هنگامی که قدیمی ترین دوست داماد، کول، (جک کواید) متوجه می شود بهترین دوستش، جیسون، (جارد ورنیک) در حال ازدواج است، از موسسه ای که در آن زندانی شده است فرار می کند و برای خدمت به عنوان بهترین مرد به ملاقات غافلگیرانه می رود...
این مستند تجربهای صمیمی از چیزی است که منتقد فیلم، جی. هوبرمن آن را مستند موقعیت مینامد، ترکیبی از روایتهای ساختاری حداقلی با لحظات مستند و روایتهای متعارف و داستانی طولانی به نفع حال و هوا، سرگرمیهای غنایی، و رمز و راز پیش پاافتاده...
"نسبتا خوب" سفر دیو برای زنده ماندن در دنیایی را دنبال می کند که به نظر می رسد قصد دارد روح او را در هم بکوبد. همه چیز روی میز است، از افرادی که به علم اعتقادی ندارند، تا ماجراهای ناگوار او در بخش عاشقانه، در این ویژه گزنده و جناحی دیده می شود.
گروه موسیقی کاسمیک سایکوز به مدت سی سال با موسیقی پانک راک پرانرژی و سبکی منحصر به فرد که ریشه در زندگی روستایی استرالیا دارد، در سراسر جهان شناخته شده است.
پابلو باید سیگار را ترک کند. اما پابلو مردی سرسخت است. او در معادن جیوه آلمادن اسپانیا کار می کرد و هر روز جان خود را به خطر می انداخت. او 5 حمله قلبی داشته و از 12 سالگی سیگار کشیده است...
بوکسور سابق ، مایک ، با از دست دادن همه چیزش در یک سرقت به تایلند می آید برای شروع زندگی ای جدید تا اینکه «یو» بوکسور ماهر سبک موای تای و همسرش را می بیند. این دوستان جدید برای کسب خرج زندگی وارد باشگاهی زیرزمینی به اسم «ماهی مبارز» میشوند جاییکه باخت معنا ندارد....
این داستان دربارۀ عشق دو نفر است که با یک ازدواج اجباری آغاز می شود و با یک سقط جنین پایان می یابد. آنها بعد از سه سال دوری دوباره همدیگر را می بینند و تغییرات زیادی را در خود و یکدیگر مشاهده می کنند. آنها سعی می کنند عشق خود را دوباره پیدا کنند و از گذشته بگذرند.
ساتو آیا کارمند موقت یک شرکت است که هرچقدر هم که دستخوش فریب باشد، هرگز از کسانی که او را فریب دادهاند بد نمیگوید. در شرکتش به راحتی از او به عنوان «زن چسبنده» سوءاستفاده میشود. این زن دفتری ساده و معمولی با ایچیجو کِی آشنا میشود. او جانشین جوان یک شرکت بزرگ است و به خاطر فشار مادربزرگش، رئیس هیئت مدیره، عجله برای ازدواج دارد. سرنوشت با قسمت آنها شوخی میکند و در شرایط ناگهانی و عجیب آنها را به هم نزدیک میکند. این شروع تغییر سرنوشت آنهاست.
پاپا داستان سه زوج را روایت می کند که هر کدام یک نوع عشق را تجربه می کنند: عشق صادق که با جدایی رشد می کند، عشق خنده دار که مثل دوستی است، و عشق ساده و شاد که نمایانگر سبک نسل جدید است.
خشم مادر طبیعت را در تصاویر دیدنی از فاجعههای طبیعی و آب و هوای نامساعد ببینید. بازماندگان و کارشناسان علوم مختلف نظرات جالبی را در مورد این حوادث سرنوشتساز به اشتراک میگذارند.
“مجوز برای کشتن” پرونده های شگفت آور پزشکان، پرستاران قاتل را مورد بررسی قرار می دهد. این مجموعه تحت نظارت جراح پلاستیک معروف دکتر تری دوبرو ساخته شده است و داستان های تکان دهنده بیماران را که به خاطر سوء استفاده نامشروع حرفه ای های پزشکی از دانش خود در خطر قرار گرفته اند، بازگو می کند. در هر قسمت از “مجوز قتل” با نگاه به نظرات قربانیان، خانواده ها، همکاران و ماموران قانون، آنچه رخ میدهد وقتی دست های درمانگر به جای شفابخشیدن به بیماران در لحظات حساس آسیب میرسانند، فاش می شود. چه این پزشکان به دلایل مختلف مثل پول طلبی، حسادت، قدرت گیری یا روان پریش شده باشند، تماشاگران با نگاه کردن به ذهن این قاتلان که سوگند پزشکی خود را فراموش کرده اند، شاهد عواقب وحشتناک آن بوده که بعضي بيماران را بيمار، زخمي، فلج يا حتي میکشند.
این انیمه OVA بر اساس فصلهای ۲۶ تا ۳۴ مانگا که آرک Hoshi no Umi نام دارد ساخته شده است. داستان این آرک درباره رین آزوما، یک یوکای جیانگ-شی که در شهر ساکوراشین زندگی میکند و برای یک مغازه رامن کار میکند، است. روزی دوست قدیمیاش زاکورو کوروماکی به شهر حمله میکند و میخواهد رین را بگیرد و او را وادار کند که با انجین هییزومی، دشمن اصلی سریال، و دیگر شکارچیان یوکای همپیمان شود و شهر را نابود کند. آکینا هییزومی و سایر اعضای دفتر مشاوره زندگی هییزومی برای نجات دادن رین، تنظیم کردن یوکای که زاکورو را کنترل میکند و محافظت از شهر به کار میافتند.
