برایان پس از اخراج از شغلش، به عنوان پدر خانهدار فعالیت میکند. او به دعوت یک پدر خانهدار دیگر برای یک قرار بازی پاسخ مثبت میدهد، اما متوجه میشود که آن شخص، فردی متقلب و خارج از کنترل است.
داستان درباره یک مادر مجرد است که برای برگزاری جشن توپ تعطیلات با قنادی محبوب دخترانش همکاری میکند. این همکاری میتواند به دلایل مختلفی مانند ایجاد خاطرات خوش برای فرزندان، کمک به قنادی یا حتی شروع یک دوستی جدید باشد.
هلن وقتی شوهرش درخواست جدایی میکند چشمانش را از دست میدهد. او با کمک یک دامپزشک و یک سگ ولگرد وحشی، قدرت خود را دوباره کشف می کند و شروع به بازسازی زندگی خود می کند...
برای تحت تاثیر قرار دادن علاقه بالقوه عشق، کایرا سگ خود را در یک نمایش چابکی وارد می کند. مشکل این است که او سگی ندارد، بنابراین باید یک سگ پیدا کند و سریع آموزش دهد ...
گریس و تونی از دو خانواده مجزا هستند که در کار هم تزیین خانه را برای کریسمس انجام می دهند. متأسفانه خانواده آنها تا زمانی به یاد می آورند همیشه در خصومت بوده اند. اما در این فصل تعطیلات، آنها باید سعی کنند راهی بیابند تا همه را به همکاری وادار کنند تا بتوانند در یک مسابقه شهری برنده شوند که بتواند مشکلاتمعیشتشان را حل کنند...
در طول هرج و مرج برنامه ریزی یک جشنواره کریسمس و رقابت برای جایزه "برترین لژ زمستانی"، یک مسافرخانه دار، علاقه خود به موسیقی و شریک موسیقی سابقش را مجددا احیا می کند...
"گلوریا"دختری بی بند و بار است که وقتی دوست پسرش از کارهایش خسته شده و او را از آپارتمانش بیرون میکند، مجبور میشود نیویورک را ترک کرده و به زادگاهش بازگردد. زمانی که خبر میرسد یک موجود غول پیکر در حال نابود کردن شهر سئول کره جنوبی است، گلوریا متوجه میشود که به نوعی به این موجود متصل است...