این فیلم داستانی واقعی از دو برادر را روایت میکند که سالها در دل جنگل و به دور از تمدن، همچون حیوانات وحشی زندگی کردند. میشل، یکی از این دو برادر، پس از بزرگ شدن به شمال کانادا سفر میکند تا برادر گمشدهاش، پاتریس را بیابد.
"لوکا اسکالی" بازرس بخش مبارزه با سرقت های مسلحانه در شهر مارسی میباشد . اسکالی دختری به نام "مایا" دارد که سالهاست او را ندیده ، مایا پلیس بخش مبارزه با موادمخدر میباشد و در یک واحد فاسد پلیس فعالیت می کند. اسکالی به بهانه این پرونده به دخترش نزدیک می شود و اطلاعات پرونده را به مایا می دهد و ...
در آپریل سال 1988 در جزیره اویوا 30 افسر پلیس توسط جدایی طلبان به گروگان گرفته می شوند.300 سرباز از فرانسه برای آزاد سازی گروگانها به منطقه اعزام می شوند.دو مرد با هم رو در رو می شوند،"فیلیپه لگوریوس" فرمانده نیروهای فرانسوی و "آلفونسو دیانو" رهبر گروگان گیران که تلاش می کند بر دیگری چیره شوند...
امانانل و فیلیپ زوجی هستند که میخواهند فرزندی داشته باشند، اما فیلیپ به دلیل گرایشش مخالف است. امامانل تصمیم میگیرد که این کار را انجام دهد، حتی اگر خطر از دست دادن فیلیپ را داشته باشد.
۲۴ سپتامبر ۱۹۱۴ ارتشهای آلمان بریتانیا و فرانسه در جریان جنگ جهانی اول در بلژیک با هم میجنگیدند. شب کریسمس جنگ را تعطیل میکنند تا دست کم برای چند ساعت کریسمس را جشن بگیرند. در ارتش آلمان یکی از سربازان که سابقه خواندن در اپرا را نیز دارد شروع به خواندن ترانه کریسمس مبارک میکند. صدای خواننده آلمانی را سربازان جبهه های دیگر میشنوند و با پرچمهای سفید به نشانه صلح از خاکریز بالا می آیند و بسوی ارتش آلمان میروند.آنشب سربازان ۳ ارتش در کنار هم شام میخورند و کریسمس را جشن میگیرند ولی هر ۳ فرمانده توافق میکنند که از روز بعد صلح شکسته شود و جنگ را از سر بگیرند...