برای حفظ صلح در یک شهر که انسانها و دیوها در آن زندگی مشترک دارند، نیروی پلیس عادی کافی نیست. دفتر مشاوره زندگی هییزومی را بشناسید، گروه چهار نفرهای از نوجوانان منحصر به فرد که هر یک دارای یک قدرت ابرطبیعی شگفتانگیز هستند!
این درام داستان زندگی یک زن دروغگو و دوست پسرش است که صادقانه عشق میورزد. این درام نشان میدهد که عشق آنها چگونه از عشق ناممکن به عشق واقعی تغییر میکند. یون تائه وون (No Min Woo) مردی است که به راستگویی اعتقاد دارد و یو جی نا (Yang Jin Sung) زنی است که به تازگی در یک شرکت کار میکند و برای موفقیت هر کاری را میکند.
داستان سریال حول خانواده ای به نام روی متمرکز گشته است که صاحب امپراطوری رسانه ای عظیمی بوده و با وجود داشتن قدرت و ثروت فراوان عملکرد به شدت ناکارآمدی دارند. لوگان روی که فردی پا به سن گذاشته و بزرگتر خاندان می باشد ریاست این تجارت خانوادگی را بر عهده داشته و بنا دارد تا پس از خود اداره امور را به پسر بزرگترش کندال که هم اکنون نیز ریاست بخشی از شرکت را عهده دار است واگذار نماید. این در حالیست که برادر کوچکتر صریح و دوست داشتنی کندال به نام روم که هنوز در هیات مدیر حضور دارد دیگر در شرکت کار نکرده و شیو تنها دختر خانواده نیز به دنبال ساخت آینده ی برای خود در دنیای سیاست می باشد.
داستان دو دوست را روایت می کند که در دانشگاه با هم آشنا شدند. Tops (Kan Kanpon Rumluekkiat)، پسر جوانی است که از کودکی علاقه شدیدی به آشپزی پیدا کرده است. او تصمیم گرفته که یک آشپز برجسته شود. او هر وقت که غذایی خوشمزه و لذیذ با مراقبت زیاد درست می کند، احساس شادی می کند. Marvin (Jeff Voramonkol Sator)، پسر جوانی است که رومانتیک، شوخ طبع، دوست داشتنی، بامزه و از همه مهم تر، عاشق موسیقی است. او رویای تبدیل شدن به یک خواننده مشهور جهانی را دارد. همه چیز تغییر می کند وقتی که او با Tops همراه می شود و علایقشان با هم سازگار می شود. یک نوازنده در حال ظهور و یک عاشق آشپزی. آنها رابطه خود را از طریق غذا بیشتر کشف می کنند.
یامادا یک دختر ۱۵ ساله است که به تازگی به دبیرستان تاکازا آمده است. او به خاطر زیباییش به راحتی قابل تشخیص است هر چند با بدن خود راحت نیست و فکر می کند پایین تنه اش عجیب است. آرزوی اصلی او دوست شدن با ۱۰۰ نفر است هر چند می ترسه که آنها او را به خاطر بدن عجیبش مسخره کنند. او با یکی به نام کسودا تاکاشی اشنا می شود که سعی می کند این مشکل را برای او حل کند. تنها مشکلی که الان مقابل روی یامادا است این است که او هیچ چیز از...
هر کس دوگو را بدست آورد، حکمران جهان خواهد شد. دختران یک مقام دادگستری، دوگو بانرو، دوگو منتو، و دوگو جیالو همیشه برای سرنوشت بزرگ شده بودند. با زیبایی، هوش، و ارتباطات، خواهران دوگو با این واقعیت بزرگ شدند که آنها مورد یک پیشگویی هستند که روزی ممکن است آنها را از هم جدا کند. با تصمیم به وفادار ماندن به یکدیگر، قول دادند که همیشه رابطهشان را در اولویت قرار دهند. اما زمان چیزها را تغییر میدهد، و قولها به راحتی شکسته میشوند. بزرگترین دختر دوگو، زمان باعث شد بانرو به یک زن خردمند و جاهطلب تبدیل شود. با اشتیاق به قدرت بالاتر از هر چیز دیگر، او آماده است هر کاری را بکند تا عنوان ملکه را به خود اختصاص دهد، حتی اگر باید همه چیزش را فدا کند. دختر یک حاشیه، منتو، به یک زنی تبدیل شده است که به ثروت و قدرت علاقهمند است، باور دارد که ثروت به او اجازه میدهد از بار پست تولدش فرار کند. جوانترین دختر دوگو، جیالو به یک زن دانشمند و ملایم تبدیل شده است که به هیچ چیز جز صلح تمایل ندارد. همانطور که تلاش برای قدرت افزایش مییابد، سه خواهر دوگو خود را درگیر یک سلسله از اتحادات و تغییرات سیاسی میبینند که سیر تاریخ را برای همیشه تغییر خواهند داد.
مربی دوستیابی Bo-ra که رابطه اش در حال شکست است، و ناشر سو-هیوک با هم همکاری می کنند تا زندگی عاشقانه Bo-ra را به خاطر کتاب آینده او در مورد قرار ملاقات نجات دهند. نتیجه همکاری در بازی ذهنی عاشقانه است.