داستان در عصر شوالیه های شجاع، شاهزاده خانم های زیبا و دوران مبارزه با جادوگران رخ می دهد. روسلان، یک هنرمند سرگردان که رویای شوالیه شدن را دارد، میلای زیبا رو را ملاقات میکند و عاشقش میشود در حالی که نمیداند میلا دختر پادشاه است اما این دلیل نمیشود که در کنار یکدیگر خوشبخت نباشند و این خوشبختی مدت زیادی طول نمیکشد و چرنومور جادوگر بد طینت میلا را مقابل چشمان روسلان می رباید و…
فیلم شب جهان را می بلعد، داستان مرد جوانی در شهر پاریس است که پس از یک مهمانی شبانه از خواب برخاسته و با رویدادهای غیرمنتظره ای روبرو می شود، تمامی شهروندان کشته شده و پاریس در تسخیر زامبی ها یا گورزادها است. او که خود را در خانه محبوس کرده با نجات یافتگان دیگری برخورد می کند و درگیر ماجراهای وحشتناکی می شود و...
داستان درمورد زنی جوان به نام کلر است که به تازگی از همسرش جدا شده و در تلاش است تا با مرگ پدرش مقابله کند اما با ورود دختری به زندگی اش همه چیز تغییر میکند زیرا...
از خیابانهای مینیاپولیس، سرزمینهای بومی استرالیا، و کشتارگاههای کامبوج، سه نفر با شجاعت بیرون آمدن از گذشته تاریک غمانگیز، همه چیز را به خطر میاندازند تا به نور شفقت خود برسند...
در یک صومعه بودایی در بوتان، رویاهای متفاوت دو نسل زمانی درگیر میشوند که یک نوجوان معمولی به نام گِمبو به عنوان نگهبان بعدی صومعه خانوادگیاش انتخاب میگردد.
زوجی تصمیم میگیرند راهی سفری به کشور بوسنی شوند. اما در بین راه ناگهان احساس میکنند که توسط چیزی یا کسی تعقیب میشوند که ماجراهای ترسناکی را برای آنها در پی دارد و…
یک دادستان نخبه که در میانه تحقیق درباره فساد است، تصادف می کند و حافظه خود را از دست می دهد. پس از آن، او به همراه چند نفر دیگر در اطرافش، مجموعه ای از اتفاقات را پشت سر می گذارد...
در فیلم گروهی از مزدوران حرفه ای که نام تیم خود را “A-TEAM” گذاشته اند ، متوجه ی خیانت دولت میشوند و تصمیم می گیرند برای گرفتن انتقام دست به کار شوند. به همین منظور انها با گروهی از انسان های رباتیک وارد نبردی حماسی میشوند که …
داستان درباره شاهدختی است که زمان ازدواجش فرا رسیده، به همین منظور چهار فرد مناسب به او معرفی می شود اما او تصمیم می گیرد تا سرنوشتش را خودش رقم بزند و شوهر آینده اش را خودش انتخاب کند و…
داستان درباره ی فردی آمریکایی است که از کاخ اجدادی خود در جنوب فرانسه بازدید می کند اما او در می یابد که خانواده اش رازی تاریک را درباره ی گذشته ننگین خود پنهان کرده اند و…
این فیلم اشاره داره به نسل از دست رفته ای از جوانان آمریکا و داستان زندگی 18 نفر رو به تصویر میکشه که در میان آنها زندانیان ، سیاست مداران و معترضان هستند.
تد تمپلتون بزرگسالی که برای یک جنایت شرکتی ساخته شده است، دوباره به بچه رئیس تبدیل می شود تا با برادرش، تیم، مخفیانه زندگی کند و خود را به عنوان یکی از فرزندانش نشان دهد.
تا سال 2075 سفر بین زمین، ایستگاه های فضایی و ماه عادی شده است. هاچیماکی در یک ایستگاه فضایی ضایعات را جمع آوری می کند و رویای داشتن فضاپیمای خودش را دارد.
داج مینارد به بیماری کشنده ای مبتلاست و قصد دارد قبل از این که این بیماری جانش را بگیرد، از همسر حامله اش مراقبت کند. او پیشنهادی مبتنی بر شرکت در یک بازی مرگبار را قبول کرده اما به زودی متوجه می شود که او در این بازی شکارچی نیست؛ او خود شکار است.
Ash که شخصیت شوخ طبع و خوشگذرانی است سی سال گذشته را بدون توجه به مسئولیتش برای ترور شیطان خبیثی به نام Evil Dead که او و دوستاندوران دانشگاهش با اقداماتشان سه دهه پیش در کلبه جنگلی آزاد کرده بودند گذرانده است.حال علاوه بر آنکه پس از سالیان دراز Evil Dead توانسته او را پیدا نماید خطر گسترش طاعون شیطانی-زامبی کننده ای نسل بشر را تهدید می کند و Ash پابه سن گذاشته و دوستان جوانش باید راهی برای مقابله با آن بیابند.
