این برنامه ویژه سینمایی به مناسبت هفتاد و پنجمین سالگرد تولد آندره ریو، پادشاه والس، ساخته شده است. در این فیلم، او شما را به جشن قایقسواری در ماستریخت دعوت میکند و منتخبی از بهترین اجراهای جهانی و خاطرات او با ارکستر یوهان اشتراوس به نمایش درمیآید. بیشتر این کنسرتها برای اولین بار روی پرده سینما به نمایش گذاشته میشوند و فرصتی استثنایی برای دیدن آثار کلاسیک آندره ریو به شمار میرود.
یونگسو، ماهیگیری جوان و درمانده، برای بهبود وضعیت زندگی همسر ویتنامی و مادر سالخوردهاش، نقشهای برای کلاهبرداری از بیمه میکشد که شامل صحنهسازی ناپدید شدنش است.
دختر نوزاد ژانگ کی-مائو ربوده میشود. او در جستجوی دخترش، به ناحق زندانی شده و سپس متوجه میشود که از دخترش برای قاچاق اعضای بدن استفاده شده است. کی-مائو که از این ماجرا خشمگین و غمگین است، تصمیم به انتقامی خشونتآمیز میگیرد.
این فیلم از رونمایی دقیقترین مدل تایتانیک خبر میدهد که با استفاده از فناوری اسکن زیر آب و تعداد زیادی تصاویر دیجیتال، یک نسخهی دیجیتالی کاملاً مشابه اندازهی واقعی کشتی غرقشدهی مشهور را به وجود آورده است.
این فیلم به بررسی روابط خاص بین حیوانات و صاحبانشان در جهان میپردازد و با نشان دادن سگها، گربهها، خوکها، بزها و پرندگان شکاری، سفری دوستداشتنی را به تصویر میکشد که در آن عشق و فقدان و محبتهای حیوانی به نمایش گذاشته میشود.
مسابقات North West 200 که هر ماه مه در ایرلند شمالی برگزار میشود، یکی از سریعترین و خطرناکترین رویدادهای موتورسواری جادهای در جهان است. حدود ۱۰۰ موتورسوار از سراسر دنیا در این مسابقات شرکت میکنند و با سرعتهای بیش از ۳۲۰ کیلومتر بر ساعت در جادههای عمومی بسته شده مسابقه میدهند و با خطرات جانی روبرو میشوند.
این گروه اسکاتلندی که بیش از ۲۵ سال از فعالیتش میگذرد و تاکنون ۱۰ آلبوم استودیویی منتشر کرده، با درآمیختن قدرت و صلابت صدا با لطافت و شکوه، گونهای منحصربهفرد در موسیقی پدید آورده است.
داستان زندگی گابریله مونتر و واسیلی کاندینسکی، زوج هنرمند و از بنیانگذاران جنبش "سوار آبی" را روایت میکند. کاندینسکی به شهرت رسید، اما مونتر در سایهی او نادیده گرفته شد.
فیلمبرداری در ۲۶ مارس در تئاتر پالادیوم لندن با همراهی یک گروه زنده انجام شد. التون و برندی آهنگهایی از آلبوم جدیدشان به نام «چه کسی به فرشتهها اعتقاد دارد؟» را اجرا کردند.
داستان کائنات اختر، یک زن پاکستانی که به اشتباه به عنوان یک فرد نظامی زندانی شده است را دنبال میکند. یک روزنامهنگار به نام وِدانْت او و دخترش که در زندان به دنیا آمده است را پیدا میکند. او که حس عدالتخواهی قویای دارد، ماموریتی را برای کشف حقیقت آغاز میکند.
اژدهایِ اندرِ شرور، مسیرِ ویرانی را در پیش میگیرد و دختری جوان و گروهی از ماجراجویانِ غیرمنتظره را بر آن میدارد تا برای نجاتِ دنیایِ رو به رویی، دست به کار شوند.
