دو مسافر و یک رهبر ارکستر جسد شخصی را در کابین قطار خود پیدا می کنند. آنها الماسهای با ارزشی را میان وسایل جسد پیدا کرده و تصمیم می گیرند آنها را برای خود نگه دارند و...
«رز» ( ایمی آدامز ) برای اینکه بتواند پسرش را به مدرسه خصوصی بفرستد، تصمیم می گیرد بهمراه خواهرش «نوراه» ( امیلی بلانت ) شغلی نا متعارف را آغاز می کند...
فیلم در مورد باک هاوارد است است کسی که یکی از بهترین و مشهورترین کمدین ها و شعبه بازان بوده و در گذشته شهرت فراوانی داشته است. اما هنگامی که او در یکی از بزرگترین تردستی های خود موفق نمی شود، تمام شهرت و اعتبارش در یک روز از دست میرود. و کاملاگوشه گیر و تمام کارهایش معلق می شود …
آمار بیننده های یکی برنامه مستند تلوزیونی که در مورد حیات وحش است، رو به کاهش می باشد. از این رو از مسئولان این برنامه تصمیم می گیرند به جستجوی موجود افسانه ای بنام پاگنده بپردازند...
در سال ۱۸۴۸، یک بانک تصمیم دارد یک ریل راه آهن سرتاسر مکزیک بکشد، از این رو شروع می کند به خریدن بانکهای کوچک و زمینهای کشاورزی بدهکاری که بر سر راه هستند. مامور بانک، ظالمی بنام «جکسون» است. دو زن تصمیم می گیرند جلوی این بی عدالتی را بگیرند، «ماریا» (پنلوپ کروز) دختر زمخت و بی سواد یک مزرعهدار، و «سارا» (سلما هایک)، دختر تحصیل کردهی صاحب بانک. ماریا و سارا جهت فراهم کردن پول برای مردم بی خانهمان و گرفتن انتقام، شروع به سرقت از بانکها می کنند. اما جکسون و افرادش نیز بیکار نمی نشینند و…
داستان در مورد جوجه ای است که در ابتدا با موجودات فضایی برخورد می کند. ولی چون مدرکی برای اثبات حرف یا حقانیت خود ندارد، تحقیر شده و مورد تمسخر قرار می گیرد. ولی زمانی که فضایی ها به زمین حمله می کنند، او که منجی زمین می شود و همه را نجات می دهد...
"درک پیت" مکتشف حرفه ای است برای جستجوی کشتی گمشده ای از زمان جنگهای داخلی که به نام "کشتی مرگ" مشهور است به صحراهای غرب آفریقا می رود.از طرفی او به پزشک سازمان ملل که توسط دیکتاتوری بی رحم دستگیر شده است کمک می کند...
پس از یک ضربه روحی در تابستان،”ملیندا” به دبیرستان جدیدی می رود.ملیندا ارتباطش با دوستان و پدر و مادرش را قطع می کند و به گوشه گیری روی می آورد.او داستان تجربه تلخش و دلیل انتخابش برای سکوت را بازگو می کند…
فیلم داستان مردی است که پس از اخراج از کار رویایی خود در بانک و رها شدن توسط نامزدش "سارا"، روزش از بد به بدتر تبدیل می شود. دوست صمیمی او "جک" تلاش می کند او را قانع کند که این اتفاقات به نفعش است، اما با سررسیدن سارقان بانک همه چیز تغییر می کند...
دو مرد که از کار بی کار شده اند باید در خانه بمانند و از بچه هایشان مراقبت کنند تا زمانی که کاری پیدا کنند ولی آنها تصمیم می گیرند که یک محل برای نگه داری بچه ها باز کنند...
“ایرل” (مارتین لارنس) و “هنک” (استیو زن) در یک چیز با هم تشابه دارند، هردو طرد شده ی اداره ی پلیس لوس آنجلس هستند! یکی خنگ و دیگری عصبانی. اخراج این دو همکار در یک اتفاق باورنکردنی، ناگهان منجر به کشف بزرگترین باند قاچاق در آمریکا می شود و حال این دو مامور بدشانس ناخواسته درگیر این ماجرا می شوند و …
دو سال از شروع زندگی استوارت در بین خانواده “لیتل” ها گذشته است. استوارت اکنون به مدرسه می رود و یک خواهر کوچکتر به اسم مارتا نیز دارد و با گربه خانه یعنی “اسنوبال” نیز روابط خوبی دارد…
«لوییس تامس» (واکر)، دانشجوی سال اول، تصمیم گرفته در تعطیلات تابستان هم راه برادرش، «فولر» (زان) از این سو به آن سوی امریکا برود. در جاده «فولر» با راننده ی کامیونی که به «راستی نیل» معروف است، شوخی ناجوری می کند، و خیلی زود معلوم می شود که قربانی این شوخی «فولر» قاتلی روانی است...
