گربه چکمه پوش پس از اینکه درون یک کتاب قصه گرفتار می شود، باید همینطور که به دنبال راهی برای فرار از آنجا می گردد، مشغول عشق ورزیدن و همینطور مبارزه باشد...
وقتی که یک مادر ثروتمند، خانواده ی ناکارآمدش را دوباره برای یک تعطیلات در خانه ای در شمال دریاچه ی کالیفرنیا دور هم جمع میکند، مشکلاتی به وجود می آید که...
داستان از انجایی شروع میشود که گروه Smurfs برای نجات یک نفر از اعضای خود به نام Smurfette وارد عمل میشوند که توسط یک جادوگر اهریمنی به نام Gargamel ربوده شده است. زیرا جادوگر میداند که این عضو گروه Smurfs دارای یک علم جور علم جادوگری ویا بهتر بگوییم یک طلسم مخفی جادوگری است که به نوع خود قوی ترین وجدیدترین طلسم جادوگری است وموجوداتی به نام Naughties به وجود میایند که مخالف با معیار های Smurfs است…
وقتی که گارگامل (Gargamel) جادوگری شیطانی موجودات کوچک آبی رنگ را از روستایشان اسمارف (Smurf) و خانههای قارچ مانندشان بیرون میکند، این موجودات به وسط پارک مرکزی شهر نیویورک آمده و حالا قبل از اینکه گارگامل همه چیز را نابود کند، باید راهی برای بازگشت به سرزمین جادوییشان پیدا کنند و …
یک مرکز خرید توسط گروهی از سارقان تصرف می شود و تنها نگهبان این مرکز که «پل بلارت» نام دارد و بشدت ماموری وظیفه شناس است ، باید با این گروه مقابله کند و…
«لیزا» (مک آدامز) در سفری شبانه با هواپیما، کنار مردی غریبه به نام «جکسن» (مورفی) قرار می گیرد. خیلی زود آشکار می شود که «جکسن» آدم شرور و خطرناکی است و قصد ربودن «لیزا» را دارد. «لیزا» هم چنین متوجه می شود که جان پدرش (کاکس) در خطر است …
زندگی مادربزرگی بعد از ۳۳ سال زندگی مشترک، با رفتن ناگهانی همسرش زیر و رو میشود. او با کمک خانواده، متانت، وقار و البته دسر ژلهای مورد علاقهاش، این فصل جدید زندگیاش را پشت سر میگذارد.
داستان سریال درباره ی یک مرکز نگهداری از سالمندان هستش که تمرکز داره روی مشکلات پرستارها , دکترها و سرپرست های آنجا و همچنین واقعیتهایی درباره ی دلسوزی ها و سختی ها هنگامِ نگهداری و مراقبت از سالمندان…
Heroes داستان یک سری از افراد را روایت می کند که فکر می کردند مثل بقیه ی مردم هستند تا زمانی که با تواناییهای شگفت انگیزشان از خواب بیدار شدند. مثل : تله پاتی , سفر زمان و پرواز کردن. این افراد به سرعت پی می برند که در جلوگیری از یک فاجعه و نجات نسل بشر نقش مهمی را بازی می کنند و همگی به نوعی تلاش خود را برای نجات دادن دنیا آغاز میکنند...
سریال داستان پسری است به اسم "ند". "ند" ۹ سالشه که متوجه میشود توانایی خارقالعادهای دارد: میتواند موجودات مرده را تنها با یک بار لمس کردن زنده کند . "ند" اما خبر از محدودیتهای این موهبت نداره. همان روز مادر "ند" میمیرد و ند هم زندهاش میکند. یکدقیقهی بعد پدر دختر همسایه میمیرد. شب موقعی که مادرش میبوسدش، مادرش هم میمیرد. محدودیتها اینهاست: ۱- اولین تماس زنده میکند و دومین تماس جان رو میگیرد، برای همیشه. ۲- اگه موجودی را که زنده کرده ظرف یک دقیقه دوباره برنگرداند یکی دیگر به جاش خواهد مرد. "ند" البته عاشق دختر همسایه هم بوده. ۱۸ سال بعد، "ند" شده یک pie-maker موفق و منزوی. تقریبا با هیچ کس رابطهای ندارد. یه کارآگاه خصوصی به اسم "امرسون کد " اتفاقی متوجه توانایی ند میشود و با هم شروع به کار میکنند، به این شکل که "امرسون" پروندههای قتل رو پیدا میکند، "ند" هم با زنده کردن مقتول و پرسیدن چندتا سوال به حل پرونده کمک میکند. یکی از پروندهها مربوط میشود به قتل دختری روی قایق تفریحی. دختری به اسم "چارلوت چاک چارلز" دختر همسایهی "ند"، عشق دوران کودکیش که پدرش را اتفاقی کشته بود...