تاماهی و دوستانش در حال بازگشت از مدرسه بودند که شاهد سقوط شخصی از پشت بام آپارتمانی در نزدیکی بودند. آنها با عجله به ساختمان رفتند، اما دیدند که ساختمان خالی است...
گروه کازوما با نامهای از یونیون مواجه میشوند که از آنها درخواست میکند به روستای قبیله شیطانهای سرخ بروند. این روستا با تهدیدی روبرو است که ممکن است به نابودی آن منجر شود.
یک روز دورامو ، نوبیتا ، شیزوکا ، جیان و سانئو داشتن مثل قهرمانان فضایی به هم شلیک میکردن. در همین حال پسری به نام آرون اومد و بهشون اخطار داد که بیگانگان به سیاره اون حمله کردن و اونها هم قبول کردن که کمکش کنن..
فیلم سینمایی شخصیت این بار موجودات سیاهی ترسناک تر از همیشه در حال عملی کردن اهداف پلید خود و این بار باشگاه مخفی مدرسه برای نجات بشریت.... وتنها دقایقی بیش نمانده ....تا فاجعه رخ دهد.... آیا آنها به موقع می توانند از آن جلوگیری کنند و راز آن را حل کنند؟
اُهانا به زندگی پیش مادربزرگش در یک هتل کوچیک که چشمه ی آب گرم داره عادت کرده که یک روز سرو کله ی دختر رقیب هتل میاد و می خواد تو هتل اون ها آموزش ببینه و تبدیل به یه زن مهماندار خوب بشه و اُهانا هم تصمیم می گیره که بهش آموزش بده از طرفی اون موقع تمیز کردن یه آیتم خاصی را پیدا کرده که می خواد ازش سردر بیاره و ...
ژوئن 1998: شیکی تجربه ای نزدیک به مرگ داشته است. او که از کما بیدار می شود، چیز بسیار مهمی را برای خود از دست داده است و خلاء بزرگی در روح او ایجاد می کند. خلائی که برخی از موجودات آخرت می خواهند به هر قیمتی از آن سوء استفاده کنند. اما در مقابل، او یک هدیه جدید نیز دریافت کرده است: او فقط به کسی نیاز دارد که او را با قدرت جدیدش راهنمایی کند...
جولای 1998: میکیا فوجینو آسگامی گیج را در یک کوچه خمیده پیدا می کند و متوجه می شود که از درد شکم خود رنج می برد. میکیا او را تا آپارتمانش همراهی می کند، جایی که او به خواب می رود. صبح روز بعد، میکیا متوجه می شود که فوجینو رفته است و در همان زمان، اخبار یک صحنه قتل در یک بار زیرزمینی متروکه را گزارش می دهد که ...
داستان انیمیشن Tokyo Godfathers پدر خوانده های توکیو در یک شب کریسمس در شهر توکیو آغاز می شود که سه نفر بی خانمان به نام های جین و هانا که مرد و زنی میانسال هستند و دختری به نام میوکی که با آنها زندگی می کند ، وقتی به دنبال غذا می گشتند به یک نوزاد رها شده بر می خورند ، به همراه این نوزاد یه نامه بود که از یابنده نوزاد خواسته تا از او مراقبت کند ولی از نام نوزاد چیزی نگفته و یک کیسه که حاوی سره نخ هایی از پدر و مادر اصلی این نوزاد می باشد ، آغاز می شود . این سه نفر تصمیم می گیرند تا تمام تلاش خود را برای پیدا کردن والدین اصلی این نوزاد بکار گیرند و او را به خانواده واقعیش برسانند . چون او را در شب کریسمس پیدا کردند نام این نوزاد را Kiyoko به معنای فرزند خالص می گذارند . پدر خوانده های توکیو یک انیمیشن ساخت ژاپن به کارگردانی Satoshi Kon و Shōgo Furuya می باشد که در سال ۲۰۰۳ ساخته شد . Tokyo Godfathers سومین انیمیشنی است که Kon نوشته و کارگردانی کرده است . وی فیلنامه این انیمیشن را با همکاری Keiko Nobumoto نوشت و در سال ۲۰۰۳ این انیمیشن موفق به دریافت جایزه جشنواره هنر ژاپن گردید
داستان درباره یک دانش آموز سال چهارم به اسم آیواما کان میباشد که درباره ی دلیل مرموزی که پشت قضیه ی ظهور ناگهانی پنگوئن ها در دهکده ی خود میباشد، تحقیق میکند، که به نوعی به فعالیت یک خانوم که در کلینیک دندانپزشکی کار میکند، مربوط میشود…
پادشاه "Scribble" در آسمان انرژی زندگی خود را با خط خطی کردن شارژ می کند هنگامی که مردم جهان خط و خط زدنشان را کاهش دهند زندگیش به خطر می افتد. ارتش برای اجرای بیشتر خط نوشتن اعزام می شوند...
داستان نوجوانی به اسم Teito است که اتفاقات وحشتناکی برایش رخ داده و او دچار فراموشی شده است . Teito که به فراموشی دچار است اغلب رویاهای ترسناکی می بیند . شروع داستان انیمیشن سریالی ۰۷Ghost شبح ۰۷ تقریبا از شب قبل از امتحانات فارغ التحصیلی Teito می باشد ، او و تنها دوستش ، Mikage ، با هم قرار می گذارند تا هیچ وقت همدیگرو رها نکنند و همیشه با هم باشند . در ادامه انیمیشن سریالی در روز بعد موقعی که مردم داشتن در مورد Teito صحبت می کردن ، ناگهان صدای آشنایی به گوشش رسید و او را به سمت خودش کشید . صدا برای او خیلی آشنا بود ، بعد گذشت مدتی زمان کوتاهی ناگهان متوجه چیز عجیبی می شود ، این صدا را کاملا می شناسد و قبلا شنیده است . آری این همان صدایی بود که در کابوسهای شبانه و وحشتناک او ، اقدام به کشتن مرد رویاهایش ، یعنی پدر او ، کرده است . اما این صدا آشنا مال چه کسی است ؟ تیتو به دنبال صدا می رود او متوجه می شود که این صدا متعلق به رئیس ستاد Ayanami ، که نامش Zaiphon است ، می باشد . او تصمیم می گیرد که به آنها حمله کند و انتقام پدرش را بگیرد ولی متاسفانه به دست یکی از نیروهای زیر دست Zaiphon اسیر می شود به زندان فرستاده می شود . دوست او ، Mikage ، که می بیند از اسیر شدن او باخبر می شود ، برای نجات او اقدام می کند و با مقابله با نیروهای Ayanami موفق می شود تا او را از زندان فراری دهد ، ولی در نهایت دوباره به محاصره این نیرو ها در می آیند و تیتو برای فرار دوست خود را به ظاهر گروگان می گیرد.