بعد از جابورو، نیروهای EFF طرحی برای به دست آوردن اودسا، مقر نیروی حمله زئون را برنامهریزی میکنند. سفینه سفید به بلفاست میرود تا تجهیزات خود را مجدداً تأمین کند. با این حال، سفینه سفید دستورات جدیدی برای رفتن به یک جزیره به نام "جزیره بدون بازگشت " دریافت میکند ...
چار به دلیل عملکردش در نبرد لووم به درجه فرماندهی با لقب افتخاری دنبالهدار سرخ ارتقا مییابد. ژنرال ریویل در این نبرد اسیر میشود. آمورو مشتاق است بداند پدرش چه چیزی خلق میکند.
داستان حولِ محور دختری با اختلالات شنوایی "نیشیمیا شوگو" می باشد ، ماجرا از زمانی آغاز می شود که او به کِلاس جدیدی منتقل می شود و با پسری همچون خود " ایشیدا شویا" آشنا می شود و ...
قرن نوزدهم،" ادوارد ماسون" هویت خود را مخدوش کرده و در آکادمی نظامی فضانوردی ثبت نام می کند. او با همکلاسی خود گارما، خانواده ی زابی را توسعه می دهند و در نهایت در معرض تسلیحات قرار می گیرند و برای استقلال نیروهای امنیتی فدرال زمین مبارزه می کنند...
قویترین شکارچیهایی که زمانی در انجمن شکارچیان وجود داشتند به دو دسته «روشن» و «تاریک» تقسیم شدند و هر کدام مسیرهای مربوط به خود را طی کردند. سمت "تاریک" شروع به حرکت می کند تا همه شکارچیان را قتل عام کند! پس از یک حمله وحشیانه از طرف "تاریک" شکارچیان، کیلوا مجروح می شود و...
داستان در مورد پسری به نام "Takao" هست که مدرسه را نادیده گرفته و می خواهد یک کفاش بشود؛ او در یک باغ ژاپنی، طراحی کفش می کند و روزی دختری به نام "Yukino" را ملاقات می کند و کم کم این ملاقات ها زیاد می شود اما تنها در روزهای بارانی این اتفاق می افتد...
داستان در مورد دختری معمولی به اسم ” آکو کاگاری ” است که برای یادگیری جادوگری به انجمن دخترانه و مشهور جادوگران یعنی لونا نووا آکادمی می پیوندد. او وقتی کوچکتر بود به یک جشنواره جادوگری رفته بود که میزبان آن جادوگری به اسم ” شینی چریوت ” بود ، آکو تحت تاثیر اجرای شینی قرار گرفت و این جشنواره الهام بخش او شد و باعث شد یک آرزو را در سر بپروراند و آن این بود که روزی جادوگری به خوبی شینی شود …
داستان درباره یک دانش آموز سال چهارم به اسم آیواما کان میباشد که درباره ی دلیل مرموزی که پشت قضیه ی ظهور ناگهانی پنگوئن ها در دهکده ی خود میباشد، تحقیق میکند، که به نوعی به فعالیت یک خانوم که در کلینیک دندانپزشکی کار میکند، مربوط میشود…
"کاروتا" یک بازی کارتیه که در اون شرکت کننده ها باید با به خاطر سپردن شعرهای نوشته شده روی کارتها، با سرعت زیاد و با عکس العمل مناسب، کارت مورد نظر رو بردارند. در نتیجه علاوه بر حافظه ی قوی، انعطاف بدنی هم نقش موثری در این بازی داره.بزرگترین رویای دختری به اسم “چیهایا” اینه که روزی خواهر بزرگترش رو به عنوان بهترین مدل ژاپن ببینه. اما یک روز پسری به اسم “آراتا” به اون میگه که، رویای هر فرد باید برای خودش باشه و هر کس برای رسیدن به رویای خودش باید تلاش کنه. “چیهایا” که از انعطاف بدنی خوبی برخورداره، متوجه میشه که به بازی “کاروتا” علاقه پیدا کرده و به همراه “آراتا” و دوست قدیمیش “تایچی” سعی میکنه توی این بازی پیشرفت کنه.