در این نمایش طنز از حرص و طمع و ازدواج سلطنتی پرده برداری می شود. ویکتور هریس تاجر تقریباً ورشکسته ای می باشد که با ماریا هلنا، شاهزاده خانمی که با جهیزیه ای که از نیمی از پادشاهی جزیره او تشکیل شده است، ازدواج می کند...
دو خواهر و برادر روسی که در استانبول ترکیه زندگی میکنند و در تجارت شمشیربازی الماس کار میکنند، نقشهای برای سرقت الماس افسانهای سفید آتش دارند، اما رقبای آنها نقشههای دیگری در سر دارند...
داستان با خاطرات یک مامور شوروی در پاریس آغاز شده و به دیدار سه رهبر بزرگ دنیا در تهران سال 1943 می رود. یک افسر بلند مرتبه نازی قصد ترور آنها را دارد و...
داستان درباره کسی است که تصمیم دارد مدت زمان کوتاهی دست به قاچاق مواد مخدر از ترکیه به ایتالیا بزند . اما این زمان کوتاه بیشتر و بیشتر میشود ، تاجایی که مجبور میشود هرکسی برسر راهش قرار میگیرد را حذف کند.
در دوران ممنوعیت، کورنلیوس، یک چکمه فروش، در حال فرار از گارد ساحلی آمریکا است. او سر صحنه یک فیلم با بازیگر سینمای صامت به نام لیندا روبرو می شود و عاشق او می شود....
دزدی بنام “ادی چاپمن” در طی جنگ جهانی دوم اقدام به چندین سرقت موفق میکند تا سرانجام دستگیر می شود و به زندان می افتد و تصمیم میگیرد برای آلمانیها جاسوسی کند …
طنز جاسوسی در دوران جنگ سرد. پس از مرگ یک سازنده تسلیحات، گروهی بینالمللی از جاسوسان برای به دست آوردن پتنتهای نظامی ارزشمندی که توسط بیوه دوستداشتنی به ارث رسیده است، وارد نبردی پرمخاطره میشوند...
مردی خوشگذران که نمی خواهد شیوه زندگی اش را تغییر دهد تا با عشق واقعی خود ازدواج کند برای کمک به روانشناسی دیوانه که خود دارای مشکلات عاطفی است مراجعه می کند و...
»الیزابت لیپ« (مرکوری) دزد جواهر و محبوبش »ویلیام والتر« (شل)، نقشه ی سرقت خنجری زمردنشان را از موزه ی توپ قاپی استنابول می کشند. »سدریک پیج« (مورلی) مخترع انگلیسی غیر عادی، »جولیو« (سیگال)، ورزشکار لال و »فیشر« (هان) مردی نیرومند هم به کار گمارده می شوند.
"جوزف کی" صبح یک روز از خواب بیدار شده و متوجه می شود پلیس در اتاقش حضور دارد.آنها او را دستگیر می کنند اما هیچکس به او نمی گوید جرمش چیست.برای پیدا کردن دلیل این اتهام و اثبات بیگناهی اش او تلاش می کند پشت چهره سیستم قضایی را بیبیند و...
"پیر وسلرین" یک آمریکایی چهل ساله که در پاریس زندگی می کند،بوسیله پولهای دوستان و آشنایانش زندگی می کند.او تلگرافی دریافت کرده مبنی بر اینکه عمه ثروتمندش از دنیا رفته است،به همین دلیل او پولی قرض کرده و یک مهمانی بزرگ ترتیب می بیند.اما وقتی متوجه می شوند او از ارث محروم است همه چیز خراب می شود...