مردی فرمانبردار از یک شهر کوچک، توسط روح پدر مرحومش شستشوی مغزی داده میشود تا با همسرش صاحب یک پسر شود. در طول زمان، او متوجه میشود که روح پدرش، او را برای اهداف خود کنترل میکند...
یک خانواده آمریکایی به عمارت باشکوهی در حومه شهر به نام کانترویل چیس نقل مکان میکنند، عمارتی که 300 سال است توسط روح سر سیمون د کانترویل تسخیر شده است...
بیل و جانت در حالی که خانواده هایشان در حال جنگ هستند عاشق هم می شوند. در مواجهه با نارضایتی، آنها به سیاره ای دور فرار می کنند و مادربزرگ اسمو و پدربزرگ اسمد باید اختلافات خود را کنار بگذارند و با هم همکاری کنند تا آنها را به خانه بازگردانند...
چه اتفاقی می افتد وقتی در کمین زمان هستید؟ یک باستان شناس و یک معمار پس از آسیب مغزی که آنها را از افرادی که دوستشان دارند دور می کند برای دوباره تصور کردن آینده ای مبارزه می کنند...
پدینگتون که حالا خوش و خرم در کنار خانوادهی براون یکی از اعضای معروف انجمن محلی زندگی میکند، برای خریدن کادوی تولد 100 سالگی خاله لوسیاش دست به کارهای عجیبی میزند...
یک جراح با استعداد اما متکبر و مغرور که پس از حادثه ای ناگوار شغلش را از دست می دهد، راه تازه ای را پیش روی زندگی اش می بیند. او توسط یک جادوگر آموزش می بیند تا از دنیا در برابر افراد شرور محافظت کند...
گروهی از بیگانگان فضایی به مردی به نام سیمون پگ قدرتی می دهند که می تواند هرکاری را انجام دهد . آن ها این کار را می کنند تا ببینند زمین ارزش نجات دادن را دارد یا نه …
این فیلم داستان پسربچهای دوازده ساله به نام دنیس را روایت میکند که به دو علاقه متفاوت، فوتبال و مد، علاقهمند است. فیلم، واکنشهای اطرافیان دنیس به این علایق متنوع را نشان میدهد.
داستان این فیلم در مورد زندگی یک خانواده ی چند نفره است که پدر و مادر مسن با فرزندان مشکل دارند و هر کدام از اعضای این خانواده ها نیز خود دارای مشکلات بزرگتری نیز هستند. اکنون هر کدام از افراد این خانواده با یک نفر غریبه ی خارج از محیط خانواده آشنا می شوند که به نظر کسی است که می تواند مشکل را حل کند.
واریس در دوازده سالگی از صحرا به دلیل اصرار پدرش برای ازدواج با پیرمردی که قراره چهارمین زنش باشه فرار میکنه و به طرز معجزه آسایی نجات پیدا میکنه و به موگادیشو میره و از اونجا در زمان جنگ سومالی به واسطه مادربزرگش و به انگلستان فرستاده میشه. او به محل اقامت خاله اش که همسر سفیر سومالی در لندن بوده میره و مثل یک خدمتکار اونجا کار و زندگی میکنه تا پایان جنگ سومالی که از اون خونه بیرون میاد و سرنوشتش سمت و سوی دیگه ای پیدا میکنه.
دختري آمريكايي بهنام «ساندرا پولنسكي»، دانشجوي رشته خبرنگاري به لندن آمده و در پي مصاحبهاي با يكي از كارگردانان معروف لندن است. او يك شب در يكي از نمايشهاي شعبده بازي «سيد واترمن» آمريكايي شركت ميكند و روح «جو استرامبل»، خبرنگار معروفي كه بهتازگي مرده را ميبيند و از راز يك قتل زنجيرهاي مطلع ميشود. ساندرا و سيد، در جستجوي كشف حقيقت با «پيتر لايمن» مظنون آشنا ميشوند و ...
"جیمی" جوان از ساعات ورزش خودش فرار می کند تا از هم تیمیهایش کتک نخورد ."استه" جوان که همسایه او میباشد توسط پدرش مورد ضرب و شتم قرار می گیرد.آنها با هم آشنا شده ...
"سارا" زن جوانی است که زندگی اش به اندازه کافی شلوغ است و آخرین چیزی که آرزویش را دارد این است که مسئولیت مراقبت از کسی را برعهده بگیرد. "سارا" مجبور می شود از سگ مادر بزرگش نگهداری کند. این سگ لوس که از نژاد اشرافی "پاگ" می باشد، "پاتریک" نام دارد و مراقبت از آن به هیچ وجه کار آسانی برای "سارا" نخواهد بود تا اینکه …
داستان این انیمیشن در مورد فینیاس و ورب می باشد که دو کارآگاه می باشند. آنها تلاش دارند تا با هوش و استعداد خود ناپاکی ها را از شهر دور کنند. دشمن اصلی این دو دکتر هایزن شرور می باشد . هایزن فردی است بسیار باهوش و نابغه ولی استعداد خود را در زمینه تبهکاری استفاده می کنند. دکتر هایزن بدجنس توانسته است با دسترسی به تمام اطلاعات شخصی مردم شهر دانویل این فایلها را بدست آورد و سعی در اخاذی از مردم شهر کند. دو مامور مخفی ما باید از حادثه بزرگ جلوگیری به عمل آورند و تلاش کنند تا با هوش خود جلوی این مرد را گرفته و اعمال شیطانگونه ی وی را بی اثر گذارند.
در شهر کوچک “برودچرچ”، در ساحل “دورست” جسد یه پسربچه پیدا میشه، به اسم “دنی لتیمر”. توی این شهر کوچیک تا حالا جرم به این بزرگی اتفاق نیفتاده بوده، یا دزدی های کوچیک بوده، یا خرید و فروش مواد و یا رانندگی در هنگام مستی. بعد از بررسی های دقیق، متوجه میشن که این پسر به قتل رسیده. بازرس “آلک هاردی” و “الی میلر”، روی این پرونده کار میکنن. آلک هاردی” به تازگی از “سندبروک” اومده اینجا که یه زندگی آرومی رو داشته باشه، ولی درگیر این پرونده میشه. “الی” هم یکی از دوستان “بث”، مادر “دنی”، و در کل دوست خانوادگیِ خانواده ی “لتیمر” هستش. بعد از تحقیقاتی که “آلک” و “الی” انجام میدن، که به رازهای جالبی پی میبرن…
پس از 18 سال پشت میلههای زندان، میری متسون به خانه بازمیگردد و به زندگی بزرگسالی در شهر ساحلی کلاستروفوبیک که زمانی در این سریال کمدی نیم ساعته میشناخت، بازمیگردد.