در دهه 1930 پس از تهاجم ژاپنی ها به منچوری، یک معلم و گروهی از دانش آموزان یک باشگاه مطالعه را برای حفظ زبان و فرهنگ خود به عنوان اقدامی اعتراضی علیه مهاجمان خارجی تأسیس می کنند...
یک گروه ویژه که برای انجام ماموریتی به کشور چین رفته بودند، با هیولاهای غول پیکر مرموز مواجه شده و مجبور می شوند بر روی دیوار بزرگ چین به مبارزه با آنها بپردازند...
یک پلیس و تیمی از همکارانش به صورت مخفی وارد یکی از باند های تبهکاری می شوند، تا رهبر آن را متوقف سازند. اما طولی نمی کشد که هویت آن ها یکی پس از دیگری لو می رود...
پس از ناپدید شدن یک وارث، دوست این زن یک گلفروش شبیه به او را استخدام می کند تا جایش را بگیرد و از دزدیدن کسب و کار خانواده توسط یکی از اقوام خود جلوگیری کند...
استادی متحجر و مرموز بنام گوئیگوری در سالیان بسیار دور همه اسرار نبرد را به یکی از شاگردانش بنام سون یسن می آموزد . پس از آن امپراطوران در سرزمینهای مختلف به دنبال او می باشند تا از دانش او برای پیروزی در نبردهای خود و گسترش قلمرو امپراطوری استفاده کنند.
داستان دربارهی لی نی (Li Ni)، نوهی امپراتوره که نگهبان مرزه و باید شورش رو بخوابونه. لی نی با اینکه نوهی امپراتوره، هیچوقت باباش دوستش نداشته. اون هویتش رو قایم میکنه و ترجیح میده یه ژنرال بیخیال تو خط مقدم باشه، بدون هوس قدرت. تو جنگ با شورشیها، با کوی لین (Cui Lin)، دختر ژنرال کوی یی (Cui Yi)، فرمانده ارتش خاندان کوی، آشنا میشه. کوی لین خودش رو به شکل ستوان هه (Lieutenant He) جا زده و با ارتش میجنگه. این دو تو میدان جنگ بارها باهم برخورد میکنن. یکی زرنگ و نقشهکشه، اون یکی رک و حیلهگر. تو رقابتشون، هی نقشههای همدیگه رو حدس میزنن تا برنده باشن، و همین ماجرا کمکم عاشقشون میکنه.
داستان درباره شن ژن ژو است اون با شاهزاده لی چو در یکی از آشفته ترین دوره های تاریخ سلسله تانگ ازدواج کرد. وقتی که لوشان به خانواده سلطنتی شورش کرد مجبوربه فرار ب شهرستان پایتخت شدن… اگرچه توسط نیروهای مخالف دستگیرشد. اون هیچوقت از مردم حمایت نکرد. وقتی که با شوهرش برای بازپس گیری شهر به بازگشت ب کاخ با اون بود. میدونست که به عنوان گروگان شانسش رو برای موقعیت تاج و تخت به خطر میندازه.تصمیم گرفت که از زندگی بین درباریا ناپدید بشه و بین مردم زندگی کنه.