دختری ماجراجو به نام "الما" با پسری همچون خود "گوکو" اشنا می شود ، آن ها خود را در یک ماجراجویی بزرگ میبینند ، جایی که گفته می شود هر کس هفت توپ اژدها را جمع آوری کند به قدرت باورنکردنی دست پیدا میکند اما...
"گوکو" به همراه "کریلین" مشتاق هستند تا توسط استاد "روشی" هنرهای رزمی را از بر گیرند ، اما تنها راهی که استاد قبول میکند که به ان ها آموزش دهد این است که به قلعه شیطان بروند و شاهزاده خانوم خوابالو را پیدا کنند و ...
در آینده ، در اثر استفاده از سلاحهای شیمیایی در بزرگترین جنگ جهانی تغییراتی در جهان بوجود می آید. انسانها زندگی تقریبا نزدیکی با گیاهان سمی و هیولاهای بزرگ دارند و میخواهند آنها را نابود کنند … یکی از پادشاهیها دهکده بادگیر صلحجویی است که شاهزاده ((Nausicaä)) و پدرش حکمرانی میکنند. دهکده به دلیل وزش باد مخالف مسموم نشد ولی دسیسه بزرگی از جانب حکمران همسایه برای شکستن صلح آغاز میشود. هیچکس نمیدونه ((Nausicaä)) نیروی پنهانی دارد که ممکنه جهان را تغییر دهد…
در قرن بیست و یکم، نیروی پلیس از رباتهایی با هدایتگران انسانی بهره میگیرد. افسران پلیس، کن، النور و گورا، به همراه همکاران رباتیک خود، بلیدر، اسکنی و ویگوبوس، موظفند یک گروه مزدور را که یک تانک خودکار قدرتمند را به سرقت بردهاند، متوقف سازند.
داستان قلعه کاگلیسترو درباره دزدی حرفهای است که با گروهش سعی میکنند شاهزادهای را از چنگال شروران نجات دهند و همچنین به راز یک گنج افسانهای که قسمتی از کلید آن در دست اوست پی ببرند...
پس از گذشت زمانی طولانی از جنگی خانمانسوز که نزدیک بود جهان را به کلی از بین ببرد، نوجوانی با نیروهایی خارقالعاده در مقابله با دشمنانی که در پی چیرگی بر بازماندههای تمدن هستند، برای حفاظت از دوستانش میجنگد.
نیلز هولگرسان (به انگلیسی: Nils Holgersson) پسری ۱۴ ساله و روستایی از خانوادهای کشاورز است. او دربرابر همنوعان خود تنبل و بیاعتنا بود. در اوقات فراغتش از اذیتکردن حیوانات مزرعهشان لذت میبرد. یک روز وقتی که خانوادهاش به کلیسا رفته بودند و او را در خانهٔ تنها گذاشته بودند تا قسمتهایی از انجیل را حفظ کند به وسیلهٔ تور یک تومته (به انگلیسی: Tomte) را گرفت. تومته به نیلز پیشنهاد داد تا در قبال آزادیاش یک سکه بزرگ طلا به او بدهد ولی نیلز این پیشنهاد را قبول نکرد و تومته او را تبدیل به یک تومته کرد که باعث شد نیلز کوچک شود و بتواند با حیوانات صحبت کند. حیواناتی که از دست نیلز عصبانی بودند و از اینکه او به اندازهٔ آنها شدهاست خوشحال بودند و آمادهٔ انتقامگرفتن از او بودند. هنگامی که این اتفاقها افتاده بود، دستهای از غازهای وحشی برای کوچکردن در حال پرواز بر روی مزرعه خانوادهٔ نیلز بودند در همین حال یکی از غازهای مزرعه به نام مورتن تلاش میکرد تا به غازهای وحشی ملحق شود. نیلز تصمیم گرفت با دوست جدیدش که همستری به نام کاروت بود با پریدن بر پشت مورتن از مزرعه فرار کند و به غازهای وحشی که برای فصل تابستان در حال پرواز به لپلند بودند ملحق شود. غازهای وحشی که از ملحق شدن یک پسر و یک غاز اهلی به خودشان خوشحال نبودند سرانجام آنها را قبول کردند. نیلز در این سفر با ماجراهای زیادی و شخصیتهای مختلفی روبهرو شد و یاد گرفت که به دیگران کمک کند و خودخواه نباشد. او در طول سفرش فهمید که اگر ثابت کند که بهتر شدهاست ممکن است تومته او را به اندازه و حالت واقعیاش برگرداند…
داستان این سریال درمورد دختر بچهای پنج ساله است که یک سال بعد از تولدش پدر و مادرش را از دست داده و عمهاش سرپرستی او را بهعهده میگیرد. در واقع داستان از روزی شروع میشود که عمه «دتا» کاری در شهر فرانکفورت پیدا کرده و دیگر نمیتواند از «آدلاید» که همه او را هایدی مینامند نگهداری کند بنابراین تصمیم میگیرد که او را به نزد پدربزرگش که تنها فامیل اوست ببرد تا او مسئولیت سرپرستی از هایدی را به عهده بگیرد.
کارتون گوش مروارید محصول ژاپن درباره ماجراهای پتی خرگوش، بابی خرس و خانواده های آنها روایت میشود، در شهرستان کوچکی به نام مَپِل روایت میشود. و در هر قسمت داستانی جالب برای او اتفاق می افتد. این کارتون در دهه ۷۰ از شبکه دوم سیما پخش میشد.
در آيندهاي اتمي زده ، نژاد انسان چندين برابر پسرفت ميکند. مردمان عادي به برده تبديل ميشوند، در حالي که غولهاي ژنتيکي بر دنيا فرمانروايي ميکنند . باروت اسلحهها به تاريخ پيوسته و هنرهاي رزمي تنها سلاحيست که انسان ميتواند داشته باشد. دو مدرسه در جنگي بر سر قلمرو روبهروي يکديگر قرار ميگيرند : "هوکوتو" و "نانتو". کنشيرو جانشين حقيقي مدرسه "هوکوتو" و "شين" جانشين "نانتو". "شين" دوست "کن"، "يوريا" را ميدزدد و "کن" دنبال او ميگردد. "کنشيرو" در ميان خرابههاي جنگ اتمي براي نجات "يوريا" سفر ميکند. در حين جلو رفتن داستان، با شش استاد اعظم مدرسهي "نانتو سيکن" و سه برادر ناتني "کنشيرو" که هنر "هوکوتو شينکن" را آموزش ديدهاند آشنا ميشود. سرانجام، حريف نهايي "کنشيرو" کسي نيست جز برادر بزرگ او، "رائوه"، جنگجويي که قصد فتح دنيا را دارد و "کنشيرو" را به عنوان جانشين شايسته قبول ندارد.
مِگ، جو، بث و امی چهار خواهر هستند که در کنار مادرشون زندگی آرامی رو میگذرونن و منتظر پدر هستند که از جنگ برگرده. اما سرنوشت اونها ناگهان تغییر میکنه و این خانواده مجبور میشن سختی های زیادی رو متحمل بشن. سختی هایی که دخترها رو در برابر مشکلات آبدیده میکنه و از اونها زنان کوچکی میسازه…