کارآگاهی که مشکل شنوایی دارد و شاهد ناشنوا که قتل را دیده است، مجبورند برای نجات خود به هم کمک کنند. آنها در یک ساختمان متروکه محاصره شدهاند و قاتلانی که صداهایشان را نمیشنوند، به آنها نزدیک میشوند.
یک سرباز نیروهای ویژه که کشور، دین و حتی امید خود را رها کرده است، باید به میدان نبرد بازگردد تا خواهرزاده خود را که یک خبرنگار است و در میانه یک عملیات پیمانکاری خصوصی غیرقانونی که به طرز وحشتناکی اشتباه پیش رفته است، پیدا کند.
یک سرباز سابق سرگردان با کمک یک مجرم تازهآزاد شده به یک مبارز زیرزمینی تبدیل میشود و هر دوی آنها در برابر یک رئیس جنایتکار، پلیسهای فاسد و قاتلان اجارهای قرار میگیرند...
داستان فیلم در آینده ای نزدیک رخ می دهد جایی که یک بیماریِ همه گیر کل سیاره ی زمین را فرا گرفته است و در این بین ، گروهی سعی دارند بازماندگان سالم این فاجعه را نجات دهند. اما…
داستان فیلم درست از جایی آغاز می شود که قسمت اول (Divergent) به پایان رسیده بود. تریس (شیلین وودلی) و فور (تئو جیمز) پس از فرار به بیرون دیوارها و خارج شدن از جامعه تحت کنترل، با گروه هایی در بیرون از مرز روبرو شده اند که با یکدیگر متحد هستند و یک هدف دارند؛ گروهی که Amity نام دارد و توسط زنی به نام جوآن (اوکتاویا اسپنسر) سرپرستی می شود. زنی که تریس نمی داند آیا او هم قدرت ماوراء طبیعی دارد یا خیر...
زنی (ووپی گلدبرگ) که نگران این است که حمله بعدی آسمش ممکن است او را بکشد، سعی می کند مشکلات همسرش (وینگ ریمز) و چهار فرزند بزرگسالشان (کیمبرلی الیز، تیچینا آرنولد، مکی فیفر، آنیکا نونی رز) را حل کند.
در جهانی که افراد طبقه بندی شده اند تریس متوجه می شود که با بقیه افراد تفاوت دارد اون برای فرار از این جامعه نقشه ی راهی به سوی دگرگونی پیدا می کند او باید قبل از این که خیلی دیر شود خود را به آنجا برساند ...
مردی که در حین سرقت از بانک گرفتار شده است، نا امیدانه سعی دارد از تحویل دار بانک که بطور مخفیانه عاشق اوست، محافظت کند اما جنایاتی عجیب نیز در این بین رخ میدهد که…
یک دادستان ناحیه در یک تعقیب و گریز 24 ساعته با یک رهبر باند درگیر است. او همچنین تحت تأثیر یک دستیار دادستان ناحیه جذاب و یک غریبه مرموز قرار میگیرد...
وقتی بر اثر حمله ی گروه های مرده های متحرک وحشت بر شهرهای امریکا مستولی می شود، «فرانسین»، از مسئولان یک شبکه ی تلویزیونی، به اصرار دوستش «استیون» می پذیرد که بااستفاده از یک هلی کوپتر از مهلکه فرار کنند. دو تک تیراندز پلیس، «راجر» و «پیتر» نیز آنان را هم راهی می کنند…
داستان این فیلم زندگی امینم هستش که از سال ۱۹۹۵ شروع می شه، که اون موقع به خاطر سفید بودنش دست کم گرفته می شه و نمی ذارن رپ کنه. امّا در طی زمان، اون موفق می شه خودشو بالا بکشه و…
کارمن: یک هیپ هاپرا، اقتباسی مدرن و امروزی از داستان کلاسیک کارمن است. این فیلم، زندگی یک گروهبان پلیس را به تصویر میکشد که با ورود زنی جذاب و وسوسهانگیز، دنیایش دگرگون میشود.
«جانی میلز» ( مکی فایفر ) به همراه «پاتی» ( جانی ویتورث ) و «هایدن» که ساکن محله هلز کیتچن نیویورک هستند دست به یک سرقت مسلحانه میزنند اما بطور اتفاقی هایدن می میرد. جانی پنج سال به زندان می افتد. «گلوریا» ( آنجلیا جولی ) که خواهر هایدن است و جانی را مقصر مرگ برادرش میداند بعد از آزادی او قصد دارد از وی انتقام بگیرد اما نمی تواند...
"ویکتور" دانش آموز جدید دبیرستان "کریک وود" است که در راه شناخت خود، با چالش هایی در خانه و سازگاری با یک شهر جدید روبرو می شود و با گرایشات خود دست و پنجه نرم می کند ...
سریالی کمدی، به سبک شرلوک هلمزی و پر از شوخی ها و دیوانگی های خنده دار که می تواند ساعت ها شما را سرگرم کند. اگر دنبال سریالی کمدی و جنایی می گردید این سریال را از دست ندهید.شاون اسپنسر که حافظه ی تصویری، غریضه ی کارآگاهی و دقت بسیار بالایی دارد بعد کمک به پلیس برای حل یک پرونده، متهم به شریک جرم بودن می شود. شاون برای این که به زندان نیفتد و راز خود را برملا نکند ادعا می کند که غیبگو است و با عالم ارواح ارتباط دارد و از این راه اطلاعات خود را به دست می آورد. شاون به همراه بهترین دوستش گاس که فروشنده ی دارو و لوازم پزشکی است، دفتر کارآگاه خصوصی غیبگوی Psych را تاسیس می کند و از آن به بعد در حل پرونده های جنایی به پلیس کمک می کند...
"ریمی" یک کارآگاه پلیس زن در سال 2016 در می یابد که قادر است از طریق یک رادیو با پدرش که در سال 1996 فوت کرده، صحبت کند. حالا آنها با کمک یکدیگر می خواهند یک پروندهی قتل حل نشده را به سرانجام برسانند، اما این اثر پروانه ای و ارتباط "ریمی" با پدرش عواقب ویران کننده ای بر زمان حال می گذارد...