یک عروس بعد از کمای طولانی، بیدار میشود. اثری از بچهای که قبلا در شکم داشته نیست. تنها چیزی که در ذهن دارد، انتقام گرفتن از تیم قاتلینی است که به او خیانت کردند، تیمی که خودش هم زمانی عضو آن بود.
یک دزد بدنام و گروه جدیدش که از زندان آزاد شده اند ، دست به یک دزدی درخشان می زنند، اما زمانی که متوجه می شوند پول علامت گذاری شده است، با یک مامور فاسد FBI درگیر می شوند...
داستان دو نوجوان به نامهای «لاندن کارتر» و «جمی سالیوان» که رابطه ای را آغاز میکنند، اما وقتی که رازی دور از انتظار برملا می شود، رابطه بین آنها مورد آزمون قرار می گیرد و ...
جانی که آرزو دارد روزی راننده اتومبیلرانی استوک شود، در لاسوگاس با یک جوان جیببر آشنا میشود. این جوان او را به دیدن دوستان و "مادرش" که یک روسپی سابق است، میبرد...
داستان در مورد یک نقاش است ( آنتونیو باندارس ) که بطور همزمان عاشق دو خواهر می شود. او برای حل این مشکل تصمیم می گیرد یک شخصیت جدید بعنوان برادر دوقلوی خودش بوجود می آورد و …
"مکس" و "جان" پس از ۳۵ سال هنوز با هم دعوا می کنند، پدر بزرگ الکل مصرف می کند، سیگار می کشد و زنان را دنبال می کند و هیچکس نمی تواند گربه ماهی مشهوری که به شکارچیانش لبخند می زند را به دام بیاندازد…
داستان با "اسپنکی" آغاز می شود.او رئیس کلوپی متشکل از پسرهای مدرسه ای از تمام محله است.بهترین دوست او "آلفالفا" به عنوان راننده مسابقات رانندگی سالانه کلوپ انتخاب شده است.اما وقتی مراسم معرفی او انجام می شود،"آلفالفا" ناپدید می شود و...
یک مدیر تبلیغات که به نقطه شکست خود رسیده است، خود را در یک آسایشگاه روانی می بیند که در آن حرفه اش در واقع با کمک بیماران بیمارستان شروع به رونق می کند...
«شلبي» (رابرتس) قرار است عروس «خانواده ي ايتنتن» شود ولي بيماري ديابت دارد و بنابراين بچه دار شدن برايش خطرناک است؛ ضمن آن که مي داند نامزدش، «جکسن لاچري» (مک درمت) بچه مي خواهد. «شلبي» نگران و عصبي است. در حالي که «املين ايتنتن«(فيلد)، مادر شوهر آينده اش، به او اطمينان مي دهد که هيچ اتفاقي نخواهد افتاد...
«جودا رزنتال» (لندو)، چشم پزشکي که مورد احترام خانواده، دوستان و هم کارانش است، در خفا با «دولورس» (هيوستن) رابطه دارد. «دولورس» که از پنهان کاري خسته شده، تهديد مي کند که رابطه شان را بر «ميريام» (بلوم)، همسر «جودا» آشکار خواهد کرد. «جودا» نگران و دستپاچه با ترغيب برادرش که با تبهکاران در ارتباط است، به کشتن «دولورس» رضايت مي دهد.