یک افسر پلیس مصری به اسم «ژنرال یوسف المسری» در شهر کاراموز زندگی میکند. داستان فیلم به سلطنت پادشاه فاروق قبل از سال 1952 بازمیگردد که در بخش مستعمرهی انگلیس در مصر انقلاب رخ داد. افسر پلیسی که به زندان افتاده و تنها در صورتی آزاد میشود که قبول کند تا با یک گروه مرموز مصری مبارزه کند.
داستان این فیلم درباره زمانی است که تا گردن در قرض باشید و متوجه شوید همه چیز تنها پول نخواهد بود. درامی کمدی از زندگی. داستانی در رابطه با میزان قدرت و تحمل در زندگی و خانواده...
مرد جوانی به نام جاناتان در شهر محل زندگیاش در شیف شب یک فروشگاه کار میکند و این تنها کاری است که او دارد. اما وقتی که با یک شخص مرموز به طور غیرمنتظرهای برخورد میکند، زندگیاش شکل دیگری به خود میگیرد و...
یک خانواده بزرگ که مانند هر کس دیگری شامل خویشاوندان است که اغلب یکدیگر را می بینند و باهم ملاقات می کنند، مجددا در جشن سالگرد عروسی 50 ساله مادر بزرگ آلبا و پدربزرگ پیترو در یک ویلای بزرگ در جزیره ای دورهم جمع میشوند. به دلیل شرایط آب و هوایی نامساعد، همه آنها در جزیره می مانند و...
تیلدا، پیش از اینکه پدر و مادرش بخواهند پدربزرگ دوست داشتنی اش را بدلیل بیماری آلزایمر به خانه سالمندان بگذارند، تصمیم میگیرد او را به آخرین ماجراجوییاش ببرد، تصمیمی که خانوادهاش را تا مرز از هم پاشیده شدن میبرد...
یک راننده بدشانس که با جابجا کردن یک دلال مواد مخدر در شهر پول درمیآورد خودش را در شرایط مالی بدی میبیند و تصمیم میگیرد بچه دلال مواد را گروگان بگیرد و...
در خانهی هیراتا سه نسل از خانواده در کنار هم زندگی میکنند. اما هنگامی که یک روز عصر یک دزد پولهای مخفی شده در یخچال خانه را میدزد ، در این خانواده بحران به وجود میآید و…
هنگامی که خانوادهای بزرگ مجبور میشوند به خاطر مراسم خاکسپاری پدربزرگشان دوباره همدیگر را ملاقات کنند، این سوال مهم برای آنها پیش میآید که مادربزرگشان باید با چه کسی زندگی کند و...
یک پسر جوان در میان فشارهای والدینش برای ازدواج، تلاش های فراوانی برای یافتن کیس مناسب انجام میدهد اما هر بار به اشکال مختلف با شکست مواجه میشود، تا اینکه با همبازی دوران کودکی اش روبرو میشود و...
داستان درباره یک مجری رادیو میباشد که پس از ورود خواهرزاده اش به زندگی او، دچار تغییرات گسترده ای میشود و برنامه تلوزیونی راه می اندازد که مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار گرفته و جنجال بپا میکند اما...
این فیلم داستان یک پسر سیاهپوست میباشد که به قتل همکلاسی سفیدپوستش محکوم میشود و وی زندانی میگردد. اما در این بین پدرش تصمیم میگیرد تا با امید به خدا برای نجات پسرش شروع به مبارزه در داداگاه کند و زندگی پسرش را از مرگ نجات دهد و…
در دنیایی که ابرقهرمانان اسپانسرهای شرکتی دارند و ستارگان برنامه های تلویزیونی واقعیت خود هستند، یک تیم ابرقهرمان جدید با همکاری قهرمان باسابقه وایلد تایگر و تازه کار بارنابی بروکس جونیور تشکیل می شود.
هیتوری گوتو، "بوچی چان" دختری است که آنقدر درون گرا و خجالتی در اطراف مردم است که همیشه صحبت هایش را با "آه..." آغاز می کرد. گروه چون فکر میکرد این میتواند فرصتی باشد حتی برای کسی که مثل او خجالتی هم بدرخشد. اما از آنجایی که او هیچ دوستی نداشت، در نهایت هر روز شش ساعت به تنهایی گیتار تمرین کرد. او پس از تبدیل شدن به یک نوازنده ماهر گیتار، ویدیوهایی از خود در حال نواختن گیتار را با نام «قهرمان گیتار» در اینترنت آپلود کرد و در مورد اجرا در کنسرت جشنواره فرهنگی مدرسهاش خیالپردازی کرد. اما او نه تنها نتوانست هیچ هم گروهی پیدا کند، قبل از اینکه بداند، او در دبیرستان تحصیل می کرد و هنوز هم نمی توانست یک دوست مجرد پیدا کند! او واقعاً در آستانه تبدیل شدن به یک گروه بسته بود، اما یک روز، نیجیکا ایجیچی، درامر گروه Kessoku Band، به سراغ او رفت. و به همین دلیل، زندگی روزمره او کم کم شروع به تغییر کرد...