چلسی خانهای در ویل به ارث میبرد. او در آنجا با اوون آشنا میشود و استراحتی که به شدت به آن نیاز داشت را پیدا میکند. آنها با هم فستیوال اشترودل برگزار میکنند تا جذابیت ویل قدیم را به نمایش بگذارند.
تام کمبل پس از شکستن قلبش توسط معشوق دوران کودکی اش، از شهر خود فرار کرد تا به ارتش بپیوندد. سالها بعد، تام با خبر از کار افتادن سلامتی و تجارت مادربزرگش به خانه برمیگردد...
زندگی یک دانشجوی حقوق که از وضع مالی خوبی برخوردار است، زمانی که پرونده یک مادر مجرد جوان طبقه کارگر با یک فرزند بیمار به او محول می شود، به طرز چشمگیری تغییر می کند...
بری توماس (جاناتان سیلورمن) به عنوان یک کارمند اداری در یک آزمایشگاه علمی زندگی غیر هیجان انگیزی را سپری می کند، جایی که او عاشق دانشمند جوان جذاب و باهوشی به نام لیزا فردریکز (هلن اسلیتر) شده است. بری زمانی که شاهد قتل لیزا در پارکینگ اداری است، ویران می شود. با این حال، وقتی متوجه می شود که یک تصادف الکتریکی عجیب در آزمایشگاه شرکتش او را در یک "حلقه زمانی" 24 ساعته قرار داده است، سعی می کند لیزا را نجات دهد و به جدول زمانی عادی بازگردد...
«فکر کردن بیش از حد با کت و جون» عنوان یک سریال کمدی است که در آن امیدها، رویاها و ترسهای (عمدتاً ترسها) زندگی درونی دو دختر به نامهای کت و جون به صدای بلند میپردازد. این سریال داستان شکلگیری یک رابطۀ دوستانۀ عجیب اما زیبا بین آنها را روایت میکند.
داستان خواهر و برادری به نام های لیلی و خورخه که در ماموریتی برای یافتن عشق و هدف هستند. آنها در برخی از روزهای اوج سال - تعطیلات - با ساکنان به ظاهر نامرتبط برخورد می کنند.
یک دادستان که در یک پرونده جنایی شکست خورده است و نتوانسته است قاتل را محکوم کند به اورگون برمی گردد. اما زمانی که دوباره جنایتی مشابه اتفاق می افتد تصمیم می گردد برگردد و این بار به شیوه خودش عدالت را برقرار کند.
هنگامی که برادران "مِنِندز" در تلویزیون ملی به خاطر قتل وحشیانه پدر و مادر خود در بورلی هیلز محاکمه شدند، داستان قتلشان تبدیل به دغدغه ی تمام مردم آمریکا شد...
این سریال داستان دو دختر جوان رو مطرح میکنه که متوجه میشن به طور تصادفی هنگام به دنیا اومدن با هم دیگه عوض شدن. “بی کنیش” در خانواده ای ثروتمند به همرا دو والدین و دو برادرش بزرگ شده و در مقابل “دافنه واسکوئز” که قدرت شنوایی خودش رو در بچگی به دلیل مننژیت از دست داده به همراه تنها مادرش و در محیطی فقیرانه بزرگ شده است . داستان وقتی دراماتیک میشود که دو خانواده همدیگه رو ملاقات میکنند و بر سر این که چه جوری به خاطر دخترا باهم زندگی کنن جر و بحث میکنند …