امیلی، دختری جوان، در سال ۱۹۹۴ به یک گروه تئاتر آوانگارد ملحق میشود. او به سرعت جذب سبک زندگی آزاد و دوستانه اعضای گروه شده و احساس میکند که خانواده جدیدی پیدا کرده است. با این حال، رفتهرفته درگیر مناسبات و بازیهای قدرت پیچیدهای میشود که در میان اعضا وجود دارد.
این داستان، ماجرای پلیسی سختکوش را روایت میکند که به شکلی مرموز به آیندهای پادآرمانی و ناگوار منتقل میشود. او برای بازگشت به زمان حال، مجبور است در یک تورنمنت مبارزه مرگبار و بیرحمانه شرکت کند و با رقبای خطرناک به نبرد بپردازد.
فیلمی بیوگرافی در مورد خوزه هرناندز و مسیر او از یک کارگر مزرعه تا تبدیل شدن به یک مهندس و فضانورد. داستانی از استقامت و فداکاری برای تحقق یک رویای به ظاهر غیرممکن...
سه روز بعد از ترک کریستین، آنا کارش را در انتشارات مستقل سیاتل (SIP) به عنوان دستیار شخصی جک هاید شروع میکند. او احساس خوبی درباره جک ندارد. کریستین به او ایمیل میدهد تا او را به نمایشگاه گالری دوستش، خوزه رودریگز، در پورتلند ببرد. این دو باهم به نمایشگاه میروند و آشتی میکنند. کریستین عکسهای خوزه از آنا را میخرد؛ زیرا نمیخواهد افراد دیگر این عکسها را در خانهشان داشته باشند...
کارآگاه "رگان ریلی" و یک زن نظافتچی که بعدا کاراگاهی خصوصی میشود، در مورد آدم ربایی پدر "رگان" و یک راننده زن جوان درست پیش از تعطیلات تحقیق می کنند ...
هیچ کسی مثل امیلی مرکل، که خیلی ها او را به اسم خانم معجزه میشناسند، تعطیلی ها را جشن نمیگیرد. که برگشته است تا مطمئن شود کریسمس امسال به بهترین و جادویی ترین نحو برگزار شود. خانم معجزه( میراکل) به عنوان یک کارمند در...
هنگامی که او را به محراب می اندازند، زنی جوان مادرش را در ماه عسل در نظر گرفته شده به استراحتگاهی دورافتاده می برد. اما مادرش انگیزههای پنهانی دارد ...
زمانی که "بنیامین استید" و "ماری استید" به همراه خانواده خود به شمال ایالت نیویورک در اوایل 1800 نقل مکان میکنند ، ناخواسته وارد یک سری مسئل مذهبی میشوند تا وقتی که مردی جوان به نام "جوزف اسمیت" با آن ها آشنا میشود و ..
خواهر جینجر، بریژیت، که حالا خودش یک گرگینه است، باید سعی کند تا قبل از ماه کامل بعدی، در حالی که در یک کلینیک توانبخشی از یک گرگینه بی امان پنهان شده، درمانی برای شهوت خونش پیدا کند....
«سرهنگ ویلیام لودلو» (هاپکینز) که از ارتش و جنگ و کشتار سرخ پوستان متنفر است، در املاک خود در مونتانا یک امپراتوری خانوادگی تشکیل داده و با سه پسرش، «آلفرد» (کویین)، «تریستان» (پیت) و «ساموئل» (تامس) زندگی می کند. با شروع جنگ جهانی اول، «ساموئل» در کانادا به ارتش می پیوندد. دو برادر دیگر نیز همین کار را می کنند. اما هر سه به یک اندازه خوش شانس نیستند تا به خانه بازگردند و …
مهارتها و رویکردهای پلیسی متفاوت فیتز و آرچ که با هم مجبور به حل جنایات منحصربهفرد در جزیره سنت پیر فرانسه شدهاند، با هم درگیر میشوند، اما به زودی متوجه میشوند که یک همکاری بینظیر را ایجاد میکنند.
مرکزیت سریال بر روی دختر جوانی به نام کریستین بنا شده است. کریستین دانشجوی سال دوم وکالت، به عنوان کارآموز در یک شرکت معتبر مشغول به کار است. کریستن تمام تلاش و تمرکزش را بکار گرفته تا بتواند لیاقت و شایستگی خود را اثبات کند تا به جایگاهی قابل قبول در شرکت دست یابد، اما