زمانی که "بنیامین استید" و "ماری استید" به همراه خانواده خود به شمال ایالت نیویورک در اوایل 1800 نقل مکان میکنند ، ناخواسته وارد یک سری مسئل مذهبی میشوند تا وقتی که مردی جوان به نام "جوزف اسمیت" با آن ها آشنا میشود و ..
یک حشره غول پیکر انسان نما از فیلم Mimic (1997) جان سالم به در برده و در حال کشتن انسان ها و تعقیب یک زن است که معلم زیست شناسی/حشرات در نیویورک است...
ازدواج ریتا و دانا لوند در سراشیبی سقوط قرار دارد زیرا ریتا از یک زن خانه دار بودن متنفر شده است. بنابراین آنها برای نجات پیوند زناشویی خود، به همراه پسرشان راهی یک اردو به سمت کالیفرنیا شدند...
داستان گروهی از بچه ها که در تلاشی جسورانه برای نجات پدران خود که افسر نیروی دریایی هستند و در جریان یک ماموریت شکست خورده و در کره شمالی دستگیر شدند، به خاک دشمن وارد می شوند...
"جس تیلور" گوشه نشینی است که از یک معدن نقره محافظت می کند. دختر او "کدی" فرار کرده و به فرزند نامشروع یک مرد ثروتمند که از ازدواج با او امتناع کرده را به دنیا می آورد.پدر مرد مالک معدن است به همین دلیل "کدی" ادعا می کند ثروتش متعلق به اوست و...
یک سفینه فضایی در سفر طولانی و تنهای خود به یک هرم فضایی عجیب بر میخورد،مسافران این سفینه قبل از اینکه چیزی بفهمند کنجکاوی آنها تبدیل به وحشت میشود و تمام کابوس هایشان به واقعیت می پیوندد...
فیلم بر روی زندگی و ازدواج یک یونانی سالخورده به نام "تئو توماسیس"، که از پیشینه ای روستایی تا تبدیل شدن به یک غول نفتی و انتخاب شدن به عنوان رئیس جمهور یونان، تمرکز می کند...
«روی تاکر» (هاکمن) که بهخاطر قتل شوهر محبوبهاش، «ایلای» (برگن) به بیست سال زندان محکوم شده، وقتی مردی بهنام «تاگ» (ویدمارک) به او پیشنهاد ترتیب دادن فرارش را در ازای کاری نامعلوم میدهد، مشکوک میشود. او معامله را به این شرط میپذیرد که هم سلولیاش، «اسپیوِنتا» (رونی) نیز آزاد شود و...
داستان این مجموعه درباره تیم تحلیل محیط زیست بشردوستانه (HEAT) است که توسط دکتر نیک تاتوپولوس (با صدای Ian Ziering) رهبری میشود و آنها با هیولاهای عظیم الجثه تکامل یافته نبرد میکنند که پس از رویدادهای فیلم Godzilla سال 1998 به طور مکرر ظاهر میشوند.
داستانِ این سریال مربوط به پزشک زنی با نام مایکلا کوئین است که نقش آن را جین سیمور بازی میکند. مایکلا پس از گرفتن تحصیلات پزشکی در بوستون به دهکدهای در کلورادو میرود و در آنجا به معالجه بیماران میپردازد در همین حین با خانوادهای صمیمی میشود پس از مدتی مادر آن خانواده بر اثر بیماری در معرض مرگ قرار میگیرد و در اواخر عمرش سه فرزندش را به مایکلا می سپارد تا از آنها مراقبت کند.