داستان فیلم به مبارزات جنبش ۲۶ ژوئیه به رهبری فیدل کاسترو و با همراهی ارنستو چگوارا که یکی از شمایل های قرن بیستم است پرداخته که به سرنگونی رژیم ژنرال باتیستا در کوبا انجامید …
روبن یک کارشناس آنالیز ریسک در یک شرکت بیمه است که پس از ازدواج با همسرش لیزا به ماه عسل می روند اما در اولین روز ماه عسل همسرش به او خیانت کرده و با یک مربی غواصی به اسم کلود رابطه برقرار می کند . روبن همسرش را رها کرده و به خانه بر می گردد. دوستان و همکارانش که از این موضوع مطلع شده اند تلاش می کنند تا او را از ناراحتی خارج کنند و تلاش کنند تا او با فرد دیگری آشنا شود. روبن یکروز بر حسب تصادف یکی از همکلاسی های مدرسه اش به اسم پلی پرینس را ملاقات می کند و آنها پس از چندین ملاقات دلباخته هم می شوند. از سوی دیگر لیزا نیز بسراغ او می آید و از او درخواست بخشش می کند...
اواخر سال ۱۹۶۵، در ویتنام، «سرهنگ دوم هال مور» (گیبسن) مأموریت یافته تا در دره ی درانگ حملاتی را فرماندهی کند. اما دیری نمی گذرد که «مور» و سربازانش درمحاصره ی دو هزار نفر ازنیروهای دشمن قرار می گیرند .
«گوردی بروئر» (شوارتسنگر)، آتش نشان لس آنجلسی، پس از کشته شدن همسر و پسرش در بمب گذاری مقابل دفتر نمایندگی کلمبیا، وارد عمل می شود تا به سبک خودش، انتقام بگیرد و …....
"ریک هاردینگ" افسر سابق نیروی دریایی، اکنون به عنوان طراح سلاحهای شیمیایی برای اف بی آی کار می کند. در حالیکه او آمده رفتن به خانه است، گروهی از سربازان مسلح که توسط تبهکار تحت تعقیب "کارلوس گروبر" هدایت می شوند به آزمایشگاه تحقیقاتی او نفوذ می کنند و...
"مکسیمیلیان" ، تنها بازمانده نسلی از خوناشامهای یک جزیره کارائیبی است و برای ادامه نسلش ، باید یک همسر برای خود پیدا کند . او می داند که نوزادی از زنی که پدری خوناشام دارد ، به دنیا خواهد آمد و به جستجوی او در بروکلین می رود و ...
یک نیروی شیطانی از "فردی کروگر" به عنوان دروازه ای به دنیای واقعی استفاده می کند."نانسی" تلاش می کند این نیروی شیطانی را قبل از وارد شدن به دنیای ما نابود سازد...
برنادت پیترز در این فیلم کنایه آمیز بر اساس مجموعه داستان های کوتاه تاما جانوویتز که صحنه هنری مرکز شهر نیویورک در دهه 1980 را تعریف می کرد، بازی می کند.
جاناتان پس از برنده شدن در یک بازی شکار پینت بال مقابل دوستانش به فرانسه می رود و در آنجا با ساشا آشنا می شود و عاشق او می شود. وقتی به خانه برمی گردد، خود را در مشکل می بیند...
در خیابان الم، «نانسی تامپسن» و گروهی از دوستانش، در خواب هایشان توسط قاتلی با پنجه های تیز و بلند، بنام «فردی کرگر» مورد اذیت قرار میگیرند. نانسی باید سریعا چاره ای بیاندیشد، زیرا «فردی» قربانی هایش را به سرعت، یکی پس از دیگری به کام مرگ می فرستد...