پس از جنگ داخلی ، دو برادر که از ارتش خارج شده اند به خانه باز می گردند و باید برخی از بستگانشان را که توسط گروهی از همفکران متجاوز ربوده شده اند نجات دهند...
یک مرد انگلیسی که برای گذراندن تعطیلات در یک پادشاهی خیالی به نام «روریتانیا» به سر میبرد، به طور اتفاقی وارد یک ماجرای سیاسی میشود. او به دلیل شباهت بسیار زیاد به پسرعموی خود، پادشاهی که قرار است به زودی تاجگذاری کند، مجبور میشود نقش او را بازی کند. این اتفاق زمانی میافتد که پادشاه توسط دشمنانش مسموم و ربوده میشود.
داستان از آن جایی آغاز میشود که دو سواره نظام آمریکایی که وظیفهی حمل یک محمولهی طلا را داشتند، به قتل میرسند. جان هوون که به عنوان یکی از محققان ارتش ایالات متحده شناخته میشود، به صورت مخفیانه به شهری که در آن استخراج میشد، سفر میکند و تصمیم میگیرد که قاتلان را پیدا کند...
« ویت استرلینگ » ( داگلاس ) ، تبهکار بدنام ، در به در دنبال محبوبه اش ، « کتى مافت » ( گریر ) مى گردد که به طرف او شلیک کرده و با چهل هزار دلار از پولهاى او فرار کرده است . او کارآگاه خصوصى کم حرفى به نام « جف بیلى » ( میچم ) را استخدام مى کند تا « کتى » را پیدا کند...
لاری بالنتین در دادگاه به جرم قتل دوست دخترش، موضع می گیرد و خود را تبرئه می داند و دنباله ای از خبر های واقعی ، اما غیرممکن را توصیف می کند که منجر به مرگ او شد...
"سندباد" قصه گویی است که ماجراهای بزرگی در مورد خود تعریف می کند. اما راست و دروغ بودن آنها را هیچکس نمی داند. در این فیلم هشت ماجراجویی او توسط شخص خودش روایت می شود...