خانواده ای برای گذران تعطیلات تابستانی خود خانه ای زیبا را اجاره میکنند که قیمت بسیار مناسبی دارد اما آنها خبر ندارند مسئول آنجا در تمام خانه دوربین های جاسوسی کار گذاشته و لحظات خصوصی آنها را در دارک وب به صورت آنلاین پخش میکند و...
تایتان های نوجوان تصمیم می گیرند تا شخصیت خبیثی را در دنیای اَبَرقهرمانی متولد کنند تا ذهن اعضای " لیگ عدالت " را به کنترل درآورد و بر دنیا چیره شود تا...
ایتن به خاطر مرگ والدینش در یک تصادف ماشین احساس گناه میکند و عذاب میکشد. او آیندهای تضمین شده اش را در دانشگاه امآیتی را نادیده میگیرد و روی پروژه ای کار میکند تا بتواند از خواهر و برادر کوچترش مراقبت کند. اما…
اسپنس کاتلر یک روانپزشک است. او هرگز با کسی احساس همدردی یا احساس گناه نمی کند. با این حال با اتفاقاتی روبرو میشود که جریان زندگی او را تغییر داده و بر روی روح پیچیده او تاثیر میگذارد...
هنگامی که یک هیولای بسیار بزرگ و تغییر ژنتیکی یافته از اعماق دنیا بر می خیزد و یک وحشیگری بی مانند را آغاز می کند، اعضای لیگ عدالت به سرعت فراخوانده می شوند تا این نیروی عظیم را متوقف کنند. اما خیلی زود مشخص می شود که تنها سوپرمن می تواند در مقابل چنین هیولایی که با نام دومزدی شناخته شده است، مقاومت کند. این دو جنگ خود را در سراسر آمریکا شروع می کنند تا اینکه به قلب متروپلیس می رسند. در نهایت، سوپرمن خطر دومزدی را از بین می برد اما در عوض او نیز برای همیشه سقوط میکند…
زمانی که دو پدر در بحثی دوستانه به فکر یک مبارزه میوفتند تا ببینند کدامیک برتر از دیگری هست، یکی از آنها مساله را خیلی جدی میگیرد و همه چیز بد پیش میرود، تمام روابط خراب میشود و…
دو محقق در حال بررسی تکنولوژی جدیدی هستند تا بتوانند روابط عاشقانه میان انسانها را بهبود ببخشند. همچنان که تحقیقات ادامه دارد اکتشافات آنها نیز عمیقتر میشوند...
داستان در دهه 1920 در هاوایی در جریان است. یک جوان عاشق دختری میشود که از سطح و طبقه بالاتر اجتماعی نسبت به او برخوردا است و تلاش میکند تا به این عشق ممنوعه برسد و…
مردی جوان به نام ماتیاس لپتاپی جدید را خریداری میکند. اما او خیلی زود متوجه میشود که نه تنها مالک قبلی لپتاپ او را زیر نظر دارد، بلکه هر کاری برای برگرداندن لپتاپ انجام میدهد...
داستان این سریال در مورد چهار جوون ۲۰ ساله به اسمهای یون ده گو، اوه سو سون، پارک ته ایل و جی گوک هست که به تازگی به عنوان کارآگاه در یه کلانتری توی گانگنام استخدام شدن (هر چند علاقه زیادی هم به این شغل ندارند). اونجا فرمانده شون سو پان سوک هست که آدم خیلی بی اعصاب و سختگیریه و اصلا از این ۴ نفر خوشش نمیاد. البته یکی از اون ۴ نفر، پان سوک رو از روزای قدیم به یاد داره…
داستان درمورد بین بان جی یون و یون دونگ ها هست که بان جی یون یک خانوم مجرد ۳۹ ساله خبرنگاره که تازه کار پیدا کرده و توی محل کار جادوگر صداش میکنن، این جدی بودنش بر میگرده به اینکه روز قبل از عروسی داماد قالش گذاشته، یون دونگ ها پسر ۲۵ سالیه ایه که توی موسسه خدمات رسانی کار میکنه با وجود چهره شادی که داره ولی قلبا غمگینه.
