در سال 1974، پس از سالها جنگ آزادیبخش، پرتغالیها و فرزندانشان از مستعمره آنگولا گریختند، جایی که گروههای طرفدار استقلال به تدریج قلمرو خود را پس گرفتند. یک دختر قبیله ای زمانی که مسیرش از مسیر یک افسر جوان پرتغالی عبور می کند عشق و خطر را کشف می کند...
"تا سی سالگی چهره ای را دارید که خدا به شما داده است و پس از آن چهره ای را دارید که شایسته آن هستید." گومز که خودش به سی سالگی رسیده است، این موضوع را گلدوزی می کند و آن را به فیلمی خاص، طنز و جذاب تبدیل می کند...
داستان غمانگیز زندگیهای متعدد پدر دینیس، گذشته تاریک او و اعمال مذهبیاش، و سرنوشتهای مختلف همه کسانی که در طول ماجراهای سالها و در تله گناه آلود عشق، نفرت و جنایت، راه او را قطع میکنند...
یک بستنیفروش عجیب و غریب به آرامی سرگرمی غیرعادی خود را دنبال میکند: جمعآوری و فهرستبندی یادگاریهای صمیمی از زنان در آلبوم مخصوصش، که منجر به موقعیتهای غیرمنتظرهای میشود.
میگل در دنیای موازی، برای پیوستن به گروه مهاجران به سیاره دیگری تلاش میکند. اما در این راه، با حوا آشنا میشود که او را به چالش میکشد و باعث میشود که میگل با هدف خود در زندگی کنار بیاید...
این اثر یک مستند-درام است که با سبکی شاعرانه و روایتی غیرخطی ساخته شده است. گونهی مشخص آن «اتنوفیکشن» (داستاننگاری قومی) نام دارد؛ این فیلم به ترسیم شخصیتهای بومی «تِرا فریا»، واقع در شمال شرق پرتغال، پرداخته و عادات دیرینهی آنان را در فضایی باشکوه و روستایی به نمایش میگذارد. این فیلم نه تنها یکی از آثار برجستهی جنبش سینمای نو پرتغال (Novo Cinema) محسوب میشود، بلکه جزو نخستین مستند-درامهای تولید شده در این کشور نیز هست.
مارتین فراست داستانی مینویسد که در آن زنی مرموز به نام کلر مارتین در زندگیاش ظاهر میشود؛ سرنوشت آنها با داستانی که او مینویسد گره میخورد و واقعیت و تخیل را در یک معمای جذاب دربارهٔ فرآیند هنری محو میکند.