ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
یک نگهبان زن، شیفتهٔ یکی از ساکنان مجتمع میشود. او برای نجات جان معشوق خود، جانش را به خطر میاندازد و این اتفاق، رابطهٔ آنها را دگرگون میکند. پایان این داستان عاشقانه، نامعلوم است.
داستان زنی است که به همراه نوزادش، سفری طولانی و پر مخاطره را برای پیدا کردن همسرش آغاز میکند. فقر و نیاز، او را مجبور میکند تا برای ادامهی سفر و رسیدن به مقصد، از...
عکاسی جوان به نام الکس، زندگی خصوصی همسایگانش را مخفیانه ثبت میکند. او پس از دیدن بدرفتاری یک مرد با همسرش، با استفاده از دوربینش به زن کمک کرده و وارد رابطهای عاشقانه با او میشود.
زنی که صاحب یک خشکشویی است، از لباسهای مشتریانش برای ارض.ای ام.یال ج.نس.یاش سوءاستفاده میکند. او که شیفتهی یک افسر پلیس خوشقیافه شده است، حاضر است برای رسیدن به او از هیچ تلاشی فروگذار نکند.
الا در راه رفتن به محل کار با ریکو، یک راهبر اتوبوس آشنا می شود. حتی بعد از اینکه فهمید ریکو ازدواج کرده است، همچنان او را تعقیب می کند. همانطور که رابطه آنها به پرستش تبدیل می شود، رها کردن برای آنها سخت تر می شود.
رقصندهای سابق، بدون اجازه دوستپسر محافظهکارش به کلاس رقص با میله برمیگردد. او سپس با مربی جذابی آشنا میشود که هیجان را به زندگی ج.ن.س.ی.ا.ش بازمیگرداند.
آدری به عنوان یک پرستار خصوصی توسط استن برای همسر بیمارش، دمی، استخدام می شود. اما وقتی آدری با زوج متاهل وقت می گذراند، عاشق استن می شود و به جای دمی به عنوان معشوقه استن تلاش می کند.
یک تاجر استارتآپ شکست خورده که از نظر مالی با مشکل مواجه میشود، متوجه میشود که دوست سابقش از طریق Sugar Dating درآمد خوبی کسب میکند و از او میخواهد که او را برای این کار آماده کند...
وقتی لونا، یک همسر کتک خورده، و بلا، یک هنرمند توانمند، برای اولین بار همدیگر را ملاقات می کنند، قلب آنها توسط مردم و جامعه ای که آنها را به زنجیر بسته اند آزاد می شود...
دوستان دوران کودکی کوبی و آوا فقط در تعطیلات تابستانی یکدیگر را می بینند. با گذشت زمان، شخصیت ها نسبت به یکدیگر احساساتی پیدا می کنند، اما داشتن یک رابطه از راه دور یک چالش بزرگ برای هر دو است...