ژائو وو شیان ، ژائو یوان من ، هو زی چنگ و لین مه شین دوستان خوبی هستند که با هم در یک پرورشگاه در یون لین بزرگ شده اند. در سال 2009 ، وو شیان ، یوان من و زی چنگ برای دنبال کردن رویاهای خود به تایپه رفتند. آنها در این راه با چالش هایی روبرو خواهند شد ، چگونه می توانند بر آن غلبه کنند؟
این سریال در مورد مرد و زنی است که تقدیر آنها را سر راه یکدیگر قرار میدهد. چا سو هیون (سونگ هه کیو) دختر یک سیاستمداره که به تازگی طلاق گرفته و در ظاهر کم و کسری در زندگیش ندارد. او با کیم جین هیوک (پارک بوگوم) که به دنبال شغل های پاره وقته و چیز زیادی ندارد ملاقات میکند؛ آشنایی که منجر به انتخاب دست کشیدن از یک زندگی مرفه یا رها کردن یک زندگی معمولی برای در کنار هم ماندنشان میشود…
پارک جین سونگ (Jung Il-Woo) سرآشپز جذابیست که رستوران کوچک خود را اداره میکند ، او که عاشق آشپزیست برای رسیدن به پول مجبور به گفتن دروغ هایی میشود که زندگی اش را دچار تغییر میکند و…
آیا دوست دارید تا یک شانس دوم برای اصلاح بزرگ ترین اشتباه خود در زندگی داشته باشید؟ اگر این شانس به شما داده شود چه احساسی خواهید داشت؟ آی لی سی زنی سی ساله است که زندگی کسل کننده ای دارد و از این وضع زندگی خود راضی نیست . اما روزی از خواب بیدار می شود و متوجه می شود که به دوران دبیرستان و ۱۷ سالگی خود برگشته است . آن هم به روزی که مهم ترین ملاقات زندگی اش در آن روز اتفاق افتاده و…
گا یئول چان (Park Hae-Jin) فارغ التحصیل شده از دانشگاهی هست که دوره کارآموزی خود را با فشار فراوان توسط رییسی با افکار قدیمی، گذرانیده است. او بخاطر این حجم از فشار ، از آنجا فرار کرد ، سپس استخدام یک شرکت نودل سازی شده و به سرعت در شغلش ارتقا پیدا کرده و رییس بخش بازاریابی شرکت می شود، حال ورق برگشته و یک روز متوجه میشود که باید آموزش هایی را به کارآموزان سالخورده دهد و آن کارآموز کسی نیست جز رییس قدیمی اش و…
کیم سو یانگ (Shin Ha kyun) بعد از اینکه به عنوان قاضی مقابل مقامات مافوقش تعظیم نکرد وارد سیاست شد. وقتی به مجلس رسید، متوجه شد که تو مخمصه افتاده و با نو مین یانگ (Lee Min jung)، یکی دیگه از اعضای تازه وارد که از حزب پیشروان آزادی خواه انتخاب شده بود برخورد کرد . این دو علیرغم سیاست های مخالف یکدیگر در کار عاشق هم میشوند ولی باید احساسات خود را از همکاراشون و مطبوعات مخفی کنند…
"رلو" مردی صاحب همسر و دو بچه و همینطور یک زندگی دوگانه است. از دید خانوادهاش او یک راننده تاکسی عالیست، و کسی به او بدگمان نشده که عضو یک دسته گانگستر محلیست. هیچکدام از این دو زندگی جداگانهاش، از وجود دیگری خبر ندارند. اما او مدت زیادی نمیتواند اوضاع را تحت کنترل خود نگه دارد. بعد از کششتن اتفاقی شخصی، میخواهد از آن زندگی مخفی اش بیرون بیاید اما راه برگشتی نمیبیند و...
هنگامی که "اسکات"، پدر چهار فرزند دوست داشتنی می فهمد که سرطان دارد، او از تعدادی از نزدیکترین دوستان خود می خواهد تا در مراحلی از زندگی خانواده او به عنوان پدرهای پشتیبان باشند ..
بار سنگاب ، مکانیست که فقط شب ها اداره میشود و صاحب آن ، وول جو (Hwang Jung-Eum) زنیست که در کنار مشتریان میماند و سعی میکند زخم و دردهایشان را بهبود ببخشد چرا که مشتریان آنجا مردم عادی هستند که در حادثه ای کشته شده اند ، سنگاب مکانیست برای آرامش مردگان !
