فیلم "ارتباط" داستان پیوند سیساله دو مرد برجسته است که اولین شرکت روسی را در بورس نیویورک ثبت کردند. این فیلم به تحول شگفتانگیز دکتر دیمیتری زیمین از دانشمند شوروی به حامی جامعه مدنی در روسیه پوتین میپردازد.
این فیلم مستندی درباره توماس مولر، فوتبالیست مشهور آلمانی، اشاره دارد و به بررسی شخصیت واقعی او در خارج از زمین فوتبال میپردازد و او را در کنار خانواده و دوستانش نشان میدهد.
با صدای کوبیدن شالی، برنج در ظرف جای میگیرد؛ و با غرش رعد، قطرههای باران بر زمین فرود میآیند. با بیل بر دوش، زیر آسمان به کشاورزی مشغولیم. این شعر عامیانه کودکانه، که در میان مردم هاکای ساکن در غرب استان فوجیان چین بسیار رایج بود، به سختی کار کشاورزی و شالیکوبی اشاره دارد.
دو فوتبالیست بازنشسته با هدف اثبات قدرت آموزش، مأموریت بلندپروازانهٔ ایجاد علاقه به کتابخوانی در ۳۰ مهدکودک طی ۳۰ روز را آغاز میکنند. این چالش زمانی، برای این پدران، به یک مأموریت شخصی و عمیق تبدیل میشود.
تلفن دزدیدهشدهی یک ویراستار بازفید در نیویورک، در چین پیدا میشود و همین امر یک دوستی بعید را با مردی چینی رقم میزند. داستان آنها جهانی شده و موفق به کاهش اختلافات فرهنگی میشود.
ریکو کامبایاشی و مینامی مائزونو که در دانشگاه با هم آشنا شده بودند، عاشق هم شدند و زندگی مشترک خود را آغاز کردند. ریکو بعد از ازدواج و به پشتوانه حمایتهای مینامی توانست به نویسندهای پرفروش تبدیل شود، اما مینامی نتوانست به آرزوی خود برای خوانندگی دست یابد. روزی، یک حرف نسنجیده از ریکو، رابطه آنها را به نقطه فروپاشی رساند و به یک مشاجره شدید منجر شد. صبح روز بعد، ریکو بیدار میشود و...
در سال 2004، هنگام بازسازی زندانی در اسرائیل، قدیمیترین عبادتگاه مسیحیان کشف شد. این مکان دارای موزاییکی است که عیسی را خدا معرفی میکند. مستندی درباره اهمیت تاریخی و مذهبی این مکان ساخته شده است.
پس از یک تراژدی، کی، زن کمرویی که به ناشر بیباک روزنامه تبدیل شده بود، در جریان واترگیت نیکسون را به چالش کشید و با پیشگامی در رسانه و شکستن موانع جنسیتی، موفق به دریافت جایزه پولیتزر شد.
این فیلم ماجراجویانه خانوادگی در کوههای غولپیکر برفی در اواخر اشغال آلمان اتفاق میافتد. گروهی از کودکان قهرمان یک خلبان فرانسوی سقوطکرده را نجات میدهند. اقدامات آنها شبیه به بازی معروف "تلفن خراب" است - خلبان مانند یک پیام مخفی - تحویل مخفیانه - در مدرسه، بین روستاهای کوهستانی دست به دست میشود. اما کودکان بازی بسیار پرخطری انجام میدهند.
این فیلم، امید را همچون گلبرگهایی که در میان دشواریهای پیش روی یک مادر و پسر میرویند، به تصویر میکشد. این مادر و پسر در ظاهر افرادی عادی هستند، اما برای یکدیگر بسیار ویژه و بینظیرند.
راوی معتقد است هیچ چیز ترسناکتر از یک فرد فضول با وقت آزاد زیاد نیست. «آن گئو-اول»، فعال عدالت اجتماعی، پس از سکونت موقت در آپارتمانی، متوجه صدای کوبشهای شبانه میشود که آسایش ساکنان را سلب کرده است. او تصمیم میگیرد عامل این صدا را پیدا کند و در این راه، همسایگانش را نیز با خود متحد میکند.
گروه محبوب کیپاپ IVE، اولین تور جهانی خود را تحت عنوان «SHOW WHAT I HAVE» در سینماها به نمایش میگذارد. این برنامه شامل اجرای دوباره کنسرت سئول است که دربرگیرنده آهنگهای پرطرفدار، گفتگو با اعضای گروه و تصاویری از پشت صحنه سفرهای جهانی آنها میشود.
