سه دوست شبانه به بیابان می روند تا با دوربین رویدادهای عجیب را ثبت کنند. آن ها در همان شب ناپدید شدند و دیگر هیچ وقت دیده نشدند. بیست سال پس از گم شدن آن ها و در روز سالگرد ناپدید شدنشان، فیلمهایی دیده نشده از ساعت های پایانی ماموریت سرنوشت ساز آن ها یافت می شود و...
پایگاه داده کامپیوتری سازمان توسط یک جنایتکار قدرتمند به نام "جنگجو" هک شده است. حالا با در دست داشتن لیستی از هویت تمام ماموران مخفی، او یکی یکی به سراغشان میرود.
یک دختر نینجای جوان بنام «آزومی» تربیت شده است تا سه فرمانروای خبیث را در سرزمین اش به قتل برساند، در حالی که با مشکلات شخصی خودش هم دست و پنجه نرم می کند...
در یک زمان تاریک در دوره هِیان، زمانی که نیروهای شیطانی پادشاهی را تهدید میکنند، امپراتور برای نگه داشتن نیروهای ماوراء طبیعی به اونمیوجی تکیه میکند . اما ...
«جکی» در یک فروشگاه لوازم ورزشی کار می کند و مهارت چندانی در بخش فروش ندارد اما در عوض کونگ فو کار ماهری است. او خیلی اتفاقی، وارد ماجرای دزدی بزرگی می شود و در یک مبارزه قهرمانانه جلوی دزدها را می گیرد. این اتفاق جکی را وارد ماجرایی پیچیده می کند.
جوبی یک نینجای مزدور است که وظیفهاش حفاظت از سنگ اژدها و کشیشی به نام “شیگوره” در مقابل خاندان هیروکه و کیمون است . وی در این ماموریت توسط جاسوسی از طرف دولت به نام “داکون” و شخصی به نام “سوبوته” حمایت می شود…
آمور ری و خدمه پایگاه سفید، که اکنون به نام گردان خودمختار سیزدهم شناخته میشوند، برای حمایت از نیروهای فدراسیون زمین در نبرد سرنوشتساز علیه نیروهای دوکنشین زیون، به فضا بازمیگردند ...
بلیچ ماجراهای پسری دبیرستانی به نام ایچیگو را دنبال میکند که توانایی دیدن ارواح را دارد. زندگی وی پس از برخورد با یک شینیگامی یا روح مرگ به کلی دگرگون میشود. او پس از بدست آوردن قدرتی عجیب میتواند از شهر کاراکورا در مقابل نیروهای پلید محافظت کند و…
بعد از سه سال غیبت، ناروتو به روستای خود باز میگردد و با دوستان قدیمی خود ملاقات میکند. اما شادی این دیدار طولی نمیکشد چون گروه شرور آکاتسوکی دست به کار شده و قصد دارند نقشههای شوم خود را عملی کنند. ناروتو و همتیمیهایش باید با آنها مبارزه کنند و تواناییهای خود را نشان دهند. در این راه، ناروتو با چالشها و تصمیمات دشواری روبرو میشود که باید با آنها کنار بیاید. هدف اصلی او همچنان پیدا کردن و نجات دادن دوست قدیمیاش، ساسوکه است.
در آيندهاي اتمي زده ، نژاد انسان چندين برابر پسرفت ميکند. مردمان عادي به برده تبديل ميشوند، در حالي که غولهاي ژنتيکي بر دنيا فرمانروايي ميکنند . باروت اسلحهها به تاريخ پيوسته و هنرهاي رزمي تنها سلاحيست که انسان ميتواند داشته باشد. دو مدرسه در جنگي بر سر قلمرو روبهروي يکديگر قرار ميگيرند : "هوکوتو" و "نانتو". کنشيرو جانشين حقيقي مدرسه "هوکوتو" و "شين" جانشين "نانتو". "شين" دوست "کن"، "يوريا" را ميدزدد و "کن" دنبال او ميگردد. "کنشيرو" در ميان خرابههاي جنگ اتمي براي نجات "يوريا" سفر ميکند. در حين جلو رفتن داستان، با شش استاد اعظم مدرسهي "نانتو سيکن" و سه برادر ناتني "کنشيرو" که هنر "هوکوتو شينکن" را آموزش ديدهاند آشنا ميشود. سرانجام، حريف نهايي "کنشيرو" کسي نيست جز برادر بزرگ او، "رائوه"، جنگجويي که قصد فتح دنيا را دارد و "کنشيرو" را به عنوان جانشين شايسته قبول ندارد.
Rurouni Kenshin که در شمشیرزنی نابغه بود در دوران جوانی با دیدن کشتار مردم در انقلاب ژاپن تصمیم میگیره که برای کمک به پایان شورش ها وارد این نبردها بشه، کنشین با هنر رزمی خودش بسیاری از سرکرده های گروه ها رو میکشه اما نمیتونه از کشتارها و شورش ها کم کنه، تا این که شبی مردی بیگناه رو به قتل میرسونه و سر همین قضیه و انتقام گیری نامزد اون مرد دچار نفرین میشه و زخمی به شکل ضربدر بر روی صورت اون نقش می بنده که درمان پذیر نیست. بعد از اون ماجرا کنشین شمشیر خودش رو برعکس میکنه و با خودش عهد میکنه دیگه کسی رو نکشه، بعد از چند سال شورش تمام میشه در این دوران اتفاقاتی میافته که کنشین مجبور میشه دوباره وارد میدان های نبرد بشه، اما این بار به شیوه ای جدید یعنی …