هنگامی که یک مامور اطلاعاتی به دیجیای که دیگر در اوج نیست، پیشنهاد میدهد تا رقیب جوانش را از میدان به در کند، او این پیشنهاد را شانسی برای بازگشت به دوران اوج خود با یک آهنگ پرمخاطب تلقی میکند.
این برنامه ویژه به بررسی شکایت قانونی بلیک لایولی علیه جاستین بالدونی میپردازد. او مدعی است که بالدونی در صحنه فیلم "با ما تمام میشود" مرتکب آزار ج.ن.س.ی. شده و برای ساکت کردن او، یک شرکت روابط عمومی را مأمور اجرای یک کمپین بدنامسازی آنلاین کرده است. بالدونی این اتهامات را تکذیب کرده و با طرح شکایتی متقابل به مبلغ ۴۰۰ میلیون دلار، لایولی را به افترا متهم نموده است. با تعیین زمان برگزاری دادگاه در مارس ۲۰۲۶، این برنامه ویژه به بررسی شواهد ارائه شده از سوی هر دو طرف و واکنشهای کاربران در شبکههای اجتماعی به این مناقشه میپردازد.
مستندی بلند که تصاویر پشت صحنه فیلمهای قبلی کارگردان جووال مارلون را با مصاحبهها و اجراهای تازه فیلمبرداری شده ترکیب میکند تا به ماهیت سینمای استثماری زیرزمینی بپردازد.
این سریال داستان زندگی جانگ یونگ سیل (سونگ ایل گوک) دانشمند ، مخترع و تکنسین دوران چوسان است . "جانگ یونگ سیل" در یک خانواده سطح پایین به دنیا آمده و شاه سجونگ (کیم سانگ کیونگ) متوجه استعداد فوق العاده او میشود و به قصر می آوردش. پادشاه "سجونگ" فرصتی به او میدهد تا بتواند توانایی هایش را نشان دهد. او ساعت آبی ، دستگاه چاپ آهن و لوازم ستاره شناسی رو اختراع کرد ...
دختر دبیرستانی پسرانه تومو آیزاوا سرانجام موفق می شود به دوست دوران کودکی خود جون بگوید که او را دوست دارد. متأسفانه، اعتراف او درست بالای سر او می رود - او حتی تا دوران راهنمایی حتی متوجه دختر بودن او نمی شد، و حتی اکنون، جون هنوز او را یک برادر می داند! چگونه تومو چان می تواند او را در غیر این صورت متقاعد کند و قلب جون را به دست آورد؟
داستان در دنیای پسا آخرالزمانی غوطه ور در آب و دارای یک خورشید بزرگ شده به دلیل تغییرات آب و هوایی است. در اینجا، انسانها و اندرویدها توسط واحدهای موسیقی که برای رسیدن به بالای برج سرگرمی، بابل، رقابت میکنند، سرگرم میشوند.
داستان میناتو نارومیا رو دنبال میکنه. میناتو زمان راهنمایی تیراندازی ژاپنی بازی میکرده ولی بعد از یک تصادف، از ورزش کناره گیری میکنه. توی دبیرستان دوستان جیدی پیدا میکنه و با هم به تیم تیراندازی ملحق میشن و هدفشون بردن مسابقات ـه.
میمو ساکورادا، هارونا کاسوگا، میکو تاکشیتا و کومومو شیراتوری که با فلسفه خدمت در آکادمی سنتی آریسوگاوا شرکت می کنند، به دلیل فعالیت های خود به عنوان واحد دی جی "LyricalLily" به عنوان یکی از خدماتی که باعث لبخند همگان شد، شناخته شدند. یک روز، هارونا به اتاق بازرگانی فراخوانده می شود و درخواستی برای یک رویداد احیای جامعه برای سال جدید دریافت می کند. با نگرانی در مورد اینکه آیا می توانند به تنهایی این کار را انجام دهند، چیزی که به ذهنم خطور کرد افرادی بود که اولین کنسرت خود را با هم با موفقیت اجرا کردند و لبخند بازدیدکنندگان بود. روحیه خدمات LyricalLily آنها را یکی پس از دیگری به گروهی متصل می کند که با هم در جشنواره دی جی "D4 FES" جشن گرفتند و در نهایت مرحله جدیدی مناسب برای سال جدید آغاز می شود.
