فیلم "دیشا سوپنا" یک اثر سرگرمکننده بالیوودی است که قرار است به زودی در پنج زبان مختلف شامل تلوگو، هندی، کانادایی، تامیلی و غیره منتشر شود. بازیگر نقش اول مرد این فیلم آنکور و بازیگر نقش اول زن شروتیکا هستند.
برگزار شده توسط دختر جذاب VMX، آنجلا مورنا، TODO-KAYOD شور، اشتیاق و لذت را در هر کار پر از میل به ارمغان میآورد. آماده شوید تا سخت کار کنید و سختتر بازی کنید با ۱۰ فیلم داغ از مردان و زنان سختکوش.
نوچه یو اف سی: لوپز در برابر سیلوا (Noche UFC: Lopes vs. Silva) (که همچنین به عنوان یو اف سی فایت نایت 259 و نوچه یو اف سی 3 و یو اف سی آن ای اس پی ان پلاس 117 شناخته میشه) یک رویداد هنرهای رزمی ترکیبی بود که توسط آلتیمیت فایتینگ چمپیونشیپ (Ultimate Fighting Championship) تولید شد و در سیزده سپتامبر 2025، در فروست بانک سنتر (Frost Bank Center) در سان آنتونیو (San Antonio)، تگزاس (Texas)، ایالات متحده برگزار شد.
این فیلم داستان چهار خواهر و برادر بومی را روایت میکند که پس از سقوط هواپیما، ۴۰ روز در جنگلهای کلمبیا زنده ماندند. فیلم با نمایش همکاری نیروهای بومی و نظامی و استفاده از دانش سنتی، به بقای آنها میپردازد.
جهانها به هم میرسن: لاسوگاس یه رویداد حرفهای کشتیه که توسط دبلیو.دبلیو.ای (WWE) و لوچا لیبره اِی.اِی.اِی ورلدواید (AAA) با هم ساخته شده. این رویداد تو تاریخ ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵ تو کاکس پاویلیون (Cox Pavilion) تو مرکز توماس و مَک (Thomas and Mack Center) تو لاسوگاس، نوادا برگزار میشه.
این اثر سینمایی به بررسی هفت دهه جهل، ظلم و رنج ج.ن.س.ی در اتحاد جماهیر شوروی میپردازد. فیلم با اتکا به گفتهها و تجربیات اولین س.ک.س.و.ل.و.ژ.ی.س.ت شوروی و شهادت بازماندگان اوکراینی، سرکوب شدید بیان ج.ن.س.ی و گسترش استثمار و سوء استفاده در آن جامعه را نشان میدهد.
یک خانواده کرهای زندگی پنهانی دارند؛ مینا، دختر خانواده، بهجای پیانو مخفیانه ورزشهای رزمی انجام میدهد. این فعالیتهای سری به عهد و پیمانهایی مرتبط است که آنها با سونگ-هیون، گمشده فاجعه کشتی سوول، داشتند.
داستانی ترسناک دربارهی سونگ-هی، مادری تنها که مشغول کار و تربیت فرزندش است. او برای مراقبت از دختر خردسالش، در سرتاسر خانه دوربینهای مداربسته نصب میکند، اما پس از این کار، وقایع ناگواری آغاز میشوند...
جردن جنسن در اولین ویژهبرنامهی کمدی خود، با نگاهی طنز و بیپروا، به موضوعاتی همچون ناتوانی در رعایت انتظارات کلیشهای از زنانگی، تضادهای مفهوم "عشق به خود" و مشکلات طاقتفرسای رسیدن به آن میپردازد.
«قلبهای درهمتنیده» (Tangled Hearts)، داستان چهار زوج است که با چالشهایی روبرو میشوند که عشق، ایمان و اعتمادشان را میآزماید. با تلاقی زندگیهایشان، آنها میآموزند که عشق واقعی فراتر از عاشقانگی بوده و نیازمند ایمان، فداکاری و بخشش است.
کرمجیت، پدری از روستای پنجاب، برای حفظ آبروی خود میجنگد و این مبارزه به سفری برای به دست آوردن فرصتی دوباره تبدیل میشود تا خانوادهاش را دوباره گرد هم آورد.
تد تمپلتون بزرگسالی که برای یک جنایت شرکتی ساخته شده است، دوباره به بچه رئیس تبدیل می شود تا با برادرش، تیم، مخفیانه زندگی کند و خود را به عنوان یکی از فرزندانش نشان دهد.
تا سال 2075 سفر بین زمین، ایستگاه های فضایی و ماه عادی شده است. هاچیماکی در یک ایستگاه فضایی ضایعات را جمع آوری می کند و رویای داشتن فضاپیمای خودش را دارد.
داج مینارد به بیماری کشنده ای مبتلاست و قصد دارد قبل از این که این بیماری جانش را بگیرد، از همسر حامله اش مراقبت کند. او پیشنهادی مبتنی بر شرکت در یک بازی مرگبار را قبول کرده اما به زودی متوجه می شود که او در این بازی شکارچی نیست؛ او خود شکار است.
Ash که شخصیت شوخ طبع و خوشگذرانی است سی سال گذشته را بدون توجه به مسئولیتش برای ترور شیطان خبیثی به نام Evil Dead که او و دوستاندوران دانشگاهش با اقداماتشان سه دهه پیش در کلبه جنگلی آزاد کرده بودند گذرانده است.حال علاوه بر آنکه پس از سالیان دراز Evil Dead توانسته او را پیدا نماید خطر گسترش طاعون شیطانی-زامبی کننده ای نسل بشر را تهدید می کند و Ash پابه سن گذاشته و دوستان جوانش باید راهی برای مقابله با آن بیابند.
