرو خواهند شد.
سیمور هرش در خط مقدم روزنامهنگاری سیاسی در ایالات متحده بوده است. گزارشهای پیشگامانه هرش، بسیاری از فاحشترین تخلفات و لاپوشانیهای قانون اساسی را به اطلاع عموم رسانده است.
این مجموعه شخصیت های منحصر به فرد دنیای سینمایی مارول را نشان می دهد که طی سالهای گذشته بینندگان آنها را شناخته و دوست دارند و از نمادین ترین لحظات خود دوباره دیدن می کنند.
ریمورو با تحقیق، متوجه شد که گاستاف و کارل، اهریمنهایی هستند که زنوبیا را نفرین کردهاند. آنها قصد دارند با استفاده از زنوبیا به عنوان یک جسم، خدای خود را ظاهر کنند. آیا ریمورو میتواند قبل از نابودی پادشاهی کلوس، آنها را متوقف کند؟
در سال 1995، تحقیقاتی برای از بین بردن کارتل های مواد مخدر کره، چین و ژاپن آغاز شد. کارآگاه روستایی جونمو به صورت مخفی در اتحادیه در حال ظهور گانگنام می رود، بدون اینکه از روابط پیچیده بین همسرش و رئیس باند آگاه باشد. سرنوشت در هم تنیده آنها منجر به بدترین سناریوها می شود.
میونگ جون تصمیم می گیرد که روهی را بدزدد تا هزینه های بیمارستان دخترش را بپردازد. در راه او، شخصی جلوی ماشینش می افتد که معلوم می شود روهی است. او چیزی را به خاطر نمی آورد و میونگ جون ادعا می کند که پدرش است و با والدینش برای باج تماس می گیرد اما موفق نمی شود. او شاهد بردن اجساد پدر و مادرش به خانه شان است و صحنه را ترک می کند. روهی به میونگ جون مشکوک می شود.
در آینده ای نسبتا نزدیک، یک تکنولوژی نوآورانه ظهور کرده است. در شبکه های اجتماعی، شایعات در مورد پدیده های عجیب و غریب که اصالت آن ناشناخته است، به عنوان "ارواح هولوگرام" شناخته می شود. هیرو آمانوکاوا یک دانش آموز که تازه به دبیرستان آکادمی هیزاکورا رفته، یک دستگاه مرموز که توسط پدرش به نام (دیجیوایس) باقی مانده را فعال میکنه. با فعال کردن اون دستگاه حالا هیرو قادر به دیدن موجودات ناشناخته به نام دیجیمون میشه که توسط افراد عادی قابل دیدن نیستند.
تواریخ آرتدال تولد تمدن و ملت ها را در دوران باستان نشان می دهد. این داستان قهرمانان افسانه ای، مبارزه، وحدت و عشقشان به افرادی است که در سرزمین افسانه ای Arth زندگی می کنند.
در سال 2040، آلودگی مداوم و مجموعهای از زمینلرزههای مرموز، شهر توکیو را ویران کرد. مرد جوانی به نام کن اندو در حال آموزش برای عضویت در DC، سازمانی شبیه به ارتش طراحی شده برای تحقیق و حفاظت از محیط زیست در حال فروپاشی است. کن، با حمایت خواهر بیمارش، ساویوری، تمام تلاش خود را می کند تا بخشی از گروه نخبه ای شود که جوانان آرزو دارند، اما خبر تکان دهنده ای دریافت می کند که به دلیل عملکرد ضعیف در جلسات ارزیابی از تیم کنار گذاشته شده است. سپس، ناگهان یک هیولای شوم با درخشش خیره کننده از آسمان ظاهر می شود و شروع به درو کردن ربات های کارگر DC با نیروهای نامرئی مرموز می کند. کن، مشتاق نشان دادن اینکه او واقعاً از چه چیزی ساخته شده است، سوار یکی از ربات های کارگر می شود و بیپروا وارد نبرد با هیولا می شود.
