سال ها پس از شیوع یک طاعون که اکثر بشریت را تبدیل به هیولاهای وحشی کرده، یک فرد سرکش و خشن قبول میکند تا یک گروه از بازماندگان را صحیح و سالم به یک پناهگاه ببرد...
در جهانی آرمانشهری و آیندهنگر، جایی که بشریت به زندگی ابدی دست یافته است، یک مامور جوان رده بالای شرکت بهداشتی پیشرو جهان، موجی از خودکشیها را بررسی میکند...
بیروس خدای جنگاوری پس از خواب طولانی دوباره بیدار شده است و می خواهد بر کل جهان مسلط شود گروه دراگون پس از مطلع شدن از این موضوع سعی دارد تا جلوی این اتفاق را بگیرد اما ......
چهارده سال از سومین برخورد نزدیک گذشته است.همه دنیا تغییر کرده به جز،"شینجی ایکاری" که در محیطی عجیب بهوش می آید."میساتو" گروهی را تشکیل داده که از "نرو" جدا شده است...
دانش آموز جدید "مونامی" گذشته و رازی پنهان دارد که "میزوشیما" را گرفتار می کند. او "میزوشیما" را فریب داده و شکلاتی که به خون خود آغشته است را به خوردش می دهد و او را وارد دنیای خطرناک خوناشامها می کند و...
زیر حملات دائمی فرشتگان،"نرو" دو خلبان جدید را معرفی می کند،"ماکینامی" اسرارآمیز و "آسوکا" قدرتمند.در همین حین "گندو ایکاری" و "سیل" پروژه ای مخفی را پیش می برند و...
لیلا مالکال پس از پیروزیهای پیشین، به درجه ستوان سرهنگی ارتقا یافته و فرماندهی یگان W-0 را بر عهده گرفته است. او پس از خنثی کردن تلاشی برای ربودن ژنرال ارتش اروپا، سه عامل این توطئه را برای جبران کمبود خلبانان W-0 استخدام میکند. آیانو کوساکا، یوکویا ناروسه و رهبر آنها، ریو سایاما، به امید یافتن مکانی برای تعلق داشتن، این پیشنهاد را میپذیرند.
داستان در اروپا در سال قبل از میلاد اتفاق می افتد. 2017. یک واحد Knightmare که از پسران و دختران منطقه یازده تشکیل شده است، به یک عملیات نظامی با احتمال 5٪ زنده ماندن پرتاب می شوند. آنها باید یک واحد متحد را که در جبهه جنگ اروپا باقی مانده اند، نجات دهند.
داستان انیمیشن در یک سیاره عجیب میگذرد. دو قهرمان به نامهای گوکو و وگاتا داریم که با جنگجویی به نام برولی مواجه میشوند. جنگجویی که شبیه هیچیک از قهرمانانی که پیش از این با آنها روبهرو شده بودند نیست و...
تسوچیمیکادُ هاروتُرا عضو خانواده ی معتبر اُنمیُجی است اما تواناییه دیدن انرژی روح را نداره پس سعی می کنه مثل هر دانش آموز معمولیی از زندگی مدرسه ایش لذت ببره اما یک روز دوست دوران بچگیش ناتسومه را میبینه و بهار زندگیش مسیر جدیدی را به خودش می گیره!
هاچین دختری است که تحت سرپرستی خانواده ای خشک و مذهبی پرورش یافته و همیشه رویای فرار از خانواده را در سر می پروراند.میچیکو نیز دختری است بی پروا و جسور که به دلیل قانون شکنی در زندانی فوق امنیتی حبس بوده ، ولی توانست از آنجا بگریزد. وقتی که این دو با یکدیگر رو به رو میشوند،معلوم مشود که هردو به دلایل مختلف به دنبال مردی هستند که به گذشته آنها مربوط میشود…
داستان نوجوانانه حول بزرگ شدن بچه های باشگاه سافت تنیس مدرسه دبیرستان مقدماتی می پردازد، که در معرض بسته شدن است. توما شینوجو از ماکی کاسوراگی می خواهد به خاطر مهارت هایی که ادعا می کند به تیم ملحق شود، و به مسابقات تابستانی اشاره می کند. کاسوراگی برای این کار پول ی درخواست می کند.
دشمنی عجیب و غریب و قوی به نام سایرن، ناگهان از دریا ظاهر میشود. برای جنگیدن مقابل آنها گروهی از ارتش دریایی شکل میگیرد. آن ها موفق شدند که برای لحظه ای حمله سایرن را با بکارگیری ناوهای جنگی متوقف کنند. داستان درمورد دخترانی ست که با دشمنان قوی که درهیچ اردو نظامی که تابحال داشتند با چنین مواردی مواجه نشدند، میجنگند.
کیجو نام یک ورزش در دنیای این انیمه ست : یک سکو در میون آب بصورت شناور قرار داده شده، شرکت کننده ها روی سکوی مورد نظر قرار می گیرند و باید در طول مسابقه تلاش کنن که با استفاده از پایین تنه و بالاتنه خودشون فرد مقابلشون رو به درون آب بندازن و اینجوری برنده میدان باشن. اما انجام این ورزش به این سادگیا نیست .. موندن روی سکو و تحمل بار ضربات حریف تنها به قدرت و زور بستگی نداره! بلکه به انعطاف پذیری بالایی نیاز داره و میشه گفت اگر بازیکن ها مهارت ژیمناستیک وارانه ای داشته باشند می تونن به نتیجه بهتری دست پیدا می کنند و استراتژی چینی برای نحوه بیشتر ماندن روی سکو بخش مهمی از این ورزش به شمار میره
«موریاکا موریکو» بعد از استعفا از کار روزانه خود به یک آدم خانه نشین و گیمر تبدیل می شود؛ جوری که تمام وقت خود را در بازی آنلاینی می گذراند. در این بازی حتی یک فرد پا به سن گذاشته نیز می تواند در نقش کارکتری جوان و زیبا ایفای نقش کند و اینگونه ماجراجویی موریکو در نقش کارکتری به نام «هایاشی» آغاز می شود.
در جنگ با جمهوری kioka امپراطوری katjvarna است ، در اون منطقه با توجه به شرایط خاص و موقعیت خاص یک پسر ناخواسته وارد امتحان افسری رده بالا میشه ! اسمش ایکتاس یک موجود تنبل متنفر از جنگ و تحسین کننده زنان ، و هیچ کس باورش نمی شد اون که تا دیروز یک سرباز معمولی بود حالا یک فرمانده بزرگه ؟؟! اون کسی که با نبوغ خودش از جنگ پیروز و زنده بیرون میاد در حالی که پویایی و زندگی خودش رو به شیوه ای فانتزی در تاریخ سیستم های جنگی به نمایش می زاره این تمام چیزیه که درباره اون گفته شده!