یک روز، پسر دبیرستانی یامادا به دختر زیبایی به نام شیرائیشی در پله ها برخورد می کند. وقتی هوشیار می شوند، متوجه می شوند که بدن هایشان جابجا شده است. با گذشت زمان، این دو متوجه می شوند که این تنها اتفاق عجیب و غریب در مدرسه نیست.
سیلیان مورفی یک مستند را روایت می کند که در آن زندگی حیوانات و افرادی که خود را در برابر دریای وحشی جهان قرار می دهند، بررسی می شود و نیروهای طبیعی که زندگی در اقیانوس اطلس را تحت پشتیبانی قرار می دهد، از جمله جریانات قوی ترین جهان، طوفان های وحشتناک و زنجیره های بزرگ زیر دریایی فوران، را آشکار می کند.
جهجونگوون اولین بیمارستان مدرن در کره است که در دوره جوسئون در سال 1885 تأسیس شد. بک دو یانگ یک اشرافزاده است که مقام خود را ترک میکند تا وارد ردههای آن شود. هوانگ جونگ پسر یک قصاب است که پزشک میشود، در حالی که سئوک ران به عنوان مترجم وارد جهجونگوون میشود اما آموزش پزشکی را برای تبدیل شدن به دکتر انجام میدهد.
سندرم یک درام هیجانی پزشکی است که در بخش جراحی مغز و اعصاب رخ میدهد. یک خانواده از جراحان با روابط پیچیده در بالای سلسله مراتب بیمارستان قرار دارند، با پسر چا یئو ووک که تصمیم میگیرد به دنبال پای پدر و مادرش برود و جراح مغز و اعصاب شود. لی هائه جو (Han Hye Jin) یک دستیار با استعداد است که علیرغم زمینه کمتر امتیازی از چا یئو ووک (Song Chang Ui)، به بخش ملحق میشود و این دو دوستی جدالآمیز را توسعه میدهند در حالی که دکتر اسرارآمیز کانگ اون هیون (Park Gun Hyung) نیز به هائه جو علاقهمند است.
توموکو، یک گردشگر ژاپنی، و جی-هون، یک دانشجوی فیلم از کره جنوبی، در هنگ کنگ ملاقات میکنند. علیرغم ملاقات ناهموار و مانع زبان، آنها دوست خوبی میشوند. به مرور زمان، آنها در نهایت به کشورهای خود باز میگردند اما فقط پس از تبادل آدرس ایمیل - قول میدهند با هم در تماس باشند و در نهایت دوباره ملاقات کنند. اما با سرنوشت که آنها را به سمت دیدار دوباره هم فشار میدهد، توموکو تصمیم میگیرد به کره جنوبی برود تا دوباره جی-هون را ببیند اما بعضی مشکلات پیش میآید.
یه مینی سریال دو قسمتی. هان جونگ اون ۱۴ سال است که با لی وو چول ازدواج کرده و یک دختر دارند. لی وو چول به عنوان یک PD در یک ایستگاه رادیویی کار میکند. هان جونگ اون مشغول مراقبت از خانوادهاش و همچنین کار کردن است، بنابراین مادرش چوی سون اوک برای کمک به او به سئول میآید. ناگهان خانواده با یک فاجعه روبرو میشود. هان جونگ اون و مادرش چوی سون اوک باید با حقیقت آن روز روبرو شوند.
در این مجموعه مستند منحصر به فرد، پزشکان، سرآشپزها و متخصصان تغذیه در مورد اینکه چگونه تغییر در رژیم غذایی می تواند بر سلامت و طول عمر تأثیر مثبت بگذارد، می اندیشند.
دایول می شنود که دو پسر در دفتر پرستار مشغول فریب خوردن هستند و به طور تصادفی میله پرده را می زند. وقتی پرستار وارد صحنه میشود، تهیون میگوید که دایول سعی کرد با او کنار بیاید. قبل از اینکه دایول بتواند سوء تفاهم را اصلاح کند، شایعه منتشر می شود و بورسیه تیراندازی با کمان او در خطر است.
ویستریا دختر یتیمی است که در انتهای قرن نوزدهم در گوشه ای از امپراتوری بریتانیا زندگی می کند. زندگی او متروک و تاریک است – تا اینکه با مالبوس، موجودی جاودانه قدرتمند اما به همان اندازه تنها با ظاهری پشمالو، که توسط شکارچیان شکار شده است، روبرو می شود. ویستریا و مالبوس با هم در امپراتوری پرسه می زنند – پرجمعیت از انسان ها و جانورانی شبیه انسان – در جستجوی مکانی که بتوانند در صلح با هم زندگی کنند.
مون (Mon)، دانشجوی تازه فارغ التحصیل از دانشگاه، به عنوان کارآموز شروع به کار کردن در یه شرکت بزرگ می کند. چون مون، سم (Sam) را که از زمان جوانی یک رییس ثروتمند بوده، به شدت تحسین می کند. با این حال، وقتی که مون، سم را میبیند تمام تصوراتش نابود می شود چون اون هیچ شباهتی به کسی که نشان می داد نداشت ...