زن جوانی به نام پاپاس در یک برنامه اقامتی ویژه برای هنرمندانی که با مشکل خلاقیت دست و پنجه نرم میکنند، پذیرفته میشود. این برنامه توسط فردی ثروتمند و مرموز به نام "ابوت" (RZA) اداره میشود.
یک زن، احساس میکند که دوستانش از او فاصله گرفتهاند. او برای اینکه دوباره با آنها ارتباط برقرار کند، یک دروغ کوچک میگوید. اما این دروغ، باعث میشود که دوستانش از او عصبانی شوند و جامعه آنها دچار مشکلاتی شود...
پس از مرگ یکی از افراد، بابفادر و پسران کوزه را میدزدند و به سفری میروند تا زندگی او را در جایی که بازیهای بادی آغاز شده بود، گرامی بدارند، اما وقتی به میانه تعطیلات بهاری می رسند، همه چیز خراب میشود...
داستان فیلم ماجراهای مربوط به یک زن و شوهر را دنبال میکند که پس از یک حادثه غمانگیز دچار افسردگی شدهاند. در حالی که شوهر این خانواده (با بازی کریس اودوود) تصمیم میگیرد تا در تنهایی با وضعیت خود کنار بیاید، خانم خانواده که لیلی نام دارد (با بازی مککارتی) در خانه میماند تا از باغچهای که ساختهاند مراقبت کند. اما مشکل بزرگ مربوط به یک پرنده سار سیاه است که از این باغچه خوشش آمده و تصمیم گرفته لانهاش را در آنجا بسازد...
فیلم «نبرد دو جنس» درباره مسابقه تنیس سال 1973 بین «بیلی جین کینگ» و «بابی ریگز» می باشد که به پر بیننده ترین رویداد ورزشی تلویزیونی تاریخ تبدیل گردید...
مردی (دیوید هسلهاف) یک شبه کسب و کارش، حساب بانکی، خانه اش، همسرش را از دست می دهد و متوجه میشود که تنها راه بازگشت به زندگی سابق کشتن نسخه مشهور خودش در واقعیت می باشد.
"دن" و همسرش "مری" پس از اینکه در خانهی تعطیلات خانوادگیشان با یک روح برخورد میکنند، فوراً یک جنگیر را استخدام میکنند تا از شر موجودات اهریمنی خلاص شوند. اما "دن" بزودی متوجه می شود که بیرون کردن این موجودات از خانه، آنطور که بنظر می آید کار ساده ای نیست...
روزنامه نگاری که به رابطه داشتن با دیگران اعتیاد دارد، زمانی که به دنبال یک زن خیابانی تحصیل کرده در استنفورد می رود خود را وارد دنیایی خطرناک میکند...
زمانی که یک میلیونر به نام “جیمز کینگ” متهم شناخته می شود و باید به مدت ده سال در زندان بماند، وی از شخصی به نام “دارنل لوئیس” می خواهد به او آموزش ها سفت و سخت دهد تا پشت میله های زندان بتواند از خود دفاع کند…
راونی بارنهارد، پلیس امنیتی یک فروشگاه بزرگ، که خود را در کارش یک حرفه ای تلقی کرده و از دیگر ماموران بالاتر میبیند، پس از آنکه نمی تواند دلیل به صدا درآمدن آژیر یک فروشگاه را بفهمد، جهت فهمیدن موضوع اقدام به انجام کارهایی در فروشگاه میکند که...
تعدادی از دوستان دور هم جمع میشوند تا یک بازی را انجام دهند، که از یک سری چالش های سخت و مسخره ذهنی و فیزیکی تشکیل شده است. آنها زخمهای قدیمی را التیام میبخشند، جای درست و اشتباه عوض میشود و معنای واقعی دوستی را درک میکنند...
داستان فیلم از جایی شروع می شود که سر و کله سینتیا و مری پیدا می شود تا ارث و میراث به جا مانده برای سینتیا از پدربزرگ مرحومش را با خود ببرند. تنها چیزی که او به ارث برده است، یک شمشیر باستانی است که پدربزرگش معتقد بود یک مدرک است. این شمشیر مدرک اثبات این است که جنوب در جنگ داخلی پیروز شده است…
داستان این سریال درباره گروهی کارمند هستندکه در شرکتی مشغول به کارند. هر یک از این افراد عیبی منحصر به فرد دارند و در راس آنها رئیس آنهاست که بیش از دیگران عیب دارد.
این سریال درام و علمی تخیلی، داستان مردمان شهری را دنبال میکند که در بالای "لوپ" در حال زندگی هستند. در این بین ماشینی برای حل کردن معماهای دنیا ساخته شده و چیزهایی را که پیش از این غیر ممکن بوده را ممکن میسازد. در این سریال رازآلود و عجیب، داستان افراد مختلف شهر روایت میشود
زن جوانی که پس از 10 سال زندگی خفقان آور با یک میلیاردر ازدواج می کند و ناگهان متوجه می شود که شوهرش یک دستگاه مانیتورینگ در مغزش کاشته که به او این امکان را می دهد که هر حرکت او را ردیابی کند.
کارآگاه نیک برکات فکر می کرد که برای کار در دایره ی جناییِ پورتلند آمادست , تا اینکه شروع به دیدن چیزهایی کرد که توضیحی براشون نداشت . و بعد از ملاقات با آخرین بازمانده ی خانوادش , نیک به رازی که در پس این وقایع هست پی می بره . نیک مثل بقیه ی آدمها نیست , اون از نوادگانِ نسلی از شکارچی هاست که به اسم “گریم” شناخته می شن. کسانی که مسوول جلوگیری از تکثیر موجوداتِ ماورالطبیعه هستن. و این گونست که داستانِ نیک آغاز می شه , در حالی که در ابتدا نسبت به این جریان بی میله ولی در حالی که مشغول کار بر روی پرونده های جنایی به همراهِ همکارش هست به جریاناتی بر می خوره که باعث می شه با دنیای این موجوداتِ انسان نما ارتباط برقرار کنه...
سریال Californication مشکلات زندگی ،هنک نویسنده ای رو بیان میکنه که با دخترش بکا و دوستش کارن،زندگی میکند. هنک نویسنده ای است که در زندگی شخصی و حتی شغلش به پوچی و بن بست رسیده و سعی در عوض کردن شرایط ندارد. و برای کنار آمدن با زندگی پوچ و تو خالی اش به بی بند و باری پناه میبرد وبا بیخیال شدن نسبت به وقایع اطرافش سعی در تحمل زندگی غیر قابل تحملش را دارد.