دو فضانورد که در شاتل فضایی از کار افتاده خود با امید اندکی به نجات سرگردانند، در مورد اینکه آیا بهتر است روزهای باقیمانده خود را به عنوان دوستان بگذرانند یا چیزی بیشتر بحث می کنند.
فیلم 12 قدرتمند، داستان اولین گروه نیروهای ویژه که بعد از حادثهی 11 سپتامبر به افغانستان عازم شدند را بیان میکند؛ به رهبری یک سروان جدید، گروه برای نابود کردن طالبان باید با یک جنگسالار افغان همکاری کند...
فیلم فراموش نشدنی دو شخص به اسم تسا و دیوید که به پایان زندگی مشترک خود رسیده اند و این ضربه بزرگی به هر دو آنا بوده است. با این حال دیوید با زنی به نام جولیا آشنا شده و همین مورد بس است تا حسادت تسا شعله ور شود و این حتی می تواند دامن زندگی جدید دیوید را نیز در بر بگیرد...
داستان عاشقانه اي راجع به يک پسر جوان بنام کرک (جي بارشل) که در فرودگاه کار مي کند، او دختر روياهايش مالي (آليس اوا) را در آنجا ملاقات مي کند اما اعتماد به نفس لازم را براي شروع يک رابطه قوي عاطفي ندارد، اما دوستانش تا حد ممکن در اين راه به او کمک مي کنند و او را به جلو هل مي دهند اما...
«بروک» (انیستن) و «گری» (وون) تصمیم می گیرند مثل دو دشمن در خانه جبهه بندی کنند و آن قدر بر مواضع خود پا بفشارند تا شاید یکی از آن دو به شکست اعتراف کند. اما «بروک» سرانجام پی می برد که در واقع برای تصاحب آپارتمان و متعلقاتش نیست که مبارزه می کند بلکه این همه به خاطر نجات رابطه اش با مردی است که زمانی او را عشق زندگی خود تصور می کرده است…
زمانی که دانش آموزان جدید کالج نمی توانند وارد تیم رقص و آواز آنجا شوند، تیم مخصوص خودشان را تشکیل می دهند و آمادهی یک نبرد بین خود و تیم مدرسه می شوند...
سریال “دوشنبه سیاه” مخاطبان را به روز دوشنبه، نوزدهم اکتبر 1987 می برد که با نام دوشنبه سیاه نیز شناخته می شود. در این روز، بازار سهام وال استریت به شدت سقوط کرد به طوری که به پایین ترین مقدار خود در تمام تاریخ وال استریت رسید. تا به امروز هیچ کس نمی داند که چه کسی باعث این سقوط شد اما هم اکنون این سریال به روایت اتفاقات دوشنبه سیاه می پردازد. داستان این سریال نشان می دهد که چگونه یک گروه از غریبه ها موفق شدند ثروت فوق العاده هنگفتی را به جیب بزنند و باعث خرابی بزرگترین سیستم مالی دنیا شوند…
ا
این سریال در مورد خانواده "ریچاردسون" به خصوص مادر و دختر خانواده می باشد. خانواده ای که اسراری دارند و اینکه دنبال کردن قوانین می تواند فاجعه به بار آورد ...
داستان سریال در مورد دو دوست به نام های “اسکار مدیسون” و “فلیکس انگر” می باشد که پس از اخراج از خانه هایشان توسط همسرانشان، حال این دو نفر سعی می کنند با یکدیگر زنندگی بکنند، اما عقاید آنها در خانه داری و روش آنها در زندگی با یکدیگر بسیار متفاوت است…
داستان سریال با ورود دختری به نام هنلی به یک شهر زیبا و آروم به نام هپلین که به شهر خوشی ( Happy Town ) معروفه شروع می شه ، اما کم کم مشخص می شه که این شهر دچار یه کابوس به نام Magic man هست که هر سال یک نفر رو به صورت کاملا مرموز می دزده …