کوتوکوی ایواناگا در سن 11 سالگی توسط ارواحی به نام یوکای ربوده شد و از او خواسته شد تا رابط بین دنیای ارواح و انسان ها شود. او پذیرفت، اما به قیمت چشم راست و پای چپ خود. شش سال بعد، کوتوکو به عنوان "خدای خرد" شناخته می شود و هرگاه یوکای مشکلی داشته باشد، به سراغ او می رود. در همین حال، کوروی ساکوراگاوا، یک دانشجوی 22 ساله، به تازگی از دوست دخترش جدا شده است. کوتوکو که شیفته کوروی شده، به سراغ او می رود و پیشنهاد کمک به او در حل مشکلات ماوراءالطبیعه را می دهد. کوروی در ابتدا مخالفت می کند، اما کوتوکو اصرار می کند و سرانجام او موافقت می کند. با هم، آنها به حل مشکلات مختلفی که توسط یوکای و سایر موجودات ماوراءالطبیعه ایجاد شده است، می پردازند. کوتوکو امیدوار است که روزی کوروی به احساسات او پاسخ دهد، اما کوروی هنوز درگیر گذشته خود و رابطه قبلی خود است.
"مارو ايتارو" (ای چان) دانشآموز ممتاز سال اولی است که بخاطر کمبود ورزش در زندگی خود احساس نارضايتی می کند و با پيدا کردن اعلاميه ای درباره باشگاه تنيس، تصميم ميگيرد که آن باشگاه را چک کند. اي چان با ورود به باشگاه تنيس، کاملا مجذوب ورزش تنيس ميشود. به دليل نداشتن تجربهي قبلي و نداشتن آمادگي جسماني، اي چان با استفاده از هوش بالاي خود، تلاش و بها گذاشتن به ارزشهاي اخلاقي مسير ورزش تنيس خود را دنبال ميکند.
یک درام در مورد اینکه چه اتفاقی می افتد زمانی که یک خدای مرگ، گوکدو، که هر 99 سال یکبار برای تنبیه انسان ها به زمین می آید، به عنوان یک پزشک ویزیت کار می کند.
جـودی که حامـی خود را نمـی شـناسـد و فـقـط در یـک نگاه از پشـت سـر دیـده است، او را «بابا لنگ دراز» می نامد و اغلـب دربـاره زنـدگی و فعـالیـتهایش به او نـامـه مـی نویسـد (رماـن در قالـب همـین نامـه ها روایـت مـی شود). جـودی در مدرسه به سختی تلاش می کند تا فاصله فرهنگـی خـود با جامعه پـیرامونش را کـه ناشـی از بزرگ شـدن در انزوای پرورشـگاه اسـت، جبران کند. در پـایان، «بابا لنگ دراز» خود را معرفی می کند…
«سیچی هیراگی یه گندهبک زشت، کثیف و بدبوـه». اینها توهینهایی هستن که یکییکی دارن در موردش گفته میشن. این واقعاً زندگی خسته کنندهای برای اونـه. یه روز، صدای فردی که خودش رو خدا میدونست از بلندگوها پخش شد که میگفت مردم آماده ی انتقال به یک دنیای دیگه باشن. همهی دانشآموزهای مدرسه از جمله سیچی به یه دنیای فانتزی که عناصر بازیهای ویدیویی مثل سطح و سلامتی و مهارت داشتن، منتقل شدن. با این حال قبل از انتقال کامل به اونجا، خدا مقدمات انتقال اونها به یه دنیای دیگه رو آماده کرده بود و اونها به محض آماده شدن تشریفات احضار، به عنوان یه قهرمان به اون دنیا فرستاده میشدن. همهی کلاسها گروههای مختلفی رو تشکیل دادن و منتظر انتقال به دنیای فانتزی شدن، اما سیچی جزوی از اون گروهها نبود و به همین دلیل به یه منطقه ی دیگه فرستاده شد. بعد از انتقال اولین چیزی که سیچی خورد «میوهی تکامل» بود که زندگی اون رو خیلی تغییر داد. این داستان از گلدریهای همکلاسیهای سیچی و تنهایی اون، تا تلاش سرسختانه و خوشبینی سیچی و تلاش برای زنده موندن در این دنیا رو به نمایش میذاره. در نتیجه، سیچی قبل از اینکه خودش بدونه به یه قهرمان تبدیل میشه.
