عاشقانه ای که در دنیای پر شور و پر شور روزنامه های بریتانیایی پخش می شود. در طول یک هفته، روزنامهنگاران روزنامه تبلوید The Rag تا جایی که به دستشان میرسد رسوایی را کشف و تولید میکنند.
کارن اوکانر ، روزنامه نگار جوانی که به خاطر چهره های مشهور ، به دنبال کشف حقیقت پشت یک حادثه طولانی است که زندگی و حرفه تیم وینس کالینز و لانی موریس را تحت تأثیر قرار داد.
سال 1999. «اندي آزنارد» (برازنان) مأمور متين سازمان هاي جاسوسي بريتانيا به خاطر شيطنت ها و بدهي هايش به پاناما تبعيد شده است. او براي اين که موقعيت دستش بيايد، نزد «هري پندل» (راش) مي رود، خياطي انگليسي که مشتري هايش آدم هاي معروف و ثروتمند هستند. «اندي»، «هري» را وسوسه مي کند تا براي او خبرچيني کند...
“مایکل لینچ” بدنامترین تبهکار دوبلین است.سرقتهای بی پروای او برایش اسم و رسمی به وجود آورده است.او بیشتر به تصویری که از خود به جای می گذارد اهمیت می دهد تا ...
"جو" که سابقا به الکل اعتیاد داشته و بیکار میباشد و "سارا" کارمند سازمان بهداشت ، یک رابطه عاشقانه با هم برقرار می کنند. هر دو در سی سالگی خود هستند و...
بر اساس رمانی به نام “تجدید حیات نوشته پت بارکر” این فیلم به روایت داستان دو سرباز در جنگ جهانی اول پرداخته است که یکی از آنها به دلیل مشکلات احساسی به تیمارستان منتقل شده است …
کي از سرکردگان مافياي روسيه در يورش مشترک «کارتر پرستن» (پواتيه)، مأمور FBI و يکي از افسران اطلاعاتي روسيه، «والنتينا کوسلووا» (ونورا) کشته مي شود. مافيا نيز براي انتقام، يک قاتل حرفه اي معروف به «شغال» (ويليس) را استخدام مي کند تا رئيس FBI را بکشد...
جولیان و جرمی، دو برادر، ترجیح میدهند وقت خود را صرف مواد مخدر و ویراژ دادن با ماشین کنند. وقتی پدرشان، چاق لوئیز، آنها را میبیند، با تقاضای غرامت به آنها میرسد...
دانشمند اسمیلا جاسپرسن (جولیا اورموند) فکر می کند همسایه جوانش قبل از اینکه بمیردتوسط یک بزرگسال تعقیب شده است ، اما پلیس چیز دیگری می گوید ، اسمیلا که دوران کودکی خود را در گرینلند گذراند، متوجه میشود که پدر پسر هنگام کار برای دکتر آندریاس تورک (ریچارد هریس) در گرینلند مرده است
سال 1713، جان گراهام (هرت) فرماندار کل اسکاتلند است و فرمانده ای به نام آرچیبالد کانینگام (رات) دارد که مردی حیله گر، زن باره و شمشیر زنی ماهر است. با قتل و غارت و ظلم و ستمی که کانینگام به راه اندخته، سرانجام راب روی (نیسن)، رهبر کوهپایه نشینان، جلوی او می ایستد و …
دوازدهم اکتبر سال 1978. با تلفن یک فرد ناشناس، پلیس وارد اتاق «سیدویشز» (اولدمن) و محبوبهاش، «نانسیاسپونگن» (وب) در اهتل چلسی نیویورک میشوند و با جنازه خونی نانسی و «سید» نشئه روبهرو میشوند...
ویکتور و خانوادهاش در اواسط دهه ۳۰ میلادی به اتحاد جماهیر شوروی نقل مکان کردند. زمانی که او از امضای دستاورد خود در چتربازی بهعنوان یک شهروند اتحاد جماهیر شوروی سر باز زد، بدون محاکمه به زندان فرستاده شد. حبس وحشتناک، ضربوشتم و شکنجه او با فرستادنش به گولاک برای سالهای طولانی به اوج رسید. بر اساس این فیلم، او در مجموع ۴۵ سال در اتحاد جماهیر شوروی بود.
این فیلم داستان یک نوجوان انگلیسی از تبار پاکستانی به نام جاوید (با بازی ویویک کالرا) را حکایت میکند که در سال ۱۹۸۷ در شهر لوتون انگلستان زندگی میکند و در حال بزرگ شدن است. او در میان آشفتگیهای نژادی و مشکلات اقتصادی که در این برهه زمانی وجود داشت، شعر مینویسد. او قصد دارد از همین شعر نوشتن به عنوان یک راه فرار از شهری که در آن ساکن بود و دیگر قدرت تحمل کردنش را نداشت و همچنین پدر سنتی و غیرقابل انعطاف خود، استفاده کند. اما زمانی که یکی از همکلاسیهایش، موسیقی بروس اسپرینگستین را به جاوید معرفی میکند، او میتواند یک برابری و شباهت را بین زندگی طبقه کارگری خود و آن اشعار قدرتمند ببیند. به همین ترتیب جاوید نه تنها یک مسیر خوب برای زندگی خود پیدا میکند، بلکه بعد از گذشت مدتی این جسارت را در خود مییابد که با صدای منحصربهفردی که دارد، خود را ابراز کند و به نمایش بگذارد.
افسر پلیس، بازرس کارآگاه لیز نایلز، خود را در قلب یک رخنه می بیند. شخصاً در اثر رابطه با یک همکار به خطر افتاده است، اما مصمم به مقابله با آن و کشف منبع واقعی فساد در واحد خود است. تا خود، آبروی معشوقش را نجات دهد و شاهدانش را در امان نگه دارد. حتی اگر همیشه لیاقتش را نداشته باشند.
این داستان به دنبال آسیبشناس پزشکی قانونی دیوید هانتر است که کار خود را رها کرد و به عنوان یک پزشک در روستای روستایی منهام ساکن شد. وقتی زنی مرده پیدا می شود، دیوید تلاش می کند تا از تحقیقات دور بماند.
سریال رابین هود سریالی است بسیار جذاب و سرگرم کننده با داستانی تاریخی و اسطوره ای که در طول تاریخ هر بار از دهان مرشدی به سبکی خاص نقل می شود. سریالی که آمیزه ای از جنگ و خشونت و مهر محبت است. داستانی خونین و غم انگیز و یا ان را داستانی دراماتیک و عاشقانه نیز می توان توصیف کرد. رابین هود نام مردی است دلاور که بر علیه حاکمان ظالم دوران قرون وسطی قیام می کندو طرفدارانی را گرد خود جمع می کند...
این مینی سریال ، درباره جیمز کزیا دلانی است که پس از یک دهه زندگی در افریقا به خانه بازگشته و متوجه میشود میراث پدرش اکنون تحت مالکیت او است. جیمز، در راه برقراری عدالت و انتقام در قبال کسانی که به او صدمه زدند قدم میگذارد و در این راه به مبارزه با کمپانی هند شرقی پرداخته و امریکا و بریتانیا را در دورانی پر طنش رو در روی یکدیگر قرار میدهد...