یک زوج فرانسوی-آفریقایی که آرزو دارند سرپرستی یک نوزاد را برعهده بگیرند، زمانی که متوجه می شوند این نوزاد سفید پوست است هرج و مرج و درگیری خانوادهشان را فرا میگیرد...
وقتی روزنامه نگاری به نام "دن جرالدو" به پالومبیا می رود تا خبری بزرگ بدست آورد، تصورش را هم نمی کرد دست به کشفی خارق العاده بزند که همه چیز را تغییر می دهد...
لوئیس از آزادی و مجرد بودن لذت می برد. او بوی عطر و در نتیجه پول دارد. با این حال، 5 خواهر و مادر او معتقدند که در 43 سالگی، او باید به دنبال همسر باشد، نه یک شب...
داستان در پاریس اتفاق می افتد.بیست فیلم ساز هر کدام پنج دقیقه زمان دارند و بینندگان باید همه این داستانها را به هم پیوند دهند.هر قسمت با سکانس پایانی قسمت قبل آغاز می شود و با اولین سکانس قسمت بعدی تمام می شود....
مله خواننده بار است، شوهرش چاکا بیکار است و این زوج در آستانه جدایی هستند. در حیاط خانه ای که با خانواده های دیگر مشترک هستند، دادگاهی تشکیل شده است. سخنگوی جامعه مدنی آفریقا...
لیلی 19 ساله بعد از بازگشت از تعطیلات در اسپانیا، می فهمد که پرادر دوقلو اش بعد از مشاجره با پدرشان خانه را ترک کرده است. لیلی بخاطر این اتفاق با پدرش بحث می کند و ...
پاريس، زمان حال. «ژرژ لوران» (اوتوي)، مجري يک برنامه ي ادبي تلويزيوني، نواري ويدئويي به دستش مي رسد که بيرون خانه ي پاريسي اش را نشان مي دهد. پس از آن نوارهايي ديگر از راه مي رسند که اين بار طرح هاي تکان دهنده اي ضميمه شان است. در حالي که «ژرژ» بيش از پيش نگران شده، عصبيتي که به وجود مي آيد، به رابطه اش با همسرش، «آن» (بينوش) و پسر نوجوانش، «پيرو» (ماکدونسکي) لطمه مي زند...
فیلم در مورد 5 نفر به نام های «خاویر»، «ویلیام»، «وندی»، «مارتین»، و «ایزابل» است که پنج سال بعد از ملاقاتشان در بارسلونا، قرار می گذارند که بار دیگر یکدیگر را ببینند...
"جین" پسر بچه ای که در مدرسه زندگی می کند می خواهد از دست پدر خود فرار کرده و به پاریس نزد برادرش "جورج" برود.فیلم داستان چند زندگی مختف را روایت می کند که در یک لجظه تغییر می کنند...
یک پسر نوجوان به نام ویلیام به دلیل عدم توانایی خانوادهاش در پرداخت هزینهی تحصیلش، از مدرسه اخراج میشود. اما بعد از این اتفاق، این پسر نوجوان که علاقهی زیادی به درس خواندن و مطالعه دارد، به طور پنهانی به کتابخانه میرود و کتابی دربارهی چگونگی ساخت آسیاببادی را میخواند و…
دکتر الکس هافمن، فیزیکدان مهاجر آمریکایی، یک سیستم مبتنی بر هوش مصنوعی ایجاد میکند که از ترس موجود در بازارهای مالی سوءاستفاده میکند و با سرعت برقآسا عمل میکند تا بازدههای بزرگی کسب کند. اما در روز راهاندازی، سلامت عقل الکس پس از حمله وحشیانه مردی که تمام کدهای امنیتی او را میداند، در خانهاش متزلزل میشود. پس از اتفاقات غیرقابل توضیح بیشتر، الکس متقاعد میشود که برایش پاپوش دوخته شده است.