«قاتل سی آر ۱۴۳/۲۴» یک تریلر تحقیقاتی جذاب است که در دو روز پرمخاطره روایت میشود. یک پرونده قتل در شبکهای از روایتهای متغیر پیچیده میشود، جایی که هر شخصیت - بازپرسان، مظنونان و چهرههای سایه - پیچش جدیدی به آن اضافه میکند.
یک مهمانی مشروب خوری با دوستان به مسیری انحرافی برمی گردد که آنیانا معشوق سابق آنیش به سراغش می آید. ملاقات آنها در روابط موج می زند و در قلب یک شهر سنتی رویارویی می کند.
در تپههای مهآلود کاتوکونو، زنی مسن و سرپرستش با خاطرات گذشته روبرو میشوند، در حالی که یک پرورشدهنده سگ تحت تعقیب به نام کوریاچان از دستگیری فرار میکند. با رسیدن جستجوگران، اسرار مدفون آشکار میشوند.
وینود، 29 ساله، در حین زندگی در کاروناگاپالی و کار در دفتر برنامه ریزی تیرووانانتاپورام، برنامه های دقیقی را برای سفر، کار و فعالیت های روزانه با قطار دنبال می کند.
دومینیک، یک پلیس سابق بدنام که حالا کارآگاه شده، پروندهای به ظاهر ساده را برای یافتن صاحب یک کیف پول قبول میکند، اما این پرونده پرده از شبکهای تاریک از افراد گمشده، قتل، یک تعقیبکننده و رقصندهای مرموز به نام ناندهیتا برمیدارد.
سبک زندگی مرفه روهان از کنترل خارج میشود، زیرا او متقاعد میشود که یک موجود ماوراءالطبیعه در خانهاش وجود دارد. همانطور که او این راز را کشف میکند، به قلمروها و اتحادهای غیرمنتظرهای کشیده میشود، همراه با وحشتهایی که در پیش رو دارد.
یک نویسندهی ناموفق اعلام میکند که مرتکب جرم بینقصی خواهد شد و این باعث میشود پلیس برای جلوگیری از قتلهای برنامهریزیشدهی او، تعقیب و گریز شدیدی را آغاز کند.
یک زن جوان در بحبوحه مواجهه با چالشهای زندگی، قدرتهای ماوراءالطبیعه خود را کشف میکند. با پدیدار شدن یک نیروی شیطانی، او ناچار است در دنیایی که در حال تحول است، هم تواناییهایش و هم سرنوشت خود را بپذیرد. این اتفاق سرآغاز یک داستان جدید ابرقهرمانی است.
آبیرامی که در پی یافتن نامزد گمشدهاش، کیران، است، تصمیم میگیرد با آساوین، یک روزنامهنگار، همراه شود. بررسیها و تحقیقات مشترک این دو، پرده از شبکهای تو در تو و پیچیده از رازها برمیدارد و آنها را به سمت یک معمای ناشناخته و عمیقتر از آنچه تصور میکردند، میکشاند.
یک بازرس ویژه کشف میکند که پروندهای از قتلهای زنجیرهای آنطور که به نظر میرسد، نیست و دنبال کردن این مسیر تنها به جنگی بین تمام افراد درگیر ختم خواهد شد.
گانش گانگادارن، یک طراح فلج از کمر به پایین، ضمن مبارزه با رنجها و شیاطین درونی خود، میکوشد تا در فضای بیرحم و سایههای آزاردهندهی ترحم، به یک زندگی معمولی و عادی دست یابد.
در اعماق سرزمین اصلی کِرالا (ایالتی در هند)، تصمیم یک مرد ساده برای دنبال کردن یک راز باستانی، زنجیرهای از اتفاقات مهیج را به راه میاندازد که حد و مرزهای او را به چالش میکشد و دنیایش را دگرگون میکند.
آرین در جستجوی نیدهی، خیابانهای مادورای را زیر پا میگذارد. او در هر قدم، با خطرها و تنشهای روزافزونی مواجه است. زمان به سرعت میگذرد و آرین برای حفظ جان خود، مجبور است در بحبوحهٔ این آشوب و بینظمی فزاینده، راهی برای ادامهٔ مسیر بیابد.
ساندیپ که با یک قلب پیوندی به زندگی ادامه میدهد، برای مراسم نامزدی هاریتا، دختر کسی که قلبش را اهدا کرده بود، دعوت میشود. حضور و اقامت غیرمنتظره او در کنار این خانواده، زمینهساز نزدیکی و پیوند عاطفی عمیقتری میان آنها میگردد.
ابی در روز عروسیاش مورد بیمهری قرار میگیرد و تنها میماند. او در این شرایط با زنی محتاط و کمحرف مواجه میشود که نیازمند یاری است. وقتی این دو در کنار هم زخمهای روحیشان را التیام میبخشند، نامزد سابق ابی که حالا درک عمیقتری از آرزوهای او پیدا کرده، دوباره به زندگیاش بازمیگردد. در نهایت، فاش شدن یک حقیقت ناگفته، ابی را به آرامش درونی میرساند.
زندگی زن روستایی در پوششی از حجاب، با ورود گروهی از بازدیدکنندگان شهری دستخوش تغییر میشود. او که با زیر سوال بردن سنتها به دنبال ریشهیابی یک نفرین قدیمی است، با شایعاتی دربارهٔ «ساتی» روبهرو میشود. همین امر او را وامیدارد تا جسورانه در برابر عرف و هنجارهای جامعه بایستد.