داستانی پر از اتفاقات طنزآمیز از گروهی تایلندی در لندن. با فقدان توانایی زبانی آنها، داستان های عاشقانه پر هرج و مرج اما سرگرم کننده در انتظار آنهاست...
این فیلم داستان آستین تستر 16 ساله، ستاره نوظهور در اکوسیستم پخش زنده را روایت می کند که با خوش بینی چشمگیر و جذابیت برای دختران نوجوان، طرفداران خود را جمع آوری کرد. او در تلاش است تا از زندگی بن بست در روستای تنسی فرار کند.
مایک والاس، خبرنگار مشهور آمریکایی، به خاطر مصاحبههای چالشی و بدون ترسش در برنامه 60 دقیقه شناخته میشود. او در طول هفت دهه فعالیت حرفهای خود، با افراد مشهور و قدرتمند از سراسر جهان مصاحبه کرده و سوالات سختی از آنها پرسیده است. والاس در سال 2012 درگذشت، اما میراث او به عنوان یکی از بزرگترین خبرنگاران تاریخ همچنان زنده است.
پدر کوجی آکاشی خودکشی می کند . پدرش یک افشاگر بود که یک شرکت بزرگ را درگیر کرد. خانواده کوجی اکنون با نابودی روبرو هستند. کنیچی کیتامورا در یک پرورشگاه کار می کند. او به کوجی نزدیک می شود. کنیچی برای محافظت از کودکان بدش نمی آید که مرتکب جنایت شود. با توجه به کنیچی، کوجی به فکر انتقام گرفتن است....
آنچه چین تعمید داده است "جاده ابریشم جدید" به دو مربی اجازه می دهد تا در کمتر از دو هفته با قطار از چین به فرانسه منتقل شوند. در شاخ آفریقا، دولت چین اخیراً یک بندر نظامی راهاندازی کرده و یک راهآهن فوق مدرن در خدمت اتیوپی ساخته است. از سال 2013، «پادشاهی میانه» میلیاردها دلار در پروژه هایی مانند این سرمایه گذاری کرده است تا راه را برای توسعه طلبی چین هموار کند...
مارکی در میلواکی که از بیش از 10 سال فیلم مونتاژ شده است، داستان یک زن غرب میانه را روایت می کند که با چشم انداز تغییر وضعیت تحت فشار کلیسا، خانواده و جامعه بنیادگرای خود مبارزه می کند...
فیلم "ماجراهای جوجو" درباره سفر پرفراز و نشیب پسری به نام جوجو به بáropahári برای دیدن عمویش است. این فیلم داستانی آموزنده و سرگرمکننده برای کودکان دارد.
موضوع این نوشته دربارهی چیستیِ "رُست سه پرنده" و دلیلِ ناگهانیِ نیاز به یک مبل نو است. میکی در این متن به بررسیِ علاقهی شدید ما به جشن کریسمس، مراحل آموزشِ بابا نوئل شدن و آشنایی با آداب و رسومِ گوناگون در این مسیر میپردازد.
تد تمپلتون بزرگسالی که برای یک جنایت شرکتی ساخته شده است، دوباره به بچه رئیس تبدیل می شود تا با برادرش، تیم، مخفیانه زندگی کند و خود را به عنوان یکی از فرزندانش نشان دهد.
تا سال 2075 سفر بین زمین، ایستگاه های فضایی و ماه عادی شده است. هاچیماکی در یک ایستگاه فضایی ضایعات را جمع آوری می کند و رویای داشتن فضاپیمای خودش را دارد.
داج مینارد به بیماری کشنده ای مبتلاست و قصد دارد قبل از این که این بیماری جانش را بگیرد، از همسر حامله اش مراقبت کند. او پیشنهادی مبتنی بر شرکت در یک بازی مرگبار را قبول کرده اما به زودی متوجه می شود که او در این بازی شکارچی نیست؛ او خود شکار است.
Ash که شخصیت شوخ طبع و خوشگذرانی است سی سال گذشته را بدون توجه به مسئولیتش برای ترور شیطان خبیثی به نام Evil Dead که او و دوستاندوران دانشگاهش با اقداماتشان سه دهه پیش در کلبه جنگلی آزاد کرده بودند گذرانده است.حال علاوه بر آنکه پس از سالیان دراز Evil Dead توانسته او را پیدا نماید خطر گسترش طاعون شیطانی-زامبی کننده ای نسل بشر را تهدید می کند و Ash پابه سن گذاشته و دوستان جوانش باید راهی برای مقابله با آن بیابند.
یک روز، پسر دبیرستانی یامادا به دختر زیبایی به نام شیرائیشی در پله ها برخورد می کند. وقتی هوشیار می شوند، متوجه می شوند که بدن هایشان جابجا شده است. با گذشت زمان، این دو متوجه می شوند که این تنها اتفاق عجیب و غریب در مدرسه نیست.
