بازرس استنیلند طبق عادت، تلاش میکند خود را در موقعیت مقتول، که این بار یک پیانیست ناموفق است، قرار دهد. در این هنگام، باربارا، معشوقه قربانی، وارد آپارتمان میشود. بازرس با خود میاندیشد: «این زن، بدجنسی از سر و رویش میبارد». باربارا که از حضور بازرس غافلگیر شده، بلافاصله خود را مرتکب قتل معرفی میکند. با این حال، بازرس قانع نمیشود زیرا شواهد کاملاً با اعتراف او مطابقت ندارد.
یک فراری که از قانون فرار می کند و چندین میلیون دلار به همراه دارد، در خانه یک خانواده کشاورز مخفی می شود. وقتی خانواده ثابت می کند که حتی بیشتر از او مجرمانه تر هستند - و شروع به ترساندن او به جای بالعکس می کنند، ورق ها تغییر می کند.
آنتوان و لیز، زوجی که برای ماه عسل به یونان رفتهاند، با چارلز و اگنس آشنا میشوند. چارلز مجسمهای باستانی پیدا میکند و میخواهد آن را به موزه اهدا کند، اما اگنس قصد فروش آن را دارد و برای این کار، از یک ملوان کمک میگیرد.
یک محکوم سعی می کند از رابطه خود با افسر آزادی مشروط خود برای سرقت از ال گرکو استفاده کند. با این حال، وقتی او از نقشه او مطلع شد، همه چیز به طور غیرمنتظره ای به هم خورد...
Philippe Dubaye نیمه های شب که دوست قدیمیش Xavier Maréchal را با اخبار نگران کننده ای درباره اینکه او شخصی به نام Serrano را کشته است از خواب بیدار میکند؛ کسی که با استفاده از نفوذ سیاسی خود دست به قاچاق می زند. Serrano مدارکی در مورد دست داشتن Dubaye در یکسری معاملات فاسد را در اختیار داشته و خود را آماده میکرده که آنها را بر علیه معاون استفاده کند. Xavier برای سرپوش گذاشتن این مسئله برای دوست قدیمیش Philippe موافقت می کند اما بزودی دچار مخمصه می شود و…
با تأمین بودجه جِرومه ، برادر همسرش ، مخترع آلبرت رینال موفق به تولید یک موشک فضایی انقلابی می شود. متأسفانه ، در پرواز آزمایشی خود شکست می خورد و جرئوم پشتیبانی مالی خود را پس گرفت...
فردی بسیار ساده و خوش قلب به نام گوبی تنها یک آرزو در زندگی دارد. سفر و دیدن پاریس! داستان از آنجایی جذاب میشود که روزی، کامیون داری تصمیم میگیرد که گوبی را به بزرگترین بازار پاریس ببرد و در آن جا ...
طنز جاسوسی در دوران جنگ سرد. پس از مرگ یک سازنده تسلیحات، گروهی بینالمللی از جاسوسان برای به دست آوردن پتنتهای نظامی ارزشمندی که توسط بیوه دوستداشتنی به ارث رسیده است، وارد نبردی پرمخاطره میشوند...
یک گانگستر سابق (لینو ونتورا) از دوران بازنشستگی بیرون می آید تا به یک دزد خرده پا (ژان لفبره) در این کمدی گانگستری گالی کمک کند. لینو و دوستش با گروهی از موتورسواران بریتانیایی مو بلند روبه رو می شوند که به دنبال پول هستند...
Arsène Baudu و Hyacinthe ، دو کلاهبردار کوچک ، طعمه الکساندر لارسان بلاک می شوند ، که آنها را (برخلاف میل خود) درگیر کلاهبرداری های مهم می کند ، اما موفقیت آنها کاملاً محدود است...
روکو و همدست زنش آنژل یک کامیون را از یک شرکت حمل و نقل در بیابان صحرا میربایند. رئیس شرکت حمل و نقل، کاستیلیانو، دوست روکو، هروه، و یک آلمانی تازهکار، هانس، را استخدام میکند تا به دنبال او بروند و کالای ارزشمندش را برگردانند. پس از اینکه آنها با مشکلاتی روبرو میشوند،..