دو پسر که از دوران دبیرستان با هم رفیق بوده اند، سعی دارند دوستشان «درن» (جیسن بیگز) را از شر دختری روانی بنام «جودیت» (آماندا پیت) که قصد دارد بزودی با او ازدواج کند، نجات دهند...
نیویورک، سال 2000. فیلم ساز جوانی به نام «هملت» (هوک)، با تصویر روح پدرش (شپارد) رودررو می شود که از او می خواهد از عمویش، «کلادیوس» (مک لاکلن) انتقام بگیرد. کلادیوس» پدر «هملت» را به قتل رسانده، ریاست کمپانی فیلم سازی دانمارک را به عهده گرفته و با مادر «هملت»، «گرترود» (ونورا) ازدواج کرده است…
«خانم و آقاي ليتل» (ديويس و لوري) تصميم مي گيرند به خاطر پسرشان، «جرج» (ليپنيکي)، بچه اي را به فرزندي قبول کنند. آنان در پرورشگاه به موشي (با صداي فاکس) به نام «استوارت» بر مي خورند که مي تواند حرف بزند، راست راست راه برود، لباس تنش کند و تقريبا هر کاري که يک بچه ي آدم مي کند، انجام دهد....
زمانی که دو سارق بانک از زندان فرار میکنند به شهر کوچکی میروند که در آنجا آنها را با یک زوج اشتباه میگیرند. بنابراین این دو از این فرصت استفاده میکنند و با سر هم کردن دروغ های مختلف، روی نقشه سرقت بعدیشان کار میکنند، اما...
داستان این انیمیشن در مورد فینیاس و ورب می باشد که دو کارآگاه می باشند. آنها تلاش دارند تا با هوش و استعداد خود ناپاکی ها را از شهر دور کنند. دشمن اصلی این دو دکتر هایزن شرور می باشد . هایزن فردی است بسیار باهوش و نابغه ولی استعداد خود را در زمینه تبهکاری استفاده می کنند. دکتر هایزن بدجنس توانسته است با دسترسی به تمام اطلاعات شخصی مردم شهر دانویل این فایلها را بدست آورد و سعی در اخاذی از مردم شهر کند. دو مامور مخفی ما باید از حادثه بزرگ جلوگیری به عمل آورند و تلاش کنند تا با هوش خود جلوی این مرد را گرفته و اعمال شیطانگونه ی وی را بی اثر گذارند.
این سریال داستان زوج قدرتمند موسیقی کانتری، تامی واینت و جورج جونز را روایت میکند که رابطه پیچیده اما پایدارشان الهامبخش برخی از نمادینترین موسیقیهای تمام دوران است. موفقترین آهنگ واینت، «Stand by Your Man» که بهعنوان «بانوی اول موسیقی کانتری» یاد میشود، یکی از نمادینترین و پرفروشترین تک آهنگهای کانتری یک هنرمند زن است. آهنگ جرج جونز با نام «او امروز عاشقش نشد» که به خاطر صدای یک بار در زندگی اش شناخته می شود، هنوز هم به طور گسترده به عنوان بهترین آهنگ کانتری تمام دوران شناخته می شود. با بیش از 30 آهنگ شماره یک کانتری بین آنها، از جمله دوئت های "We're Gonna Hold On"، "Golden Ring" و "Near You"، میراث جورج و تامی، هم از نظر موسیقایی و هم از نظر عاشقانه، یکی از بهترین داستان های عاشقانه تا کنون باقی مانده است. گفت.
این سریال بیشتر بر مشکلات خانواده ها در عصر جدید می پردازد ، زندگی با نژادهای مختلف ، سن های مختلف، اعتقادات مختلف و جنس های مختلف. در خانواده مدرن تضاد ها بیشتر از هر روز نمایان می شود و فاصله بین نسل ها بیشتر و بیشتر. همین تضاد هاست که ما را به خنده وا می دارد. در خانواده مدرن هر کس سعی می کند تا خود را با شرایط خانواده تطبیق دهد ولی هر چه بیشتر تلاش می کند شرایط کمیک تری خلق می شود…