سیلیان مورفی یک مستند را روایت می کند که در آن زندگی حیوانات و افرادی که خود را در برابر دریای وحشی جهان قرار می دهند، بررسی می شود و نیروهای طبیعی که زندگی در اقیانوس اطلس را تحت پشتیبانی قرار می دهد، از جمله جریانات قوی ترین جهان، طوفان های وحشتناک و زنجیره های بزرگ زیر دریایی فوران، را آشکار می کند.
جهجونگوون اولین بیمارستان مدرن در کره است که در دوره جوسئون در سال 1885 تأسیس شد. بک دو یانگ یک اشرافزاده است که مقام خود را ترک میکند تا وارد ردههای آن شود. هوانگ جونگ پسر یک قصاب است که پزشک میشود، در حالی که سئوک ران به عنوان مترجم وارد جهجونگوون میشود اما آموزش پزشکی را برای تبدیل شدن به دکتر انجام میدهد.
سندرم یک درام هیجانی پزشکی است که در بخش جراحی مغز و اعصاب رخ میدهد. یک خانواده از جراحان با روابط پیچیده در بالای سلسله مراتب بیمارستان قرار دارند، با پسر چا یئو ووک که تصمیم میگیرد به دنبال پای پدر و مادرش برود و جراح مغز و اعصاب شود. لی هائه جو (Han Hye Jin) یک دستیار با استعداد است که علیرغم زمینه کمتر امتیازی از چا یئو ووک (Song Chang Ui)، به بخش ملحق میشود و این دو دوستی جدالآمیز را توسعه میدهند در حالی که دکتر اسرارآمیز کانگ اون هیون (Park Gun Hyung) نیز به هائه جو علاقهمند است.
توموکو، یک گردشگر ژاپنی، و جی-هون، یک دانشجوی فیلم از کره جنوبی، در هنگ کنگ ملاقات میکنند. علیرغم ملاقات ناهموار و مانع زبان، آنها دوست خوبی میشوند. به مرور زمان، آنها در نهایت به کشورهای خود باز میگردند اما فقط پس از تبادل آدرس ایمیل - قول میدهند با هم در تماس باشند و در نهایت دوباره ملاقات کنند. اما با سرنوشت که آنها را به سمت دیدار دوباره هم فشار میدهد، توموکو تصمیم میگیرد به کره جنوبی برود تا دوباره جی-هون را ببیند اما بعضی مشکلات پیش میآید.
یه مینی سریال دو قسمتی. هان جونگ اون ۱۴ سال است که با لی وو چول ازدواج کرده و یک دختر دارند. لی وو چول به عنوان یک PD در یک ایستگاه رادیویی کار میکند. هان جونگ اون مشغول مراقبت از خانوادهاش و همچنین کار کردن است، بنابراین مادرش چوی سون اوک برای کمک به او به سئول میآید. ناگهان خانواده با یک فاجعه روبرو میشود. هان جونگ اون و مادرش چوی سون اوک باید با حقیقت آن روز روبرو شوند.
در این مجموعه مستند منحصر به فرد، پزشکان، سرآشپزها و متخصصان تغذیه در مورد اینکه چگونه تغییر در رژیم غذایی می تواند بر سلامت و طول عمر تأثیر مثبت بگذارد، می اندیشند.
دایول می شنود که دو پسر در دفتر پرستار مشغول فریب خوردن هستند و به طور تصادفی میله پرده را می زند. وقتی پرستار وارد صحنه میشود، تهیون میگوید که دایول سعی کرد با او کنار بیاید. قبل از اینکه دایول بتواند سوء تفاهم را اصلاح کند، شایعه منتشر می شود و بورسیه تیراندازی با کمان او در خطر است.
ویستریا دختر یتیمی است که در انتهای قرن نوزدهم در گوشه ای از امپراتوری بریتانیا زندگی می کند. زندگی او متروک و تاریک است – تا اینکه با مالبوس، موجودی جاودانه قدرتمند اما به همان اندازه تنها با ظاهری پشمالو، که توسط شکارچیان شکار شده است، روبرو می شود. ویستریا و مالبوس با هم در امپراتوری پرسه می زنند – پرجمعیت از انسان ها و جانورانی شبیه انسان – در جستجوی مکانی که بتوانند در صلح با هم زندگی کنند.
مون (Mon)، دانشجوی تازه فارغ التحصیل از دانشگاه، به عنوان کارآموز شروع به کار کردن در یه شرکت بزرگ می کند. چون مون، سم (Sam) را که از زمان جوانی یک رییس ثروتمند بوده، به شدت تحسین می کند. با این حال، وقتی که مون، سم را میبیند تمام تصوراتش نابود می شود چون اون هیچ شباهتی به کسی که نشان می داد نداشت ...