زندگی در آلاسکا با چالشهای زیادی همراه است که ناشی از شرایط آب و هوایی، فاصله زیاد از سایر ایالات و طبیعت بکر و وحشی این منطقه است. یک تصمیم اشتباه در این ایالت میتواند جان انسان را به خطر بیندازد.
چیتوز-چان پنگوئنی است که در کیوتو زندگی می کند. او از این که با مردم ارتباط برقرار کند و در حالی که با کنجکاوی در خیابان های کیوتو قدم می زند، غذاهای خوشمزه بخورد، لذت می برد. این داستان مکان های محبوب کیوتو مانند معبد کیومیزو، معبد گینکاکو و جیون را از دیدگاه پنگوئن به تصویر می کشد. این یک داستان کوتاه درباره یک پنگوئن نوستالژیک و گرم است که قلب را درمان و تسکین می دهد.
دو هون، کارمند اداری غمگینی که با فست فود زندگی میکند و فقط بین خانه و شرکت رفت و آمد میکند، وقتی مرد همسایه به عنوان هدیه به او برنج شیرین میدهد و سطح قند او را دوباره پر میکند، میدرخشد. مرد همسایه یون سو است که به طور ناگهانی کالج را رها کرد. یون سو صراحتاً اعتراف کرد که فرار کرده است زیرا جرات اعتراف به دو هون را نداشت. اما یون سو که اکنون این موضوع را متعلق به گذشته میداند و دو هون که از آن روز شروع به مراقبت از یون سو کرده است، هر شب با هم شام میخورند. حتی دو هون هم متوجه نشد، احساساتش نسبت به یون سو کم کم داغ می شود... از یک روز آرامش در پختن یک غذای عاشقانه لذت ببرید که هر لقمه ای را مجذوب خود می کند!
داستان درباره دختر جوانی به نام تانیا دگورچاف ( Tanya Degurechov ) است که در خط مقدم جنگ در حال مبارزه است. اون در زندگی قبلی خود در ژاپن یک کارمند بود ولی یک نفر اون رو میکشه و بخاطر غضب خداوند به شکل دختری کوچک دوباره تولد یافته. به عنوان تانیا در دنیایی که جادو به لطف خداوند وجود داره تناسخ پیدا میکنه.
حالا سال ۲۰XX است. زمین توسط هیولاهایی که “دشمن بشریت” نامیده میشدن مورد حمله قرار دادند. برای جلوگیری از خطرات آینده، مدارس خصوصی با نوجوانان با استعداد درست شد. “با استعداد” ها قابلیتهای عجیب و غریب دارند که قوانین طبیعت را نادیده میگیرند. در بین همین “با استعداد” ها یک نفر عجیب و غریب هست که هیچ قابلیت خاصی نداره ولی به یکی از این مدارس رفت. داستان ما دربارهی همین نفر عجیب و غریب هست که فقط با استفاده از ذكاوت و حیله گری سعی داره دشمنان بشریت رو شكست بده.
داستان سریال در مورد سه کارگر به نامهای کورال، وندی و جینا است که در یک کلوب شبانه کار میکنند. آنها در پی وقوع یک حادثه، از واسطهی خود و افراد جنایتکار او در حال فرارند و فقط سعی میکنند «پنج دقیقه بیشتر» زنده بمانند.
«دیگه فقط واسه خودم زندگی میکنم!» تنها چیزی که قویترین قاتل جهان تو زندگیش میدونست، اجرای دستورات بالادستیهاش بود— تا اینکه اونا تصمیم به کشتنش گرفتن. او با افسون یک الهه به زندگی برگشت، به دنیایی مملو از شمشیر و جادو. به او فرصتی اعطا شد تا اینبار زندگیاش را تغیر دهد. اما به همین سادگی هم نیست... او باید یک ابر قهرمان را که قصد نابودی جهان را دارد شکست دهد. بزرگترین قاتل ما که حالا با اسم «لوف تواتا دِ» شناخته میشد، سر قاتل ما بسیار شلوغ بود مخصوصا به دلیل تمام دخترانی که او را احاطه کرده بودند. شاید لوف قاتلی بینظیر بوده، اما چگونه از پس حریفانی با قدرتهای جادویی بر خواهد آمد؟