داستانی در مورد دا جونگ 18 ساله ای که در نوجوانی مزرعه ماری جوانا را کشف کرد و دوستانش که ناامیدانه به دنبال زندگی گمشده و معمولی خود هستند. درام انسانی درباره بزرگ شدن، تجربه عشق و زخمها، زمانی که دا یونگ که توسط والدینش برای حمل مواد مخدر استفاده میشد، با یون تاک، مردی روستایی و دوستانش در روستا آشنا میشود.
داستان دربارهٔ شخصی به نام سانگ اوک است که به زبان چینی تسلط دارد و میخواهد در امتحان مترجمان دربار موفق شود، ولی در این راه برای سفر به چین دچار مشکل میشود و به عنوان خیانتکار دستگیر میشود و پدرش را از دست میدهد. این سریال دربارهٔ یک تاجر معروف افسانهای میباشد که نویسندهٔ معروف چویی این هو این داستان را نوشتهاست. دوران این داستان در سالهای ۱۷۹۹ تا ۱۸۵۵ یعنی در دوران چوسان کره میباشد.
داستان 15 سال پس از شکست پادشاه شیطان و صلح در جهان آغاز می شود. Kotone که از مدرسه فارغ التحصیل شد و یک شعبده باز شد، در مورد املاک RPG وابسته به پادشاهی پرس و جو کرد تا خانه جدیدی پیدا کند. در واقع، RPG Real Estate محل کار Kotone بود، و همراه با فا، یک انسان نیمهانسان، کشیش Rufuria و سرباز Rakira، به پشتیبانی از جستجوی خانههای جدید برای مشتریان با شرایط مختلف کمک میکنند.
این سریال ناگومو ایرینو را دنبال میکند که پس از یک دهه به کیوتو برمیگردد تا مغازه شیرینیفروشی خانوادهاش را تصاحب کند، اما به زودی متوجه میشود که در عوض، باید نقش پدری برای Itsuka Yukihara باشد، که جانشین تجارت خانوادگی نامیده شده است.
دومینیک بردسی، مردی میانسان، داستان رابطه اش با برادر دوقلویش توماس، که به اسکیزوفرنی مبتلاست، را روایت کرده و از تلاش هایش برای آزاد کردن او از تیمارستان می گوید.
«قلب خونین» یک سریال تخیلی تاریخی درباره مردی به نام لی ته، دشمن سونجونگ است که بعداً پادشاه چوسون شد. هدف لی ته نابودی پارک گی وون و مقامات ضد دولتی به منظور تقویت سلطنت است. پارک گی وون پادشاه سازنده ای است که با لی ته درگیری دارد.
Yuuichi Katagiri معتقد است که دوستان مهمتر از پول هستند، اما او سختی های کمبود بودجه را نیز می داند. او برای رفتن به سفر دبیرستان سخت تلاش می کند تا پس انداز کند، زیرا به چهار دوست صمیمی خود قول داده است که همه با هم بروند. با این حال، پس از جمع آوری پول کلاس، به سرقت رفته است! مشکوک به دو تن از دوستان یوویچی، شیهو ساواراگی و ماکوتو شیبه، می افتد. بلافاصله پس از آن، پنج نفر از آنها ربوده می شوند و در اتاقی عجیب با شخصیتی از یک انیمیشن کوتاه مدت از خواب بیدار می شوند. ظاهراً یکی از آنها برای رسیدگی به بدهی هنگفت آنها را وارد «بازی دوستی» کرده است. اما چه کسی بود و چرا چنین بدهی داشتند؟ آیا آنها می توانستند پول کلاس را برای پرداخت هزینه ورود به بازی دزدیده باشند؟ یوویچی و بهترین دوستانش باید در بازیهای روانشناختی موفق شوند که ایمان آنها را نسبت به یکدیگر آزمایش یا از بین ببرد.
این یک مجموعه انیمیشن اورجینال از یاسوهیرو آیری، کارگردان Fullmetal Alchemist: Brotherhood است. این انیمه دنیای «دختران شفا دهنده» را به تصویر می کشد، دختران دبیرستانی که با آواز خواندن مردم را شفا می دهند.
لئون، کارمند اداری، در یک بازی ویدیویی دوستیابی به یک شخص تنبیهکننده تبدیل میشود، که در آن زنان برتر هستند و تنها مردان زیبا روی میز مینشینند. اما لئون یک سلاح مخفی دارد: او همه چیز را از زندگی گذشته خود به یاد می آورد، که شامل یک نمایش کامل از همان بازی است که اکنون در آن گیر افتاده است. تماشا کنید که لئون جرقه انقلابی را برای تغییر این دنیای جدید به منظور برآورده کردن آرزوی نهایی خود فراهم آورد و ...
