یک سردسته خلافکار مکزیکی به وسیله مادرش مجبور شده تا ماموریتی بسیار خطرناک برای پیدا کردن برادرش در غیرقابل پیش بینی ترین نقطه زمین را برعهده گیرد و ...
در سال 1930 در پوئبلا، مکزیک، یک زن جوان خود را در یک ازدواج منظم با یک سیاستمدار برجسته (آندرس آسنسیو) می بیند. همانطور که حرفه او پیشرفت می کند، برای او سخت تر می شود که یک همسر وفادار و دوست داشتنی باقی بماند.
یک سرباز سیاهپوست پس از جنگیدن برای اتحادیه در جنگ داخلی، برمیگردد تا متوجه شود که مادرش توسط یک گروه از اوباش سفیدپوست به قتل رسیده است. او به یک شکارچی جایزه تبدیل میشود، مصمم به ردیابی و کشتن مردانی که مادرش را کشتهاند.
بردهای دو رگه در اواسط قرن نوزدهم، به عنوان یک جنگجوی قفس، به شهرت میرسد. اما او از این موفقیت برای مبارزه با بیعدالتیهای جامعه سفیدپوست استفاده میکند...
«ال جفه» (فرناندس)، ثروتمند مکزیکی پس از کشف این که دخترش «ترسا» (مالدونادو) از ژیگولویی به نام «آلفردو گارسیا» بچه دار است، یک میلیون دلار برای سر «گارسیا» جایزه می گذارد. «کوییل» (یانگ) و «ساپنسلی» (وبر)، دو جایزه بگیر امریکایی به «بنی» (اوتس)، پیانیست «بازنده»، ده هزار دلار برای تعیین محل «گارسیا» پیشنهاد می کنند…
نوجوانی ماجراجو به نام دورا که بیشتر کودکیاش را در جنگل و طبیعت سپری کرده و با حیوانات زندگی کرده است، حالا پدر و مادرش او را آمادهی ورود به دبیرستان میکنند. اما اتفاقی غیره منتظره رخ میدهد و دورا باید با کمک دوست میمون خود و تعدادی از دوستانش یک ماموریت سخت را برای نجات والدینش از یک مخمصه شروع کنند و…
داستان فیلم درباره سازمان جنایت بین المللی به نام “سرویس سازماندهی مخفی” یا “S.O.S.” است که با مامور های زن خود که تحت پوشش یک آژانس مدلینگ لباس شنا به رهبری خانم بریستول و همکارش لوئیجی عمل می کنند، بسیار موفق هستند. سرویس بین المللی سازمان دولتی خدمات مخفی تصمیم به قطع فعالیت های S.O.S. گرفته است. چندین مامور در S.O.S. نفوذ کرده اند اما ...