یک روز، پسر دبیرستانی یامادا به دختر زیبایی به نام شیرائیشی در پله ها برخورد می کند. وقتی هوشیار می شوند، متوجه می شوند که بدن هایشان جابجا شده است. با گذشت زمان، این دو متوجه می شوند که این تنها اتفاق عجیب و غریب در مدرسه نیست.
سیلیان مورفی یک مستند را روایت می کند که در آن زندگی حیوانات و افرادی که خود را در برابر دریای وحشی جهان قرار می دهند، بررسی می شود و نیروهای طبیعی که زندگی در اقیانوس اطلس را تحت پشتیبانی قرار می دهد، از جمله جریانات قوی ترین جهان، طوفان های وحشتناک و زنجیره های بزرگ زیر دریایی فوران، را آشکار می کند.
جهجونگوون اولین بیمارستان مدرن در کره است که در دوره جوسئون در سال 1885 تأسیس شد. بک دو یانگ یک اشرافزاده است که مقام خود را ترک میکند تا وارد ردههای آن شود. هوانگ جونگ پسر یک قصاب است که پزشک میشود، در حالی که سئوک ران به عنوان مترجم وارد جهجونگوون میشود اما آموزش پزشکی را برای تبدیل شدن به دکتر انجام میدهد.
سندرم یک درام هیجانی پزشکی است که در بخش جراحی مغز و اعصاب رخ میدهد. یک خانواده از جراحان با روابط پیچیده در بالای سلسله مراتب بیمارستان قرار دارند، با پسر چا یئو ووک که تصمیم میگیرد به دنبال پای پدر و مادرش برود و جراح مغز و اعصاب شود. لی هائه جو (Han Hye Jin) یک دستیار با استعداد است که علیرغم زمینه کمتر امتیازی از چا یئو ووک (Song Chang Ui)، به بخش ملحق میشود و این دو دوستی جدالآمیز را توسعه میدهند در حالی که دکتر اسرارآمیز کانگ اون هیون (Park Gun Hyung) نیز به هائه جو علاقهمند است.
توموکو، یک گردشگر ژاپنی، و جی-هون، یک دانشجوی فیلم از کره جنوبی، در هنگ کنگ ملاقات میکنند. علیرغم ملاقات ناهموار و مانع زبان، آنها دوست خوبی میشوند. به مرور زمان، آنها در نهایت به کشورهای خود باز میگردند اما فقط پس از تبادل آدرس ایمیل - قول میدهند با هم در تماس باشند و در نهایت دوباره ملاقات کنند. اما با سرنوشت که آنها را به سمت دیدار دوباره هم فشار میدهد، توموکو تصمیم میگیرد به کره جنوبی برود تا دوباره جی-هون را ببیند اما بعضی مشکلات پیش میآید.
یه مینی سریال دو قسمتی. هان جونگ اون ۱۴ سال است که با لی وو چول ازدواج کرده و یک دختر دارند. لی وو چول به عنوان یک PD در یک ایستگاه رادیویی کار میکند. هان جونگ اون مشغول مراقبت از خانوادهاش و همچنین کار کردن است، بنابراین مادرش چوی سون اوک برای کمک به او به سئول میآید. ناگهان خانواده با یک فاجعه روبرو میشود. هان جونگ اون و مادرش چوی سون اوک باید با حقیقت آن روز روبرو شوند.
در این مجموعه مستند منحصر به فرد، پزشکان، سرآشپزها و متخصصان تغذیه در مورد اینکه چگونه تغییر در رژیم غذایی می تواند بر سلامت و طول عمر تأثیر مثبت بگذارد، می اندیشند.
دایول می شنود که دو پسر در دفتر پرستار مشغول فریب خوردن هستند و به طور تصادفی میله پرده را می زند. وقتی پرستار وارد صحنه میشود، تهیون میگوید که دایول سعی کرد با او کنار بیاید. قبل از اینکه دایول بتواند سوء تفاهم را اصلاح کند، شایعه منتشر می شود و بورسیه تیراندازی با کمان او در خطر است.
ویستریا دختر یتیمی است که در انتهای قرن نوزدهم در گوشه ای از امپراتوری بریتانیا زندگی می کند. زندگی او متروک و تاریک است – تا اینکه با مالبوس، موجودی جاودانه قدرتمند اما به همان اندازه تنها با ظاهری پشمالو، که توسط شکارچیان شکار شده است، روبرو می شود. ویستریا و مالبوس با هم در امپراتوری پرسه می زنند – پرجمعیت از انسان ها و جانورانی شبیه انسان – در جستجوی مکانی که بتوانند در صلح با هم زندگی کنند.
مون (Mon)، دانشجوی تازه فارغ التحصیل از دانشگاه، به عنوان کارآموز شروع به کار کردن در یه شرکت بزرگ می کند. چون مون، سم (Sam) را که از زمان جوانی یک رییس ثروتمند بوده، به شدت تحسین می کند. با این حال، وقتی که مون، سم را میبیند تمام تصوراتش نابود می شود چون اون هیچ شباهتی به کسی که نشان می داد نداشت ...