در اولین پرواز اولین هواپیمای تجاری مافوق صوت که می تواند طی چهار ساعت از نیویورک به لندن پرواز کند، یک فاجعه کوچک رخ می دهد که در نتیجه هواپیما جو زمین را ترک می کند و به دور آن می چرخد..
تهیه کننده یک فیلم که شکست بزرگی را به همراه داشت، سعی میکند با تغییر دادن فیلمش به عنوان یک محصول وابسته به عشق شهوانی، زندگی حرفهای خود را نجات دهد...
"جودی" بعد از مرگ همسرش در شب ازدواجشان، تصمیم می گیرد تا به ارتش بپیوندد. تصمیمی که در ابتدا بسیار بد بنظر می آمد بعدها بهتر می شود. او به مقر ناتو در اروپا منتقل شده و با "هنری" فرانسوی آشنا می شود.آنها تصمیم می گیرند با هم ازدواج کنند و...
"فیلیپه دوویر" برای اینکه ثابت کند هنوز قدرتمند است، تصمیم می گیرد "کلوزو" را به قتل برساند. به محض اینکه اخبار قتل او رسانه ای می شود، "کلوزو" از این فرصت استفاده کرده و بطور مخفیانه تلاش می کند راز این ماجرا را فاش کند...
کیسی پسر جوانی است که در یک خانوادهی اسبباز بزرگ میشود. او با کُرّهاسبی به نام «سایهی کیسی» دوست میشود که همه آن را بازنده میدانند، اما این اسب در نهایت قهرمان مسابقات میشود.
توماس میلیان به عنوان پلیس مخفی با موش حیوان خانگی اش به نام 'Serpico'. هنوز برای یک کمیسر تحقیقاتی به نام نیکو ژیرالدی کار می کند. این بار با یک باند که در آپارتمان های لوکس واقع در رم دست به سرقت می زنند، مبارزه می کند...
«ال جفه» (فرناندس)، ثروتمند مکزیکی پس از کشف این که دخترش «ترسا» (مالدونادو) از ژیگولویی به نام «آلفردو گارسیا» بچه دار است، یک میلیون دلار برای سر «گارسیا» جایزه می گذارد. «کوییل» (یانگ) و «ساپنسلی» (وبر)، دو جایزه بگیر امریکایی به «بنی» (اوتس)، پیانیست «بازنده»، ده هزار دلار برای تعیین محل «گارسیا» پیشنهاد می کنند…
بازرس ریتسو "باد اسپنسر" كه در پی دستگیری پاسترونی عامل مافیا و توزیع کننده مواد مخدر در ناپل هست ساما کاردون "رابرت وبر" از طرف اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا به ناپل آمده و رئیس پلیس ناپل از ریتسو میخواهد با او همکاری کند. از طرف دیگر فرانک بارلا " آل التیری" از تبهکاران آمریکا نیز به ناپل می آید"پاسترونی" کشته میشود و " ریتسو" برای به دست آوردن سر نخ قاتل او که در واقع خبر چین و مأمور ویژه مافیاست به بانکوک و هنگ کنگ میرود و .....
مارتین بلهوم در چهل سالگی زندگی آرامی را با همسر و دو فرزندش سپری می کند. یک روز ، او ناامیدانه عاشق اوا ، خواننده ای می شود و تصمیم می گیرد او را تا آمستردام تعقیب کند...
جنگ جهاني دوم، سال ۱۹۴۴. «سرگرد رايسمن» (ماروين)، افسر امريکايي مستقر در انگلستان، مأموريت مي گيرد که با استفاده از دوازده سرباز محکوم (به دليل قتل، تجاوز يا دزدي)، قصري در فرانسه ي اشغال شده (محل گرد آمدن تعدادي از امراي ارتش آلمان) را منفجر کند.
خانم ثروتمندی به نام »سمپسن« (باکال)، کارآگاه خصوصی »لو هارپر« (نیومن) را استخدام می کند تا شوهر گم شده اش را بیابد. »خانم سمپسن« توضیح می دهد که علاقه ای به همسرش ندارد، بلکه صرفا می خواهد بداند او پول هایش را برای چه کسی، یا چه چیزی خرج می کند….