رام، وارث ثروتمند، پس از بازگشت از تحصیلات خارج از کشور، برای رسیدن به مقام مدیرعاملی با مخالفت یکی از سهامداران روبرو میشود. او برای اثبات شایستگیهای خود، قبول میکند صد روز را مانند یک فرد معمولی زندگی کند.
پسری از اهالی یک روستای ماهیگیری، دلباختهی دختر کدخدا میشود. اما پدر دختر، که مردی متعصب و پایبند به سنتهای قدیمی است، با این عشق به شدت مخالفت میکند.
در یک شهر کوچک واقع در جنوب هند، زنجیرهای از قتلهای حلنشده در طی 18 سال گذشته، منطقهای را در هالهای از ابهام فرو برده است. با وجود تلاشهای پیدرپی، پلیس محلی موفق به یافتن هیچگونه توضیح یا مظنونی نشده است.
دانشگاهی، پژوهشگری را که در زمینه پدیدههای فراطبیعی تخصص دارد، به کار میگیرد تا درباره زنجیرهای از مرگهای رازآمیز تحقیق کند. گروهی این مرگها را به نیروهای ماورایی نسبت میدهند.
یک افسر پلیس با اراده قوی، به دنبال کشف راز قتل بیرحمانه جی. سی. دارمندرا ردی، سیاستمدار بانفوذ در ایالت تلوگو است. او در این مسیر با موانع زیادی روبرو میشود، چون باید یک شبکه درهمپیچیده از دروغ و نیرنگ را باز کند تا به حقیقت برسد.
تغییر زندگی یک مرد خوشگذران با ورود پسربچهای که ابتدا باعث آشوب میشود، اما به تدریج به بخشی مهم از زندگیاش تبدیل میشود و مفاهیم عشق و خانواده را به نمایش میگذارد.
ایسیپی فراتر از مجموعه قوانین میرود و به ندای درونش گوش میدهد، اما متوجه میشود که سیستم به غرایز او اهمیت نمیدهد. او علیرغم قوانین، وارد موقعیتهای پیچیده و جذاب میشود و پاسخهای غیرمعمولی برای سؤالات معمول پیدا میکند.
این داستان حول محور جنبش آزادیبخش حیدرآباد در سال 1948 میچرخد. تلاشها و مبارزات مردم تلنگانا در اوایل دوران استقلال را برای بازپسگیری دین و هویت خود در برابر ظلم و ستم نظامی و سیاسی به تصویر میکشد.