نوآ مک مانوس کار خود را با دفتر شهردار بوستون برای یک کنسرت رویایی در واشنگتن دی سی ترک می کند، اما در یک روز متوجه می شود که رئیس جدیدش در واشنگتن دیگر نمی تواند او را استخدام کند و دوست دخترش به او خیانت کرده است. نوح که ویران شده به یک شهر عجیب کیپ کاد سفر می کند و به طور غیر منتظره ای خود را در خانه می بیند.
اشلی همیشه "ملکه کریسمس" در شهر بوده است. یعنی تا زمانی که او با همتای خود، بن، یک پسر خوش تیپ جدید در شهر آشنا می شود که کریسمس را به همان اندازه او دوست دارد...
وقتی هانا، نویسنده سبک زندگی و مجرد متعهد، کلبه مادربزرگ مرحومش را به ارث می برد، کول بیوه را استخدام می کند تا به فروش آن کمک کند. زمانی که هانا با کول وقت می گذراند، ایمان او به عشق و روابط باز می گردد...
وقتی مردی که به تنهایی در جنگل زندگی می کند، جان یک زن جوان را نجات می دهد، آنها مجبور به همزیستی می شوند. هرج و مرج زمانی رخ می دهد که زن کشف وحشتناکی را در جنگل پشت خانه مرد انجام می دهد و چیزی واقعاً ترسناک را آزاد می کند...
دارسی یک زن کارآفرین موفق است که همیشه کار خود را بر زندگی شخصی خود مقدم داشته است. او هرگز وقت یا انرژی کافی برای تمرکز بر پیدا کردن عشق نداشته است و در نتیجه، هرگز در یک رابطه جدی نبوده است. با این حال، زمانی که مادرش از او میخواهد برای کمک به برنامهریزی یک رویداد خیریه به خانه برگردد، زندگی دارسی مسیر غیرمنتظرهای را طی میکند...
یک افسر پلیس مدت کوتاهی پس از اینکه یک بیمار را به بیمارستانی مشکوک تحویل میدهد، شروع به تجربه رویدادهای ترسناک و عجیبی میکند که بنظر می آید به گروهی از شخصیت های نقاب دار مرموز ربط دارد...
خون آشامی از خانواده خود دور شده ، به امید اینکه آرامش خود را بدست آورده ، و یک بتواند دوباره شکار کند ، ولی در عوض شبی را تجربه خواهد کرد که هیچ وقت فراموش نخواهد کرد..
"لوک" مردی که دچار اوتیسم است به همراه پدر بزرگ و مادربزرگش زندگی می کند.او وارد دنیایی می شود که هیچکس از او توقعی ندارد اما او می خواهد برای خود شغل و عشقی واقعی بدست بیاورد...
مینیاپولیس ، معاون فرمانده پولیس مردی آرام است که به صورت ناگهانی اورا در مقابل موسیقی دلخواهش قرار میدهند بی خبر از آن که در سوی دیگری از شهر زنی به شکل فجیح کشته می شود…
پس از مرگ جن، همسر بارت کوربین (راب لو) در خانه آنها، هدر (لورن هالی)، خواهر جن، یک کمپین را آغاز می کند تا پلیس را متقاعد کند که بارت او را به قتل رسانده است...
دو پلیس کاملا متفاوت، یکی با ضریب هوشی بالا اما قدرت بدنی ضعیف و دیگر با قدرت بالا اما کودن و احمق، به عنوان پلیس مخفی به دبیرستانی اعزام می شوند و ...
یک روزنامه نگار جوان در حالی که بر روی اولین پرونده قتل خود کار می کند، درگیر شبکه ای از گروه های خلافکار شهری، گروهای سیاسی، شرکت های بزرگ و قدرتمند کارگزاری و پلیس ها می شود...