داستان در مورد گروهی از دانشمندان است که در یک مرکز محرمانه ، یک سری مرگ و میر عجیب و غریب که در امتداد اقیانوس اطلس اتفاق افتاده را بررسی میکنند ، یکی از اعضای گروه که شواهد ویدئویی را بررسی میکند متوجه می شود که...
از آنکه ویروسی مرگبار بیشتر انسانها را از زمین محو میکند ، بازماندگان مجبور میشوند تا به پناهگاههایی امن با تجهیزات اینترنتی و رابطهای ویدیویی برای ارتباط بروند. اما بعد از مدتی یکی پس از دیگری به طور مرموزی ناپدید میشوند و…
قبل از مرگ دوست "ریو"، او به "ریو" می گوید که یک زن که به نظر او شبیه اش است، در هوکایدو وجود دارد. به همین خاطر "ریو" سفری به سوی هوکایدو را آغاز می کند...
داستان در مورد پسری یازده ساله به نام لوئیس می باشد که با سه موجود فضایی دوست داشتنی آشنا می شود و طولی نمی کشد که آن ها تبدیل به دوست های صمیمی لوئیس می شوند. سفینه ی آن ها در خانه ی او خراب شده است و دلیل آشنایی آن ها نیز همین موضوع می باشد. لوئیس به آن ها کمک می کند تا وسایل مورد نیاز برای بازگشت به سفینه شان را پیدا کنند و در عوض آن ها نیز به لوئیس در مدرسه اش کمکش می کنند و همچنین این دوستی آن ها وارد ماجراجویی هیجان انگیز می کند که در نهایت به ارزش دوستی پی می برند…
وقتی یک رپر جوان اجرای زنده اش را خراب میکند تصور اینکه او به پایان دوران حرفه ایش رسیده امید و اشتیاقش را از بین میبرد. اما بهترین دوستش او را وارد یک مهمانی میکند که فرصتی است برای بازگشت دوباره و...
جان مور، همراه با بهترین دوستش چارلی ویلد، پس از مرگ ناگهانی همسرش و رابطه ی شکسته با دو دخترش، تصمیم میگیرد تا سوار بر موتور سیکلتش از لانگ آیلند، نیویورک تا ساحل غربی سفر کند.
داستان فیلم مردی بعد از مرگ همسرش سر زایمان شوکه شده و هنوز نتوانسته با مرگ همسرش کنار بیاید ، کم کم از ایمانش دور می شود و احساس می کند زندگی دیگر ارزشی ندارد تا اینکه...
یک مدیر سرمایهگذاری موفق قبول میکند تا به رئیس یک شرکت تجاری کمک کند ، اما در این بین اتفاقاتی به وقوع میپیوندد که باعث میشود وی به گذشته سفر کند و…
تیم و گروهش که تحقیقات دربارهی ارواح انجام میدهند ، برای فیلمبرداری به خانهای مخوف و خالی از سکنه میروند تا به بررسی آنجا بپردازند. اما پس از مدتی اتفاقات ترسناکی در آنجا رخ میدهد که…
چند زوج جوان داوطلب برای تست دارویی جدید می شوند که برای تسلط بر اعصاب در مسایل اجتماعی و سیاسی است اما این دارو بیشتر از چیزی است که آنها تصور می کردند و …
در جهانِ پس از آخرالزمان، زامبیها به باقیماندهی انسان ها حمله ور میشوند. حال یکی از بازماندگان برای به دست آوردن روح خودش و فرار از این مخمصه مجبور به انجام یک معامله با شیطان میشود. او برای این کار باید یک شهر که مردهها در آن ساکن هستند را نجات دهد...
رایزل از خواب ۸۲۰ سالِ خود بلند میشود. او لقب مخصوص نوبلِس (اشراف زاده) که اشرافزادهای اصیل و محافظ دیگر اشرافزادهها است را دارا میباشد. در تلاش برای محافظت از رایزل، خدمتکار او فرانکشتاین او را در دبیرستان یه-رن ثبتنام میکند، جایی که در آن رایزل عادات و کارهای روزمره دنیای انسانها رو از طریق همکلاسیهایش یاد میگیرد. هرچند، یونیون (اتحاد) یک سازمان مخفی قدرتمند با ارتباطاتی در سراسر زمین و هدف حکمفرمایی بر دنیا، انسانهای اصلاح شدهای رو میفرستد و به تدریج در زندگی رایزل دخالت میکند. همین باعث میشود که رایزل از نیروی قدرتمند خود برای محافظت ...
