بنجامین، دانشجوی دکترا بدون بورسیه، پیشنهاد تدریس قراردادی در یک کالج را می پذیرد. او بدون آموزش یا تجربه، در برابر یک نهاد تضعیفشده، با دشواریهای این حرفه آشنا می شود ...
یک دلال هنری بیرحم و نقاش گوشهگیر و دوست دیرینهاش، حاضرند برای نجات خود، همه چیز را به خطر بیندازند و یک نقشه عجیب و غریب و دیوانهوار را اجرا میکنند.
گفته می شود که هر بازپرس جنایتی دارد که آنها را آزار می دهد، پرونده ای که بیشتر از بقیه او را آزار می دهد، بدون اینکه او لزوماً دلیل آن را بداند. برای یوهان این قضیه قتل کلارا است.
فیل، مردی میانسال سرسختی است که دچار سکته مغزی می شود که باعث از دست دادن حافظه اش می شود. میلی که از او مراقبت می کند، به دروغ به او می گوید که قبل از تصادف مخفیانه آنها عاشق هم بودند..
مادری در جستجوی یافتن پسرش است که تقریباً سه دهه پیش مجبور به ترک او شد. او از یک متخصص امنیت اطلاعات سوخته که توسط پلیس ضد تروریسم تعقیب می شود ، کمک می گیرد...
هنگامی که فرانک والکن مرتکب اشتباهی بسیار بزرگ میشود، گروهی از خلافکاران حرفهای شاهدان پروندهی فرانک را به قتل میرسانند. در بین اجساد رئیس دادگستری وجود دارد که پروندهی این قاتلان را بررسی میکرد...
این فیلم داستان دانشجویی جوان به نام «الا» را روایت میکند که در یک کالج دامپزشکی مشغول به کار است. او گیاه خوار است اما یکی از روزها و به درخواست خواهرش، گوشت خام یک خرگوش را می خورد و همین کافی است تا اشتیاق او برای رو آوردن به خوردن گوشت خام نمایان شود و ...
سه موج سوار اول صبح تصمیم میگیرند به دریا بروند. اما در میانه راه تصادف میکنند و سایمون، که 9 سال بیشتر ندارد در حالت کُما به بیمارستان منتقل میشود. دکتر متوجه میشود که مغز او مُرده است و والدینش سریعاً باید تصمیم بگیرند که اعضای بدنش را اهدا کنند یا نه...
"کوشیز" و "ژیلو" ، دو شکارچی جایزه بگیر ، به دنبال یک تلفن دزدیده شده هستند که در آن اطلاعاتِ با ارزشی وجود دارد، در میان راه آن ها با افراد مختلفی ملاقات میکنند و ..
رنیر، گابریل شوالیه، یک پلیس سابق است که زندگی شخصی اش دچار مشکل شده است. او یک قمارباز، الکلی، بیوه و تک والد یک دختر نوجوان سرکش است. او که قادر به نگه داشتن کار معمولی نیست، پیشنهاد مشکوک کاری را می پذیرد که شامل نشستن در یک دفتر خالی منتظر زنگ زدن تلفن است
"آریان فلدر" باردار است.طبق تست دی ان ای، پدر کودک کسی نیست جز "باب"، تبهکاری که به جرم حمله و ضرب و جرح در زندان به سر می برد."آریان" چیزی را به یاد نمی آورد و تلاش می کند از موضوع سر در بیاورد...
«آلین» بلژیک را به مقصد فرانسه ترک می کند تا بهمراه پسرش در کنار خواهرش و شوهر خواهرش بعنوان یک خانواده زندگی کنند. او با زنی بنام «استفانی» که تعلیم دهنده نهنگ های قاتل است آشنا می شود و بعد از مجروح شدن استفانی در یک تصادف، رابطه آن ها عمیق تر هم می شود...