آستور گِرِی، نوازندهای اهل لسآنجلس، با وجود برخورداری از عشق و شانس شهرت در کنار دوستپسر ستارهاش، درمییابد که در صنعت خشن موسیقی، موفقیت و عشق بیهزینه نیستند و زندگی او بینقص نیست.
داستان سه برادر که در جنوب آمریکا زندگی میکنند و به دنبال انتقام از پدری هستند که روحشان را به شیطان فروخته است، در فضایی خونین و همراه با موسیقی روایت میشود.
پس از خراب شدن ماشینش، گلن یک شب عجیب و غریب را با یک زوج متاهل سپری می کند و زنجیره ای از اتفاقات را به راه می اندازد که زندگی آن ها و چندین غریبه را تغییر می دهد...
هنگامی که یک مادر جوان از شر دوست خشن سابق خود به داخل انباری خود پناه می برد، باید از نبوغ خود برای محافظت از دو فرزند کوچک خود در برابر خطرات فزاینده استفاده کند...
یک گیتار نواز به نوه یک دامدار کمک می کند تا تماس واقعی خود را پیدا کند. آنها به زودی خود را در میانه یک جنگ زمینی می یابند که توسط شخصیت های عجیب و غریب و رئالیسم جادویی هدایت می شود...
داستان فیلم در مورد پسر جوانی است که در یک دنیای علمی تخیلی و مبهم زندگی می کند. او گول یک تبلیغات تجاری را می خورد و به کلینیک مرموزی می رود که قرار است با کاشت یک ایمپلنت در بدنش، او را به کمال برساند. این ایمپلنت باعث می شود که او از دست رویاهای تاریک و پیچیده خود خلاص شود اما یک سری عوارض جسمی را برای او به همراه می آورد. با این حال، او در اعمال ایمپلنت ها پافشاری می کند تا شاید به کمال برسد اما رفته رفته متوجه می شود که “خلوص ذهن” آنگونه که تصور می کرد، نیست...