پس دقیقاً چه اتفاقی میافتد وقتی هاچیمان هیکیگایا، یک دانشآموز دبیرستانی منزوی که هیچ دوستی ندارد، به دوست پیدا کردن علاقهای ندارد و باور دارد که تجربههای دبیرستانی عالی که همه معمولاً دربارهشان حرف میزنند، یا وهم هستند یا دروغ محض، توسط یک عضو خیر هیئت علمی مجبور میشود به باشگاه “خدمات داوطلبانه” که فقط یک عضو دارد، یعنی یوکینو یوکینوشیتا، بپیوندد؟ یوکینو کسی است که باهوش و جذاب است و به طور کلی فکر میکند که همه در مدرسهاش از او پایینتر هستند.
کنزو تنما یک جراح مغز است که در بیمارستانی در آلمان مشغول به کار میشود. و پایه های پیشرفت را یکی پس از دیگری رد میکند و به موفقیت و اعتبار بسیار بالایی می رسد. و با “اوا” دختر رئیس بیمارستان نامزد میشود. اما تنما مخالف سیاست های بیمارستان در قبال بیماران است. و پیوسته و همیشه در پی راهی برای عوض کردن این سیاست ها است. روزی دو زخمی که دو قلو و برادر هستند را به بیمارستان میاورند که یکی از انها زخم گلوله ای در سر دارد و دیگری کلماتی عجیب را با خودش زمزمه میکند که راجع به کشتار و… است. بعد از مدتی از بستری این دو مجروح بیمار دیگری که یک شخصیت سیاسی بزرگ و معروف هست نیز در بیمارستان بستری میشود و تنما تصمیم میگیرد بر خلاف سیاست های بیمارستان عمل کند. و به جراحی بیماران اولی بپردازد با این تصمیم بیماران اول نجات میابند اما سیاستمدار جان خویش را از دست میدهد به این ترتیب تنما همه زندگی پزشکی اش و حتی نامزدش را از دست میدهد …پس از برکناری تنما قتل های مرموزی در بیمارستان به وقوع میپیوندد و اکثر دکتران به طرز مرموزی به قتل میرسند که رییس بیمارستان نیز جز مقتولین هست به این ترتیب چشم همگان به سوی تنما برمیگردد و او که بی گناست حالا تبدیل به یک قاتل فراری شده چطور می تواند بیگناهی خود را ثابت کند ..
در کودکی، ماسامونه تحت تاثیرات منفی دختر ثروتمند و زیبایی به نام آکی قرار گرفت. او تصمیم گرفت تغییر کند و به عنوان یک دانشآموز دبیرستانی خوشتیپ بازگردد تا از عذابدهندهاش انتقام بگیرد. با کمک خدمتکار آکی، ماسامونه شروع به ساخت رابطهای با آکی کرده و قصد دارد قلب او را بشکند. با این حال، همانطور که دوستی او با آکی شروع به رشد میکند، ماسامونه شروع به پرسیدن از اهداف نقشههای شرورانه خود میکند.
«دوريت كوچولو» يكي از بهترين اقتباسهاي تصويري از آثار چارلز ديكنز اين نويسندهي كلاسيك است وداستان دختري صبور و پرتلاش به نام ايمي دوريت است كه پدرش به زندان مي افتد.در اين مجموعه حوادث و وقايعي اتفاق مي افتد كه نشان دهنده سختي ها و مشقاتي است كه دوريت تحمل مي كند. او براي تامين هزينه هاي زندگي به گلدوزي و خياطي مي پردازد تا اينكه مردي به نام آقاي كلنام باعث آزادي پدر او از زندان مي شود و ثروت بسياري نصيب خانواده دوريت مي شود و ...
تسوموگی مدیر جدید گروه آیدلیش 7 (IDOLiSH7) است که باید هفت خواننده جوان را به ستارههای محبوب تبدیل کند. هر یک از آنها شخصیت و پیشینهای منحصر به فرد دارند. تسوموگی باید همه آنها را آموزش دهد و به آیدلهای معروف تبدیل کند، در حالی که با سختیهای صنعت سرگرمی مبارزه میکند.
ماتسو یورانو، دانشجوی عشق کتاب که تازه مجوز کتابداری اش را دریافت کرده و انتظار می رود پس از فارغ التحصیلی وارد شغل رویایی اش شود، در حین زلزله بسیار شدیدی زیر دسته ی بزرگی از کتاب هایش گیر کرده و می میرد. به منظور مطالعه کردن بیشتر آرزوی تجدید حیات می کند، او به دنیایی با ادبیاتی سطح پایین و تعداد اندکی کتاب فرستاده می شود. به عنوان دختر 5 ساله یک سرباز،مین، به زندگی باز می گردد. مهم نیست مه چقدر شوق به مطالعه دارد، هیچ تابی آن اطراف پیدا نمی شود. اگر کتابی نیست پس چه کار کند؟ خودتان آن ها را می سازید... هدف او، این است که هر طور شده کتاب دار شود و مطالع کند. در ابتدا او شروع به ساختن آن ها می کند.
