"زیگفرید" پسر پادشاه "زیگموند" درباره خواهر زیبای "گانتر" پادشاه کریمهیلد حرفهایی می شوند.در مسیر خود او اژدهایی را کشته و گنجینه ای بدست می آورد.او به "گانتر" کمک می کند تا ماسکی که قابلیت نامرئی شدن دارد را بدست بیاورد...
هاوارد مبتلا به جذام می باشد، مک آلن توسط ماهارادشا دستگیر شد، و اکنون ماهارادشا به ایرن پیشنهادی را ارائه می دهد: تنها یک شب برای بهبودی هاوارد. او این پیشنهاد را می پذیرد اما ...
کی هوگ قصد دارد برای بدست آوردن یک الماس خاص سازمان "دای اسپینن" را متوقف کند،الماسی که به زن مالک آن تاج سردمداری آسیا را اهدا می کند، اما مردی که باید مالک اصلی این الماس باشد، از وجود آن اطلاعی ندارد...
شرکت لنارتز که توسط هواپیماساز معروف الیسن ترغیب می شود ، پروژه پیشنهادی دوستش را عملی می کند: F.P.1 ، یک سکوی شناور بزرگ در اقیانوس اطلس که پروازهای طولانی مدت را عملی می کند. الیسن عاشق شرکت است و ...
شخصی کودکی را در آلمان به قتل می رساند. پلیس سخت در جستجوی اوست. این قتل ها وضعیت جنایتکاران دیگر را نیز به هم ریخته است و جنایتکاران محلی میخواهند به پلیس کمک کنند تا هرچه سریعتر قاتل دستگیر شود...
"دکتر مابیوس" و سازمان جنایتکارانه اش در حال اجرای آخرین نقشه خود هستند. آنها قصد دارند دست به سرقت اطلاعاتی بزنند که به او امکان بدست آوردن سود زیادی از معاملات بورس می دهد. اما کمیسر پایس "وان ونک" شروع به تحقیق در مورد جنایتهای اسرار آمیز او می کند و...
یک زندانی (یانینگس) که در آستانه آزادی است، سرگذشتش را برای رئیس زندان تعریف میکند: نام مستعارش “رئیس هولر” و در کار نمایش و سرگرمی بوده است. روزی دختری شهرستانی (دپوتی) را نزدش میآورند که میخواهد بهعنوان رقصنده کار کند. “هولر” با آنکه همسر و فرزند دارد، به دختر دل میبازد و با هم فرار میکنند. آن دو بهعنوان آکروباتباز در سیرک بهکار میپردازند و با آکروباتباز دیگری بهنام “آرتینلی” (وارد) گروهی سهنفره را تشکیل میدهند. پس از مدتی، “رئیس” به خیانت دختر پی میبرد و نفر سوم را میکشد و به زندان میافتد…