زني براي گرفتن انتقام مرگ شوهرش، اقدام به بمب گذاري مي کند. اما بر اثر انفجار، افراد بي گناه به قتل مي رسند و او دستگير مي شود. در جريان بازجويي و محاکمه، زن و يک پليس به يک ديگر علاقه پيدا مي کنند..
شتری که از سیرک جا مانده به خانه زوجی جوان وارد می شود.زن خانه در ابتدا از ورود غیر منتظره حیوان سردرگم شده می شود اما مرد او را به عنوان حیوان خانگی می پذیرد.در حالیکه مرد به همراه همراه تازه خود در دهکده راه می روند مردم از دیدن آنها تعجب می کنند و...
آخرین قسمت از سهگانه فیلمهایی در مورد مشغلههای جامعه فرانسوی، اینبار داستان در مورد یک مدل است که در میابد همسایهاش از تجاوز به حریم خصوصی مردم لذت می برد...
این فیلم دومین قسمت از سهگانه فیلمهایی در مورد مشغلههای جامعه فرانسوی است و داستان مردی لهستانی را به تصویر می کشد که همسر فرانسویاش قصد دارد از او طلاق بگیرد.
این فیلم اولین قسمت از سهگانه فیلمهایی در مورد مشغلههای جامعه فرانسوی است و داستان زن یک آهنگساز را روایت می کند که با مرگ شوهر و فرزندش دست و پنجه نرم می کند.
ورونیکا(ژاکوب) به کراکوف میآید و در مدرسه موسیقی به تحصیل آواز میپردازد، اما پس از مدتی بیمار میشود و طی نخستین اجرای عمومیاش روی صحنه میمیرد. در همین زمان در پاریس، ورونیک(ژاکوب) آرزوهایش را برای بدل شدن به یک خواننده حرفهای کنار میگذارد تا معلم مدرسه شود و در این بین با عروسکگردانی ملاقات میکند. ورونیک در ضمن گوئی با نوعی تلهپاتی وجود همزاد درگذشتهاش را حس میکند.
"تومک" نوزده ساله تنهایی خود را با تماشا کردن همسایه خود "مگدا" به وسیله یک دوربین دوچشمی پر می کند.او یک هنرمند در میانه سی سالگی خود است و به نظر می رسد همه چیز در زندگی خود دارد.اما وقتی نهایتا آنها همدیگر را ملاقات می کنند متوجه می شوند که نقاط مشترک زیادی دارند و...
"فیلیپ" هنگام تولد اولین فرزندش یک دوربین فیلمبرداری 8 میلیمتری خریداری می کند.چون این اولین دوربین در شهر است رئیس حزب محلی به او لقب عکاس رسمی شهر را می دهد.وقتی او به جشنواره فیلم منطقه فرستاده می شود آینده ای روشن برایش آشکار می شود...
وقتی تصمیم سیاسی مبنی بر مکان استقرار یک کارخانه شیمیایی بزرگ جدید گرفته میشود، استفان بندراژ مسئول آن میشود. این مرد حزب کمونیست صادق باید با جامعه محلی که از ساخت آن مخالف است، روبرو شود...
زوجی به همراه موتور سیکلت خود همزمان با اتوبوسی پر از جوانان یک اردوگاه را ترک می کند.پسر بطور ناگهانی چادرش را در بین راه گم کرده و مسافران اتوبوس آنرا پیدا کرده و تصمیم به معامله می گیرند ...