این سریال روایتی را به تصویر میکشد از شخصی دو رگه ای از ایرلند و کری، که در کانادا به مبارزه با شرکت هادسون بی پرداخته است. این شرکت قدرتمند سعی دارد تا تجارت پوست حیوانات را در دست بگیرد.
اوه جی سو (Kim Dong-Hee) دانش آموز نمونه مدرسه ایست که برای پرداخت شهریه مدرسه خود مجبور به انجام کار خطرناکی میشود که در نهایت آن کار به یک جنایت تبدیل شده و او را گرفتار کرده و به یک جنایتکار تبدیل میشود ، در همان دبیرستان ، سئو مین هی (Jung Da-Bin) و بائه گیو ری (Park Joo-Hyun) دیگر دانش آموزانی هستند که پای آنها هم به این جنایت کشیده میشود و…
به نظر میرسد خونآشامها در میان انسانها زندگی میکنند. البته دولت از وجود آنها خبر ندارد، چون ظاهرشان با انسانها تفاوتی ندارد. آنها هم نیازی به خوردن خون ندارند، اما وقتی حس میل یا عصبانیت به آنها دست میدهد، میتوانند به هیولایی کنترل ناپذیر تبدیل شوند.
"سم" نوجوانی 18 ساله که مبتلا به اختلال اوتیسم است، به این فکر می افتد که دیگر وقت آن رسیده تا دوست دحتری برای خود پیدا کند. این تصمیم و استقلال طلبیِ "سم"، باعث می شود مادرش نیز تغییر را بپذیرد و در این راه که زندگی اش را برای همیشه تغییر میدهد کنار او باشد...
یوتو آیاسه، یک دانش آموز معمولی، در کتابخانه مدرسه به طور تصادفی متوجه می شود که هاروکا نوگیزاکا، یک دانش آموز زیبا، باهوش و ثروتمند، یک طرفدار سرسخت انیمه و مانگا است. یوتو به هاروکا قول می دهد که این را مخفی نگه دارد و...
در دنیایی که تاریخ آن کمی با دنیای ما متفاوت است، انیمه K داستان پسر جوانی را روایت میکند که زندگیاش در جنگ روانی بین هفت پادشاه گرفتار میشود. یاساری ایزانا، که با نام شیرو نیز شناخته میشود، به دلیل جنایتی که هیچ خاطرهای از ارتکاب آن ندارد، تحت تعقیب است. او توسط دو گروه هومورا و سپتر 4 تعقیب میشود. در حالی که شیرو در حال فرار است، کورو یاتگامی به او کمک میکند. این ملاقات سرنوشتساز زندگی شیرو را برای همیشه تغییر میدهد.
داستان در مدرسه شینجیگامی اتفاق میافتد و دربارهٔ همکاری بین استادان سلاح و سلاحهای انسانی است. استادان سلاح برای تبدیل شدن به مرگکش باید روحهای 99 انسان شرور و 1 جادوگر را جمعآوری کنند.
مرد سالخورده و ثروتمندی که در کره شمالی به دنیا آمده و در کره جنوبی ثروتی بالغ بر 100 میلیون دلار به دست آورده است، متوجه می شود که وقت زیادی برایش باقی نمانده است. او به طور اتفاقی متوجه می شود که پسری دارد که از وجود او بی خبر بوده است. پیرمرد با تمام وجود سعی می کند پسرش را پیدا کند، اما متوجه می شود که او فوت کرده است. با این حال، پیرمرد به زودی متوجه می شود که پسرش یک دختر دارد که او نیز از کره شمالی فرار کرده و اکنون در کره جنوبی زندگی می کند. اکنون پیرمرد به دنبال آن است که مکان او را پیدا کند تا بتواند ثروت خود را به او به ارث بگذارد.
کانگ کی تان (Kang Ji hwan) تک پسر و تنها وارث شغل خانوادگی خود است. در اقدامی خانواده ی او به قتل میرسن و فقط او جان سالم به در میبره. اون بینایی شو از دست میده و طی اتفاقی، حس شنواییش فراتر از یه انسان عادی قوی میشه. در این میان، اون توسط خاله ی خودش تهدید به مرگ میشه و باید قبل از روز تولدش…