این انیمه بر پایۀ یک بازی استراتژی نقشآفرینی با همین نام ساخته شده است و در دنیای دیگری قرار دارد که در آن بازیکنها نقش «ریاست» را بر عهده میگیرند تا ماجراجوها را به کار گرفته و تربیت کنند. سپس ماجراجوها به سیاهچالها فرستاده میشوند تا با هیولاها مبارزه کرده و غنائم را جمعآوری کنند.
«جوری» و خانواده ش برای نجات برادر و برادرزاده خود از دست دزدان از وِردی مخفی که پدربزرگشان برای آنها به ارث گذاشته است استفاده می کنند؛ این ورد باعث توقف زمان می شود و آنها به سراغ دزدان می روند اما بعد از رسیدن به مقر دزدان متوجه می شوند که افراد دیگری نیز می توانند در حالت توقف زمان دنیا آزادانه حرکت کنند. حالا با وجود موجودات عجیب و غریب و کسانی که در این حالت توانایی حرکت دارند آنها به دنبال برگشت به دنیای عادی و زندگی روزمره می باشند.
کاگایا شوئیچی یک بچه دبیرستانی معمولی در یک شهر کوچیکه. ولی یک روز وقتی یک همکلاسی خوشگل در آتش سوزی انبار گیر میفته، او به قدرت مرموزی پی می بره: اینکه اون میتونه به یک سگ خزدرا(پشمالو) با یک هفت تیر بزرگ و یک زیپ پشت کمرش تبدیل بشه. او زندگی اون دختر رو نجات میده و رازش رو باهاش درمیون میزاره ولی اون دختر به دنبال خواهریه که خانوادش رو کشته و براش اهمیت نداره که این کار چقدر تحقیر آمیز بشه، اون دختر از شویوچی برای کامل کردن ماموریتش استفاده میکنه...
تسوچیمیکادُ هاروتُرا عضو خانواده ی معتبر اُنمیُجی است اما تواناییه دیدن انرژی روح را نداره پس سعی می کنه مثل هر دانش آموز معمولیی از زندگی مدرسه ایش لذت ببره اما یک روز دوست دوران بچگیش ناتسومه را میبینه و بهار زندگیش مسیر جدیدی را به خودش می گیره!
بالسا یه دختر ۳۰ ساله ست که بعد از مدت ها به شهرش برمیگرده. در طی چند سالی که نبوده تعلیم دیده و به یه محافظ حرفه ای تبدیل شده! به خاطر اتفاقاتی که در گذشته افتاده و مجبور شده بوده که ۸ نفر از عزیزنش رو بکشه با خودش عهد بسته که جون ۸ نفر رو هم نجات بده! به طور اتفاقی وقتی در حال عبور از روی یه پل بوده جون یه پسر بچه رو که از بالای پل به رودخانه پرت شده رو، نجات میده و در نهایت متوجه میشه که پسر بچه شاهزاده این سرزمین هست. در یه دیدار مهرمانه شبانه ملکه به بالسا میگه که اونها متوجه شدن که یک روح بدن شاهزاده رو تسخیر کرده و امپراتور در سدد کشتن پسر خودش هست و اتفاقی که اون روز افتاده بوده تصادفی نبوده. ملکه از بالسا خواهش میکنه که محافظت از پسرش رو به عهده بگیره و از این قسر و مملکت پسر بچه رو فراری بده. ولی وزیر اعظم و … که متوجه این ماجرا میشن گروهی رو به دنبال بالسا و پسر بچه میفرستن ..
هوتارو اورکی، پسر دبیرستانیای که به کمکاری عادت دارد، به درخواست خواهر بزرگترش به باشگاه ادبیات کلاسیک میپیوندد. در آنجا، با چیتاندا اِرو، دختری آرام و زیبا اما بسیار کنجکاو، فوکوبه ساتوشی، پسر خندهرویی با حافظهای خارقالعاده، و ایبارا مایاکا، دختری کوتاهقد و سختگیر آشنا میشود. آنها برای حل معمایی که ۴۵ سال پیش رخ داده است، دست به کار میشوند. سرنخهای این معما در مجموعهای قدیمی از آثار اعضای پیشین باشگاه کلاسیک، با نام "هیوکا"، پنهان شده است.
۲۰۰ سال پیش انسان ها و خون اشام ها توافق میکنن کاری به هم نداشته باشند ولی حالا جائه مین (یئو جین-گو) که دانش اموز محبوبیه عاشقه بائک ماری میشه ماری هم که تازه مدرسشو عوض کرده سعی میکنه که پنهان کنه که خون اشامه و ...