یک روز، ولیعهد سیگ صدای خدایان را کاملاً می شنود. ظاهراً، نامزد او لیزلوت یک شرور "تسون د رایس" است که قرار است با مرگ او ملاقات کند ... و زبان تیز او فقط راهی برای پوشاندن خجالت او است. شاهزاده پس از کشف جنبه پنهان لیزلوت شایان ستایش به سختی می تواند خود را مهار کند. او نمی داند، موجودات بهشتی که این دانش را به او عطا کردند در واقع دبیرستانی هستند! آیا او می تواند از پیشگویی الهی آنها (بیایید تفسیر بازی کنیم) برای نجات نامزد خود و جلوگیری از پایان بد استفاده کند؟!
The Legend of Heroes: Trails of Cold Steel در اطراف Rean Schwarzer، استاد آکادمی نظامی Thors در امپراتوری Erebonian متمرکز است. داستان انیمه بر روی قسمت غربی قاره زموریان متمرکز خواهد بود که در این بازی ها به چشم می خورد.
وقتی استاد قاتل Usui Yuen به یک سری از ترورهایی که در قبیله بزرگ سامورایی، Satsuma انجام شده است، نگاه می کند، با Kurima Raizo، عضو و بازمانده یکی از حملات روبرو می شود. آنها با هم متوجه می شوند که ماهیت واقعی این قتل ها بزرگتر از منابع دزدیده شده است. با نزدیک شدن به حقیقت، آیا برای انتقام گیری زنده بیرون می آیند؟
ماهیرو اویاما فقط یک دوست معمولی عاشق بازی های شهوانی بود. تا اینکه یک روز صبح به عنوان یک زن از خواب بیدار شد! معلوم می شود که خواهر کوچک دانشمند دیوانه او، میهاری، یکی از آزمایش های جدید خود را روی او امتحان کرده است. تا آنجا که ماهیرو به او مربوط می شود، نتیجه ای فاجعه بار داشته است! اما میهاری به همان اندازه مصمم است که او را مطالعه کند، همانطور که مصمم است به زندگی تعطیل و بازیبازیاش برگردد، و یک چیز مسلم است. زندگی از اینجا به بعد خیلی عجیبتر میشود!
آکادمی سحر و جادو آرنولد مدرسه ای برای نخبگان است... و ری وایت فقط پسر معمولی شماست. در واقع به نظر می رسد که او اصلاً در جادو مهارت خاصی ندارد و کمی کلوتز است. به همین دلیل است که او هیچ ربطی به این شایعه ندارد که یکی از جادوگران بزرگ، جادوگر یخی، یکی از اعضای کلاس ورودی است ... درست است؟
جانوران بزرگ زمین را خلق کردند، اما انسان ها آن را دزدیدند. جانوران با عصبانیت شروع به خوردن انسان کردند که به نوبه خود از خدایان خواستند تا با جانوران مبارزه کنند. در عصر شمشیر، قهرمانان و اساطیر، جانوران غول پیکر برای سود توسط انسان ها شکار می شوند. جیرو که جانوران شکار خود را می سازد، با کومی که توسط شخصی تعقیب می شود روبرو می شود و در آن لحظه تصمیم می گیرد او را نجات دهد. با گسترش شایعات در مورد انسانیت و یک آزمایش مرموز، آنها با هم به دنبال کشف اسرار جهان هستند.