دارای پنج سرآشپز آهنی جدید است که از سرآشپزهای چلنجر استقبال می کنند تا با بهترین خلاقیت های آشپزی خود روبرو شوند و به اولین "افسانه آهنین" تبدیل شوند.
یوکیمورا شینیا و هیمورا ایامه دو دانشمند هستند که میخواهند راز عشق را با تئوری های علمی حل کنند. این دو دانشمند به یک دیگر علاقمندند و میخواهند قادر باشند تا مشکلات عشقیشون رو با اطلاعات تئوریک مشابه حل کنند. با این موقعیت عالی، این دانشمندان تلاش می کنند تا تئوری عشقی که به یک دیگر ابراز می کنند را حل کنند.
گمشده ها سرگردانی هستند که از دنیای دوری که به نام «ژاپن» شناخته می شود به اینجا می آیند. هیچ کس نمی داند چگونه و چرا خانه های خود را ترک می کنند. تنها چیزی که مسلم است این است که بلا و بلا می آورند. وظیفه نابود کردن آنها بدون عذاب وجدان به عهده منو، یک جلاد جوان است. وقتی او با آکاری آشنا می شود، به نظر می رسد که کار دیگری است ... تا زمانی که او متوجه می شود که کشتن این دختر غیرممکن است! و هنگامی که Menou شروع به جستجوی راهی برای شکست دادن این جاودانگی می کند، آکاری بیش از حد خوشحال می شود که همراهی کند! بنابراین سفری آغاز می شود که منو را برای همیشه تغییر می دهد...
جونپی مورائو در کودکی شیفته باله بود، اما در سال دوم راهنمایی، پدرش درگذشت و او تصمیم گرفت که باید «مردانهتر» شود و از آرزوهایش دست کشید. در حالی که هنوز به باله دلبستگی دارد، هنر رزمی جیت کان دو را آغاز می کند و در کلاس خود محبوب می شود. سپس یک روز، یک دانشجوی انتقالی جدید به نام میاکو گودای به کلاس یونپی می رسد و مادرش یک استودیو باله را اداره می کند. میاکو متوجه می شود که یونپی به باله علاقه دارد و از او دعوت می کند تا با هم باله بازی کنند.
ژنرال سه پادشاهی، کونگمینگ در تمام زندگی خود با جنگهای بیشماری روبرو شده بود که او را تبدیل به استراتژیست برجستهای کرد. بنابراین در بستر مرگ، او فقط آرزو داشت که در دنیایی آرام متولد شود... و مستقیماً به مرکز حزب امروزی، توکیو فرستاده شد! آیا حتی یک استراتژیست درخشان مانند کونگ مینگ می تواند خود را با ضربات وحشی و حتی افراد وحشی پارتی سازگار کند؟!
چا چا وونگ (Park Hae Jin) یک شعبده باز محبوب است که ترفند هایش بیننده ها را مجذوب خود می کند. او دستیارانی مخفی دارد که عده کمی در جریان هستند. در واقع آنها روح هستند که چا چا وونگ ترسی از آنان ندارد و مانند زیردستانش با آنها رفتار می کند. یک روز مسیر او با گو سول هه (Jin Ki Joo) گره می خورد. گو سول هه یک افسر پلیس جوان است که از قضا قادر به دیدن ارواح می باشد اما از آنها می ترسد…
کایتو جین سال دوم دبیرستانی از آیچی به توکیو نقل مکان کرده. او موناکا یاتوگامی که لهجه ناگویایی داره رو میبینه و میفهمه و درمورد عضو شدن ناگویا به باشگاه عکاسی میفهمه.
داستان در آینده ای دور اتفاق می افتد، زمانی که جمعیت جهان پس از رسیدن به اوج خود شروع به کاهش کرده است. "پروژه نوسازی فراطبیعی" توکیو را با دیوارهای بلند به چندین محله خوشه تقسیم می کند که هر کدام دارای جمعیت های اصلاح شده ژنتیکی منحصر به فرد خود هستند که توسط هوش مصنوعی اداره می شوند. اکثر مردم زندگی خود را در خوشههای منحصر به فرد خود میگذرانند، بدون اینکه نگران زندگی فراتر از آن باشند. با این حال، برخی هستند که به دنبال فرار به خوشه های دیگر هستند. یک لباس به کسانی که می خواهند فرار کنند کمک می کند.
دست جادویی هیمیکو، قوی ترین دست منطقه کانتو، به کانتو نزدیک می شود! «ماگاتاما» اکسسوری است که حاوی روح قهرمانانی است که در سه پادشاهی چین زندگی می کردند و با هدف متحد کردن چین پراکنده شدند.